این نشریه که به انتقاد از حکومتهای ایران و عثمانی و نیز خرافات و عادات مردم قفقاز و کشورهای اسلامی میپرداخت نقش مهمی در بیداری مردم و جنبش مشروطه ایران داشت....تاثیرات این روزنامه در روشنفکری ان روزگار ایران غیر قابل انکار است و بزرگترین شاعر انتقادی میرزا علی اکبر صابر در ان به زبانهای ترکی اذربایجانی و فارسی نیز شعر می سرود..صابر کسی بود که به ترجمه شاهنامه به ترکی قفقازی همت گماشته بود...به لطف مسوولان کتابخانه ملی باکو توانستم به آرشیو کامل بازمانده این روزنامه فکاهی -انتقادی مصور ،دسترسی پیدا کرده و از برخی شماره های آن پیکره بر داری کنم...در این شماره در کاریکاتور و نوشتاری ،بی توجهی مسوولان روسی به مزار نظامی مورد انتقاد قرار داده شده و از او آشکارا به عنوان سراینده دیوان فارسی خمسه و از زیر پایه های شعر فارسی یاد شده و مورد تمجید شایانی قرار می گیرد.و نویسنده مدعی است نظامی اصالتا قمی است اما در گنجه شهرت پیدا کرده است.. نویسنده همچنین از خرابی مزار او اظهار تاسف کرده است و از خوانندگان می خواهد مزار نظامی را از چراگاه شدن به دست گوسفندان نجات دهند !!....شاید مشاهدۀ اوضاع نابسامان آرامگاه نظامی در قرن 19م. سیّد عظیم شیروانی، شاعر معروف منطقۀ شیروان، را به سرودن رباعی ذیل واداشت:

«ای شیخ نظامی! ای نظامی داغیلان

ای گنجهده عزّ و احتشامی داغیلان

اولموشمو سنینله من کیمی عالمده

بیتی، ائوی، مکتبی، کلامی داغیلان؟»

ترجمه: (ای شیخ نظامی! که آنکه نظامت نابود گشت!

ای آنکه در شهر گنجه عزّ و احتشامت نابود گشت.

آیا در عالم کسی مانند من و تو وجود داشت،

که بیت و خانه و مکتب و کلامش نابود گردد؟».....حدیث غربت و مظلومیت حکیم نظامی بیش از دیگران روح آدمی را بدرد می آورد. بی شک حکیم نظامی بزرگترین داستان سرای ایرانیست. در میان آثار حکیم نظامی شعر و یا نوشته ای یافت نمی شود که به زبانی غیر از فارسی، سروده باشد. زبان نظامی فارسی بوده و اصولا او با توجه به موقعیت مکانی گنجه که در آن زمان جز خاک ایران بوده، خود را ایرانی می دانسته. اما امروزه ایرانی بودن حکیم نظامی از سوی زمامداران کشور جعلی آذربایجان ،نادیده گرفته میشود و وی را شاعر ترک و ترک زاده به جهانیان معرفی می نمایند و منکر عشق او به فرهنگ سرزمین مادریش، ایران، می شوند. حکیم نظامی ابیاتی را برای سنگ مزار خود سروده بود، اما امروزه نه تنها اثری از این ابیات نیست، بلکه به خط روسی و ترکی استانبولی به معرفی او پرداخته اند.!!! به قولاستاد دکتر باستانی اگر روزی روزگاری ، روح حکیم نظامی به زمین بیاید پیش از هرچیزی به یک مترجم روس و ترک نیاز دارد .چراکه اولی باید راه جغرافیایی را از روی نقشه برای وی مشخص کنند و دیگری نوشته های سنگ قبراش را برایش بخواند .!!!

حکیم نظمی برای قبر خود این ابیات را سروده بود :

بیاد آور ای تازه کبک دری //// که چون بر سر خاک من بگذری

گیا بینی از خاکم انگیخته //// سرین سوده ، پایین فرو ریخته

چو آنجا رسی می در افکن بجام ///// سوی خوابگاه نظامی خرام

نشانی تو بر من سرکشی زدور ///// فشانم من از آسمان بر تو نور....و چه گواهی بالاتر از ایران گرایی نظامی سراینده این اشعار....همه عالم تن است و ایران دل_ نیست گوینده زین قیاس خجل_
چونکه ایران دل زمین باشد _ دل ز تن به بود یقین باشد_
میانگیز فتنه میافروز کین _ خرابی میاور در ایران زمین_
تو را ملکی آسوده بی داغ و رنج _ مکن ناسپاسی در آن مال و گنج .....طنز داستان آنجاست که حکیم نظامی نه ترک تبار بوده است و نه اهل آن منطقه و تنها در اران و شروان پرورش یافته که روزگاری مهد شعر ادب و فرهنگ ایرانی بود. اما اینک در آرامگاه وی، با خط روسی او را نماد فرهنگ ترک معرفی میکنند و در بنایی که با فرهنگ ایرانی بیگانه است نام وی را به گروگان گرفته اند....این روزها بازار دروغزنی پیرامون مصادره نظامی از سوی دشمنان ایران و پانترکان داغ است !!..یکی از محققان جمهوری شوروی آذربایجان بیتی را به نظامی منسوب کرد که از دید فنی (قافیه) نادرست است و در هیچ نسخهٔ خطی وجود ندارد. همچنین در ادبیات پارسی و فرهنگ ایرانی همواره گرگ جانوری خونخوار و دَدمنش به شمار آمده است. بیت جعلی مورد نظر(که بدون هیچ بیت پیشین و پسین جعل شده است) چنین است
پدر بر پدر، مر مرا ترک بود به فرزانگی هر یکی گرگ بود!!!

نظامی در ابیات راستینش نیز گرگ را حیوانی نادان و وحشی معرفی میکند و آن را کمتر از شیر و روبه میداند:
ز آن بر گرگ روبه راست شاهی که روبه دام بیند گرگ ماهی

یا:
به وقت زندگی رنجور حالیم که با گرگان وحشی در جوالیم

یا:
پیامت بزرگست و نامت بزرگ نهفته مکن شیر در چرم گرگ

یا:
روباه ز گرگ بهره زان برد کین رای بزرگ دارد آن خرد


با وجود اینکه تمامی آثار نظامی گنجوی پارسی هست، قوم‌گرایان پانترکیست دیوان یک شاعر دیگر به نام نظامی قونوی (از دوران حکومت عثمانی) را به نظامی گنجوی منسوب میکنند واین دشمنی با فرهنگ ایرانی آنچنان است که رهبران کشور جعلی آذربایجان نخواسته اند لااقل از هنر معماری و کاشی کاری و خطاطی ایرانی برای ساخت بنای آرامگاه نظامی استفاده کنند و در نهایت بدسلیقه گی بنای بی هویتی را در مزار او ساخته اند که آدمی را پیش از هر چیز به یاد زندان می اندازد تا آرامگاه شاعری که عشق در بیانش به نهایت خود رسید. ...اکادمیسین دانشمندی اهل باکو برایم توضیح داد که تا زمان استقرار کمونیسم غالب مردم ناحیه اران و شیروان باکو و قفقاز اگر سوادی داشتند غالبا قادر به خواندن و فهمیدن اشعار فارسی به ویژه دیوان نظامی و خاقانی و فردوسی و سعدی و حافظ بودند و او بیان می کرد که متاسفانه امروزه حتی دیوان فارسی نظامی از سوی مورخان کتب دبیرستانی انکار می شود!!!!..سخن او را که بسیار عجیب بود جدی نپنداشتم اما با بررسی بیشتر و گفتگو با جوانان دبیرستانی آن دیار ،به بریده شدن ریشه های تاریخی جوانان پی بردم..غالب جوانان دبیرستانی، حتی دانشجو از فارسی سرایی نظامی یا اگاهی نداشتند و یا ان را انکار می کردند!!!!؟؟؟... بنگرید که کمونیسم و اینک پانترکیسم چگونه در امحای ریشه های فرهنگی یک ناحیه جغرافیایی که بزرگانی چون نظامی و خاقانی و مهستی گنجوی وووصدها شاعر دیگر را پرورده است عمل می کند و آسیمیلاسیون فرهنگی تا چه میزان است..

/ 0 نظر / 3 بازدید