اما ره به جایی نبرد و در کودتای ترکان جوان گرفتار شد و این شعر فارسی یادگار تلخ روزهای سخت سلطانی است که در اندیشه اسلام تنها و تنها ناصر الدین شاه را رقیب خود می دانست و در سفر به عراق و عتبات یکدهم عزت و احترامی را که مردم آن دیار برای ناصر الدین شاه گذارده بودند ندیده بود !
سخن پیرامون عبدالحمید مجالی دیگر می طلبد و هدف این جستار اشاره به فارسی نویسی در دیار عثمانی است...
خاطرات ایرانیان مهاجر نشان می دهد که ترکی عثمانی رایج در آن زمان نیز آکنده از واژه های فارسی بود .
فارسی نویسی و فارسی خوانی چنان در فرهنگ عثمانی ریشه دار بود که تا همین اواخر بسیاری از دیوان های شعر فارسی فردوسی و حافظ و سعدی به ترکی عثمانی ترجمه نشدند و اصولا نیازی به برگردان آثاری چون شاهنامه فردوسی در آن دیار نبود.
علی عجمی آذر آبادگانی ایراندوست.16 اردی بهشت 1391
____________________________________________________
اینک جستاری ارزشمند و سخنرانی شادروان دکتر امین ریاحی خویی
.پیرامون ادبیات فارسی در قلمرو عثمانی تقدیم می شود.
http://aryaadib.blogfa.com/post-733.aspx
دکتر محمد امین ریاحی

نفوذ زبان و ادبیات فارسی در قلمرو عثمانی

به شعر حافظ شیراز، می رقصند و می نازند / سیه چشمان کشمیری و ترکان سمرقندی

زبان شیرین فارسی و فرهنگ گرانمایه ی ‌ایران سده های دراز در بخش بزرگی از جهان متمدن قدیم سروری و سرافرازی داشت، و از کرانه‌های اقیانوس اطلس تا اقیانوس کبیر، و از فرغانه تا بغداد، و از دهلی تا قسطنطنیه، و سرانجام از سنگاپور تا اسپانیا، زبان اهل ادب و ذوق و حال بود. در سده ی هشتم هجری در همان سال ها که معماران چیره دست ایرانی در ساختن بنا ی معروف الحمرا در اسپانیا می‌کوشیدند،‌ خنیاگران چینی برای ابن بطوطه جهان گرد مراکشی غزل سعدی را میخواندند:

تا دل به مهرت داده ام / در بحر فکر افتاده ام

چون در نماز استاده ام / گویی به محراب اندری

در همان سال ها کتیبه ی سنگ های مزار را در جاوه و سنگاپور به فارسی می نوشتند. از آن جمله بر سنگ قبری از سال ۸۲۳ که سی سال پیش در مالایا کشف شده این غزل سعدی را نگاشته اند:

بسیار سال ها به سر خاک ما رود / کاین آب چشمه آید و باد صبا رود

در آن میان زبان و ادب فارسی در آسیای صغیر و دیگر سرزمین های قلمرو عثمانی جلال و شکوهی دیگر داشت، که وضع هیچ کشوری جز شبه قاره ی هند قابل سنجش با آن نیست. در آسیای صغیر چندین سده زبان فارسی زبان رسمی منحصر به فرد مملکت بود. طبقه ی مبرز بدان سخن می گفتند و شعر می سرودند و کتاب می نوشتند. نامه نویسی به فارسی بود، وعظ و تدریس به فارسی بود، و در آن مدت افزون بر کتاب هایی که در محل تألیف شده هزاران نسخه از دیگر متن های فارسی را در آن دیار استنساخ کرده اند که اکنون شمار قابل ملاحظه ای از آن ها چه در کتاب خانه‌های ترکیه و چه در مراکز علمی ایران و اروپا و امریکا موجود است. و همه اسناد گویایی از نفوذ زبان فارسی در آن سرزمین است. این نکته را هم باید دانست که نفوذ فارسی منحصر به قلمرو آسیایی عثمانی نبود، بلکه در دیگر متصرفات آن دولت از جمله در ممالک جنوب شرقی اروپا رواج داشت: در یوگوسلاوی، در آلبانی، در بلغارستان و در قبرس هنوز این نفوذ چشم گیر است. در رومانی و یونان نیز کمابیش آثاری به نظر می رسد.

بیان تفصیلی این موضوع نیازمند کتاب بلکه کتاب هایی است تا سیر زبان و ادب و فرهنگ ایرانی در خارج از چهار دیوار کنونی ایران شناخته شود، و حق ایران دوستانی که دور از ایران به زبان و ادب ملی ما خدمتی کرده اند ادا شود. و البته در این فرصت کم شدنی نیست. ناچار بحث را محدود به آسیای صغیر می کنم، و این جا نیز تنها به نفوذ زبان و ادبیات فارسی دری بسنده می کنم و به دیگر لهجه‌های ایرانی هیچ اشاره ای نمی کنم.

وضع فرهنگی آسیای صغیر را در دوره ی اسلامی، ‌از نظر نفوذ زبان و ادب فارسی به سه دوره ی مشخص می توان بخش کرد:

۱- از آغاز یورش سلجوقیان تا یورش‌ مغول.

۲- از یورش ‌ مغول تا فتح استانبول و تشکیل امپراتوری عثمانی.

۳- دوره ی عثمانی ها.

ناگفته پیداست که فرهنگ ایرانی در آسیای صغیر ریشه‌‌های کهنی از ۲۵۰۰ سال پیش داشت. این سرزمین زیبا و زرخیز ۳۰۰ سال جزو استان های شاهنشاهی هخامنشی بود که هنوز آثاری گران قدری از آن روزگار بر دل کوه ها و در خزانه ی موزه‌ها محفوظ است، و در تاریخ آن سرزمین به نام مشخص «دوره ی پارس ها» شناخته می شود. اگر هم آثار فرهنگی آن دوره ی سیصد ساله، به طول زمان در زبان و زندگی مردم راه زوال پیموده باشد، اما به علت همسایگی و وجود روابط بازرگانی و احتمالن مهاجرت ها و جهان گردی ها مسلمن بعدها زبان و فرهنگ ایرانی دست کم در شهر های همجوار نفوذ کرده بود. به عنوان نمونه می گویم که سی سال پیش از نفوذ سلجوقیان به آسیای صغیر هنگامی که ناصر خسرو به شهر اخلاط می رسد در سفرنامه ی خود می نو این ها قدیم ترین تصویرهایی است که در آن ها داستان های شاهنامه موضوع نقاش قرار گرفته است و افزون بر اهمیتی که از جنبه ی هنری و تاریخ هنر دارد از نظر بیان نفوذ حماسه ی ملی ایران در آن سرزمین دارای ارزش بسیاری است و سبب رواج آن همه نام های کیانی را روشن می کند. درباره ی شعر فارسی در عصر سلجوقیان روم این اندازه باید گفت که دربار آنان درست مانند درگاه محمود غزنوی پرورشگاه شعر فارسی بود.

علاءالدین کیقباد مردی که نجم الدین رازی با اهداء مرصادالعباد بدو نامش را در ادبیات فارسی جاویدان ساخته است، خود شاعر بود و یک رباعی از او در تاریخ ابن بی بی آمده است. و ذکر کتاب های بسیار فارسی که به تشویق او یا به نام او تألیف شده خود فرصت کافی می خواهد. رکن الدین سلیمان دوم که از ۵۹۷ تا ۶۰۰ه سلطنت می کرد نیز شاعر بود و به برادرش قطب الدین ملکشاه دوم امیر قیصریه نوشت:

ای قطب فلک وار ز تو سر نکشم / تا چون نقطت به دایره در نکشم

بر کوس کشیده باد کیمخت تنم / گر پرچمت از کاسه ی سر برنکشم

او قدر شاعران را نیز نیک می شناخت. ظهیر فارابی قصیده ای در مدح او دارد به این مطلع:

زلف سرمستش چو در مجلس پریشانی کند / جان اگر جان درنیندازد گرانجانی کند

ابن بی بی گوید: «جایزه ی این قصیده دو هزار دینار سلطانی، ده سر اسب،‌ پنج سر استر، و ده شتر بیسَراک، و پنج نفر غلام، و پنج نفر کنیزک خوب روی رومی، و پنجاه قد جامه از زربفت و اطلس و قطبی و عبایی و سقرلاط بدو فرستاد» و نیز نامه ای مبنی بر ستایش و دعوت او به درگاه. احمد بن محمود قانعی توسی کلیله و دمنه را به نام کیکاوس دوم به نظم آورد. قانعی به طوری که در مقدمه ی کتاب خود گوید از مردم توس بود، و به سال ۶۱۷ در حادثه ی مغول ترک وطن کرد و به روم رفت و بیش از چهل سال مداح علاالدین کیقباد و عزالدین کیکاوس بود و نسخه ی منحصر به فرد کتابش در موزه ی بریتانیا موجود است. ترکیب بند بسیار لطیفی در تاریخ ابن بی بی آمده، که از دختر حسام الدین سالار حکم ران موصل در مدح عزالدین کیکاوس است و سلطان به هر بیتی از آن صد دینار سرخ و برای ۷۲ بیت آن ۷۲۰۰ دینار فرستاد.

چنین بر می آید که در آن دوره شعر فارسی در سراسر آسیای صغیر رواج تام داشته است. مثلن مردی به نام ابوحنیفه عبدالکریم بن ابی بکر گزیده هایی به نام «مجمع الرباعیات» ترتیب داده و به محی الدین مسعود حاکم آنکارا هدیه کرده است. در این مجموعه افزون بر شعرهای شاعران نام دار ایران رباعیاتی از سه شاعر آنکارایی به نام های: بدیع پسر منتخب انگوریه‌ای، محیوی انگوریه ای ، حکیم محمود انگوریه‌ای آورده است. می بینید که در یک شهر کوچک در آنکارای آن روز که شاید بیش از بیست سی هزار جمعیت نداشته دست کم سه شاعر توانای فارسی گوی در یک زمان می زیسته اند. مجموعه ی دیگری به نام «انیس الخلوه و جلیس السلوه» مشتمل بر نظم و نثر از مردی به نام مسافر بن ناصر ملطیوی در دست است که از نظر اشتمال بر شعرهای شماری از شاعران گم نام بسیار مهم است. اصولن در سده های هفتم و هشتم در آسیای صغیر بیش تر کتاب ها به فارسی نوشته شده و در مقدمه ی آن ها تصریح شده که زبان فارسی بیش از عربی مفهوم عامه ی مردم آن دیار است. با این که می ترسم ذکر نام کتاب های مهجور و نقل عبارت هایی از آن ها ملال آور باشد ناچارم به اختصار شواهدی بیاورم. و این شش نمونه را از دوست عزیز نا به هنگام رفته، ایران شناس پروفسور احمد آتش نقل می کنم، یادش گرامی باد:

۱- در مقدمه ی رساله ای به نام «مدح فقر و ذم دنیا» (مضبوط در کتاب خانه ی‌فاتح) که به نام جلال الدین قراطای از امیران سلجوقیان ترجمه شده چنین می خوانیم: «اشارت فرمود تا این مخدَّره را از جمله ی کحلی لغت تازی برون آرم و در لباس کافوری پارسی، بر دیده ی افهام خاص و عام جلوه دهم».

۲- ابراهیم بن حسین قارصی مترجم رساله ی «هدایه الغبی نی اخلاق النبی» گوید: «عبدالله بن محمد… اخلاق وی را به تازی جمع کرده بود که فایده آن مقصور بود به جماعتی، و محصور آن طایفه… دوستی… درخواست که آن معبر باشد به عبارات زبان پارسی، تا فایده آن عام باشد، جمهور امت را و جمله ی ملت را، پس بنابراین ابراهیم بن الحسین القرصی … واجب دید که اشارت آن بزرگ را اجابت کند».

۳- جمال الدین محمد آقسرایی که در فاصله ی سال های ۷۷۰- ۷۸۰ در گذشته و به چهار پشت از نوادگان فخر رازی بود در مقدمه ی رساله ای به نام «اسیله و اجوبه» گوید: «اسیله و اجوبه ای چند از علم تفسیر به زبان پارسی که اهل این دیار را از لغت تازی و عبارت حجازی انفع، و استفهام دقایق را بر افهام خلایق اوقع است تحریر کنم».

۴- قطب الدین شیرازی حکیم معروف ایرانی، که خلاصه ای از «نهایه الادراک» عربی خود را به نام «اختیارات مظفری» به فارسی بازنوشته و آن را به یولق ارسلان حکم ران قسطمونی هدیه کرده در مقدمه ی آن گوید: «از حضرت… یولق ارسلان… اشارتی رفت که فصلی چند در شرح اوضاع و افلاک و اجرام پردازد… و تعبیر آن به الفاظ فارسی طرازد تاعواید فواید او خاص و عام را شامل بود».ویسد: «در شهر اخلاط به سه زبان سخن می گویند: تازی و پارسی و ارمنی».

اما نفوذ واقعی فرهنگ ایرانی از سال ۴۶۳ هجری آغاز می شود که الب ارسلان در جنگ ملازگرد رومانوس دیوجانس قیصر روم شرقی را شکست داد و دروازه‌های آسیای صغیر را بر روی اسلام و فرهنگ ایرانی گشود. محیط دستگاه سلجوقیان روم یک محیط کاملن ایرانی بود. به گونه ای که از ۱۶ تن پادشاهان آن خاندان هشت تن نام ایرانی کیانی داشتند: ۳ کیخسرو، ۳ کیقباد، و ۲ کیکاوس.

در میان شاه زادگان آن دودمان هم به نام های شاهنشاه، کیخسرو شاه، جهانشاه، کی فریدون و فرامرز بر می خوریم. نگاهی به کتاب های تاریخ آن دوره مثل «الاوامرالعلاییه» ابن بی بی و «مسامرﺓ الاخبار» آقسرایی می رساند که وزیران و رجال آنان نیز بیش تر ایرانی بودند: از توسی و تبریزی و اصفهانی و کاشانی… آثار و بناهای باز مانده از آن روزگار هم نام معماران ایرانی را در آن دیار جاویدان ساخته است. در کاخ قبادآباد پایتخت علاءالدین کیقباد در صد کیلومتری قونیه، که اخیرن به کوشش محمد اُندر باستان شناس معروف ترک از زیر خاک به در آمد دیواره‌های تالارها را با تصویرهایی از داستان های شاهنامه آراسته اند....و این ها قدیم ترین تصویرهایی است که در آن ها داستان های شاهنامه موضوع نقاش قرار گرفته است و افزون بر اهمیتی که از جنبه ی هنری و تاریخ هنر دارد از نظر بیان نفوذ حماسه ی ملی ایران در آن سرزمین دارای ارزش بسیاری است و سبب رواج آن همه نام های کیانی را روشن می کند. درباره ی شعر فارسی در عصر سلجوقیان روم این اندازه باید گفت که دربار آنان درست مانند درگاه محمود غزنوی پرورشگاه شعر فارسی بود.

علاءالدین کیقباد مردی که نجم الدین رازی با اهداء مرصادالعباد بدو نامش را در ادبیات فارسی جاویدان ساخته است، خود شاعر بود و یک رباعی از او در تاریخ ابن بی بی آمده است. و ذکر کتاب های بسیار فارسی که به تشویق او یا به نام او تألیف شده خود فرصت کافی می خواهد. رکن الدین سلیمان دوم که از ۵۹۷ تا ۶۰۰ه سلطنت می کرد نیز شاعر بود و به برادرش قطب الدین ملکشاه دوم امیر قیصریه نوشت:

ای قطب فلک وار ز تو سر نکشم / تا چون نقطت به دایره در نکشم

بر کوس کشیده باد کیمخت تنم / گر پرچمت از کاسه ی سر برنکشم

او قدر شاعران را نیز نیک می شناخت. ظهیر فارابی قصیده ای در مدح او دارد به این مطلع:

زلف سرمستش چو در مجلس پریشانی کند / جان اگر جان درنیندازد گرانجانی کند

ابن بی بی گوید: «جایزه ی این قصیده دو هزار دینار سلطانی، ده سر اسب،‌ پنج سر استر، و ده شتر بیسَراک، و پنج نفر غلام، و پنج نفر کنیزک خوب روی رومی، و پنجاه قد جامه از زربفت و اطلس و قطبی و عبایی و سقرلاط بدو فرستاد» و نیز نامه ای مبنی بر ستایش و دعوت او به درگاه. احمد بن محمود قانعی توسی کلیله و دمنه را به نام کیکاوس دوم به نظم آورد. قانعی به طوری که در مقدمه ی کتاب خود گوید از مردم توس بود، و به سال ۶۱۷ در حادثه ی مغول ترک وطن کرد و به روم رفت و بیش از چهل سال مداح علاالدین کیقباد و عزالدین کیکاوس بود و نسخه ی منحصر به فرد کتابش در موزه ی بریتانیا موجود است. ترکیب بند بسیار لطیفی در تاریخ ابن بی بی آمده، که از دختر حسام الدین سالار حکم ران موصل در مدح عزالدین کیکاوس است و سلطان به هر بیتی از آن صد دینار سرخ و برای ۷۲ بیت آن ۷۲۰۰ دینار فرستاد.

چنین بر می آید که در آن دوره شعر فارسی در سراسر آسیای صغیر رواج تام داشته است. 

از: علی عجمی آذرآبادگانی

/ 2 نظر / 21 بازدید
ساخت رایگان وبسایت حرفه ای

با سلام ایا شما هم ارزوی داشتن یک وبسایت پیشرفته همانند تمامی وبسایت های پیشرفته جهان را دارید؟! ما خواسته شما را براورده میکنیم... اگر مایل به ایجاد سایت هستید ، ولی قادر به پرداخت هزینه های بالای آن نیستید ، ما هاست رایگان گیگ رو به همراه دامین رایگان به شما پیشنهاد می کنیم. مراحل ساخت سایت پیشرفته وحرفه ای شما: 1-ابتدا وارد سایت شوید gigro.ir 2 فرم ثبت نام را پر کنید وبر روی ارسال کلیک کنید 3 ایمیل خود را چک کنید. لینک فعال سازی که برایتان ارسال شده را کلیک کنید تا حسابتان فعال شود. 4 اکنون حساب کاربری شما فعال است میتوانید سایت خود را بسازید. *هرگونه سوال خود را از بخش پشتیبانی سایت بپرسید شما به همین راحتی صاحب یک هاست قدرتمند لینوکس وهمچنین دامین رایگان شدید.اکنون صفحه اصلی شما راه اندازی شده است. www.gigro.ir

سعید صفایی

سلام مطلب مفید و ارزنده ای بود. از حسن انتخاب شما ممنونم و برایتان توفیق روزافزون آرزو میکنم.