این اثر به مقدمه ، چهار صحیفه و یک خاتمه تقسیم می شود: مقدمه ، در باب نسب طوایف کرد؛ صحیفة اول ، در پنج فصل دربارة تاریخ فرمانروایان دیار بَکر و جزیره ، والیان دینوَر و شهرِ زور (حَسَنْویه )، امیران لر بزرگ یا فَضلویَه ، لر کوچک و سلاطین مصر و شام مشهور به آل ایوب ؛ صحیفة دوم ، در پنج فصل دربارة تاریخ حاکمان اردلان ، حَکّاری (شنبو)، عمادیه (بهدینان * )، جزیره (بُختی )، حِصن کَیفا (ملکان )؛ صحیفة سوم ، دربارة تاریخ سایر حاکمان و امیران کردستان در سه فرقه ؛ صحیفة چهارم دربارة تاریخ امیران و حاکمان بدلیس ، و ذیلی در باب سرگذشت مؤلف کتاب ؛ خاتمه ، مشتمل بر تاریخ سلاطین عثمانی ، صفوی ...با وجود پیشکش شدن کتاب به سلطان عثمانی بدلیسی در شرح سرگذشت قوم کرد از اسطوره شاهنامه فردوسی مدد گرفته و حکایت ضحاک و فرستادن جوانان را به دیار ی مورد بحث قرار می دهد که کردستان نام گرفت....بدلیسی در صفحه 12 چنین می نگارد...در زمان ضحاک ماران که پنجم سلاطین پیشدادیان است و بعد از جمشید بر سریر سلطنت ایران و توران و بل جهان متمکن شد ،... چو جمشید ازین وحشت آباد رخت...برون برد بگرفت ضحاک تخت......قضا کرد ملک اقالیم سبع....بدلیسی اشاره به مغز خوری ماران دوش ضحاک می کند و بر این باور است که....شخصی که بر سر مقتولان بوده بغایت مرد کریم طبع رحیم..هر روز یک شخص را بقتل آورده مغز سر گوسفند داخل مغز او می نمود و شخص دیگر را بپنهانی آزاد می کرده بدان شرط که ترک اوطان نموده در قلال جبال که اصلا اثر آبادانی نبوده باشد توطن نموده ساکن باشند.آهسته آهسته جمعی کثیر مجتمع گشته ازدواج نمودند و اولاد و احفاد ایشان را کرد لقب کردند...بدلیسی پیرامون سرگذشت نسب حاکمان بدلیس نیز نگاشته ای جالب توجه دارد و آشکارا آنان را ایرانی و از نسل ساسانیان دانسته است...در صفحه 362 کتاب چنین نگاشته است...نسب حکام بدلیس به اکاسره می رسدو بین الناس از اولاد انوشیروان اشتهار دارند....اما اصح آن است که در زمان انوشیروان جامسب ابن فیروز که پنجم سلاطین کسریست به نیابت از قباد به حکومت و دارایی ارمن و شیروان قیام می نمود و ....کتاب شرفنامه اگر چه از نظرگاه بررسی آداب و رسوم ،فولکلور و زبان نوشتاری و گویشی کردها واجد ارزشهای بسیار درخوری است.،اما من بر این باورم که ارجمند ترین ویژگی شرفنامه دو دو چیز است....نخست آشنایی با نام های اصیل و جغرافیایی ایران و ترکیه کنونی و دو دیگر شناخت دقیق از آدب و رسوم ایرانی قوم کرد...اگر چه در این کتاب می توان شرح نسبتا دقیق و روایت های بیطرفانه ای را پیرامون تاریخ روابط ایران و عثمانی شاهد بود.قلم بدلیسی با وجو.د اهدای کتاب به سلطان عثمانی نسبت به پادشاهان ایرانی همواره با ادبانه و منصفانه است.اگر چه کفه داوری هایش به دلیل تعلق به اهل سنت چربش مختصری به عثمانیان دارد.اما رنگ روایات و تمثیل ها همه ایرانی است و هیچ گرایشی به ترکان عثمانی به جز حوزه تعلقات مذهبی در آن دیده نمی شود.از نظر گاه جغرافیای تاریخی کتاب بدلیسی همچون دایره المعارفی پرده از نامهای واقعی شهر ها ،آبادی ها ،رودها و کوه ها بر می دارد.نامهایی چون اران و شیروان و ارمنیه و آذربایجان و خوزستان صد ها بار در کتاب مورد استفاده قرار گرفته است.کتاب روایت های درخوری پیرامون فولکلور اقوامی چون لر ها و عرب ها و ترک ها دارد.....کتاب شرفنامه کتابی سترگ و بس ارجمند است و سندی مهم در فرهنگ مداری و ایرانی بودن کرد های تمامی گیتی...و چه زیبا و ارجمندانه و فاخر بدلیسی ایرانیت دیر پای کردها را اثبات می کند و بر تعلق این قوم سلحشور و ازاده بر ایران این گونه تاکید می ورزد... در صفحه 15 بدلیسی پیرامون کردان این گونه می نگارد...لفظ کرد تعبیر از شجاعتست..چرا که اکثر شجاعان روزگار و پهلوانان نامدار از این ططایفه بر خاسته اندو لهذا پهلوان پیلتن و دلاور تهمتن رستم زال که در ایام حکومت پادشاه کیقباد بوده از طایفه اکراد است و چون تولد او در سیستان بوده به رسم زابلی اشتهار یافته است و صاحب شاهنامه فردوسی طوسی رحمه الله علیه صفت او را رستم کرد کرده و در زمان ملوک عجم هر مز بن انوشیروان سپهسالار نامدار و پهلوان روزگار بهرام چوبین .......او نیز از طبقه اکراد است ..و اعنی پهلوان فرهاد که در زمان خسرو پرویز ظهور کرده از طایفه کلهلر است .....بدلیسی پادشاهان ایرانی را با عبارت پادشاهان دی شوکت عجم یاد کرده است.........اینک که دروغزنان و جاعلان تاریخ و فرهنگ دیر پای ایرانی بر انند تا با توسل به خدعه و فریب و تزویر از ملتی یکپارچه و دیر پا چون ایران ،به خیال خام خود کشوری چند ملیتی بیافرینند بر فرزندان شایسته ایران و به ویژه هم میهنان کرد بایسته است که کتاب سترگ بدلیسی را بخوانند و با توسل به سرچشمه های اصیل و مستند تاریخی بر ایرانیت دیر پای خویش و پهلوانی و شلحشوری کردی خویش ببالند و کیست که نداند کتاب بدلیسی چون جواهری، اندیشه باژگونه و دروغین صد ها فریبکار ضد ایرانی را بر باد می دهد و رسوا می سازد...علی عجمی آذرابادگانی ایراندوست...11مهر 1390 خورشیدی

/ 8 نظر / 28 بازدید
زارعی

درود بر کردهای قهرمان اثر جاودانه ای است دوست دارم مطالعه کنم اگه میشه برای دانلود بزارین یا ایمیل کنید عالیه

shaho

drood bar shoma matne besiar alii bood...bebinid ma ne mikhaym az iran joda beshiiim chon iran o ma droos kardiim..motasefane ma az hame lahaz da feshariim.badihi tarinesh be khatere kurd bodane vase mazhabe ..ma nemikhaym sepah be ma hamle kone o jang rah bendaze ,javonamono edam konan,to sad emoon ke ab ashamidanii mone 2 tanker bozorg mavade samii khatranak berizan ke az oon moghe amare sartan to shahare ma bala rafte,,ma nemikhaim jangalamoon atish bezanan onanm 400 mored atash soziii amadiii ke hezar ha hektar o besezoonan...ma neikhaym avare keshvar hay gharibe beshinm chon kurdim akhe baba mam vatan darim ..hame ham vatan ha bayd 1 rooz to mantaghe ma zendegii konana ke befahman ma chi migiim drood bar shoma va kare khobetoon

asal

yeki az behtarin bloghayi dari dastet dard nakone bartarin nejadi ma kamelan vazeh hast va in fekre ma hast ke az baghiye ma ro bartar mikone heyf ke alan dar moghe pishraft nistim darim khak mikhorim

برو بابا کوهی

اره ؟ جب پس کردها قدیمی و ایرانی هستن اونوقت الان کجان ؟ کلی هم قهرمان داشتن میشه دونه دونه نام ببری؟ من هم قهرمانان ترک و نام ببرم ببینم ترک ها ینی اذری بیشتر خدمت کردن به ایران یا کردها برید بابا تجزیه طلبیسم

aso

[تایید]

سارا

واقعا وبلاگ جالبی دارین ممنون از زحمات شما

vahid

مرسی بابت مطلب کتاب کاملشو کجا میتونم پیدا کنم؟خاهشا برام میل کنین

براییم

با سلام لطفا آدرسی برای دانلود این کتاب به زبان کردی برام ایمیل کنید ممنون میشم