مشروطیت و قانون اساسی را ملت ایران به آسانی به دست آوردند..
در روزگار زمامداری شاهی چون مظفر الدین شاه که نه توان سرکوبی داشت و نه روحیه اش را ...بیماری هم مجالش نمی داد......تسلیم خواست مشروطه چیان شد و به بنیاد مجلس ملی و قانون اساسی تن داد و درگذشت...
پسرش -محمد علی میرزا -که نواده دختری امیر کبیر بود تحدید قدرت را هیچگاه بر نتافت و در زمانه ای که تندروی های گروهی از مشروطه طلبان و مجاهدان نیز به اوج رسیده بود ،تمامی قول و قرار هایش را دائر بر وفاداری بر مشروطیت زیر پا گذاشت و دستور بمباردمان مجس را صادر کرد و فرمانده روسی اش لیاخوف کار را تمام کرد...
در زمانی که ایران به قبرستان آزادی بدل شده بود آذربایجان و تبریز به پا خواستند و به پایمردی گرد آزادی ستار خان ،امیر خیز شعله ایران خواهی و آزادی را زنده نگاه داشت و در مدت کوتاهی تبریز مرکز آزادی ایران شد و خانه مشروطه اش مجلس ملی....
محاصره تبریز بی حاصل بود و شعله قیام در اندک مدتی به رشت و اصفهان کشیده شد...
کار را تبریز آغاز کرد و رشت و اصفهان و مجاهدان گیلانی و مازندرانی و بختیاری ادامه دادند تا نشان دهند ایران همواره یکپارچه و هم گام است...
بررسی تلگرافها و نامه های بازمانده از آن زمان نشانی است محکم بر یگانگی ملی ایرانیان در آن روزها...از هر تباری که باشند...
یپرم خان مجاهد ارمنی ،به عشق ستار خان بود که نام گروه مجاهدان رشتی را کمیته ستار نهاد....
و سرانجام واپس گرایان قجری و محمد علی میرزا دریافتند که کار تمام است...مجاهدان گیلانی و مازندرانی و بختیاری به فرماندهی ولی خان و سردار اسعد به هم پیوستند و در در 22 تیر ماه 1288 خورشیدی تهران فتح شد و کار یکسره گشت و شاه تیره روز قاجاری به سفارت روسیه تزاری پناهنده شد...
کل شئی یرجع الی الاصل !
افسوس که پس از فتح تهران کار ها برای مدت کوتاهی بر وفق مراد بود و دیگر بار نا همدلی ها و اختلافات آغاز شد مجالس دوم و سوم هم دو ناکام....
نام و یاد شهدای مشروطییت ایران ،ماندگار باد!
علی عجمی آذرابادگانی ایراندوست.23 تیر 1391 خورشیدی...

/ 2 نظر / 21 بازدید
بهمن

ای کاش ملت ایران قدر آزادی را بداند. بزرگترین دشمنان دموکراسی خودمان هستیم. در همان سالها مرحوم میرزا جهانگیر خان صوراصرافیل در روزنامه اش محمدعلی شاه را رسماَ حرمزاده نامید و بهانه ای دستش داد تا مشروطه خواهان را قلع و قمع کند. در پلشتی محمد علی شاه شکی نیست اما اقدام میرزاجهانگیر خان صوراصرافیل یعنی که من ایرانی تعریف درستی از آزادی ندارم. در قرن حاضر هم یکی به بهانه آزادی به ائمه توهین می کنه کسی هم بهش انتقاد کنه ( عرض کردم انتقاد نه حکم ارتداد ) جوانهای بی سواد و کم سواد سرزمینمان در فیس بوک به فحش خواهر و مادر او را مستفیظ می کنند. یک جوان ترک به جای دفاع از زبان ترکی به جای اینکه زحمت بده کمی در خصوص فرهنگش تحقیق کنه مانند آدمهای مریض و حسود مرتب به کوروش و فردوسی فحش می ده بعد هم دم از شهریار بزنه. نمی گم جد شهریار عزیز تو کمرش بزنه عرض می کنم هدایتش کنه. عده ای هم از فرصت سو استفاده کرده و انجمنهای نئونازی به راه انداختند. نیاکان دعا می کردند که خداوند ما را از دروغ و خشکسالی محفوظ بدارد بنده عرض می کنم خداوند به جوانهای ما عقل و شعور عنایت کند که هم در دام دروغ نیافتند و هم با همکاری دیگر با خشکسالی

بهمن

و هر پدیده طبیعی و یا حاصل بی مسئولیتی بشر مقابله مدنی کنیم. مارتین لوتر می گوید من رویایی دارم. ما هم رویایی داریم. ایران آزاد ، سرافراز ، نیرومند . همه اینها از جاده شعور ملی و پرهیز از خودخواهی حاصل خواهد شد.