سرگرد ابراهیم نوروزاف در شهریور ۱۳۸۷ به نزد آقای حمید ملازاده در باکو رفته و به قول خودش به این دلیل اسرار را فاش کرده است تا جوانان آذربایجان با واقعیت ها آشنا شوند....و در پایان کتاب بخشی از خاطرات محمد علی مصدق یکی دیگر از ماموران آذربایجان شوروی خاطراتش از زمان فرقه را بیان کرده است..خاطرات سرگرد نوروزاف بسیار خواندنی است...او در بخش های اصلی کتاب از سیاست های ضد ایرانی دستگاه باقرف و دیگر قفقازی هایی که به ایران آمده بودند تا خود را آذربایجانی جا بزنند سخن می گوید...در بخش ی از خاطرات نوروزاف در روزهای پیش از ۲۱ آذر به دستور شخص باقرف به باکو باز می گردد تا عین مستورات استالین و باقرف را به پیشه وری و رهبران فرقه تحویل دهد و دیکته کند...نوروزاف شرح می دهد که به دستور باقرف چگونه مراکر فرهنگی شوروی ماموریت داشتند تا در زیر پوشش ترویج نگارش زبان مادری ترکی آذربایجانی...سیاست الحاق آذربایجان را به شوروی عملی سازند...در اینباره او مدتی مسوول نشریه..وطن یولوندا...ارگان ارتش سرخ در تبریز می شود..نوروزاف که افسر خبر نگار است شرح می دهد که در قالب پوششهای تبلیغاتی گروهی که او در راس انها قرار داشتند مامور می شوند تا به روستاها بروند و به توزیع دارو میان روستاییان بپردازند !!! بی آنکه از مسایل پزشکی سررشته داشته باشند.. و هدف از این کار جذب مردم آذربایجان به ارتش سرخ و سیاست های تبلیغاتی و الحاق گرایانه آنها بوده است...بخش جالب توجه خاطرات نوروزاف این گونه است...در صفحه ۱۱۸ خاطراتش چنین نوشته است......یک روز اواخر ساعات اداری بود..من و نصرت را پیش باقرف بردند و او دستور داد کسی وارد اتاق نشود.بدون اینکه به ما اجازه نشستن بدهد شروع به صحبت کرد و گفت..شما باید به تبریز بروید و به همراه شما یک نفر از طرف کمیساریای امنیت دولتی خواهند امد...باهم امانتی را با خود می برید ..در تبریز ژنرال آتاکیشی یف تحویل دهید...تاخیر نکنید..فورا حرکت نمایید..اگر بلایی به سر چمدان بیاید ..تیرباران خواهید شد..>>>...آنچه قرار بود نوروزاف تحویل ژنرال آتاکیشی اف در تبریز دهد بیانیه ۲۱ آذر فرقه دموکرات آذربایجان بود...!!!!...بیانیه ای که مدعیان فرقه چنان تبلیغ می کردند خواست خود آذربایجانی هاست !!!!در حالی که آذربایجانی سهل است ..خود فرقه چی ها نیز آلتی بیش نبودند و امر بر سیاست های استالین و باقرف...نوروز اف دقیقا شرح می دهد که چگونه چمدان را به آتا کیشی اف در تبریز تحویل می دهد و چندی بعد در قالب مجلس ملی !! دموکراتها دستورات استالین و باقرف به عنوان خواست های مردم آذربایجان ارایه می شود تا زمینه های الحاق آذربایجان به شوروی عملی شود !!!خاطرات افسر اطلاعاتی ارتش سرخ پیرامون رخدادهای آن زمان بسیار خواندنی است...و بایستی از دانشور آزاده تبریزی جناب ملازاده و نشر مهد آزادی تبریز قدردان بود که برگ زرینی دیگری بر پشت پرده های ننگین فرقه استالین ساخته افزودند...ارجمندی کتاب از آن روی است که سرگرد نوروزاف در سالهای پیری سعی دارد جوانان آذربایجانی را به قول خودش با واقعیت ها آشنا سازد..و مقایسه این رشته خاطرات که اخیرا انتشار یافته با سند های محرمانه آرشیوی قابل دسترسی شوروی پیشین درستی آنها را نشان می دهد...دوستان را به مطالعه این کتاب ارزشمند فرا می خوانم... ...به راستی که در مورد قهرمانی مردم ایراندوست تبریز که فرقه را در یک روز از میان بردند بایستی گفت...

یاشاسین قوجا تبریز
داغلاردان اوجا تبریز
...
قانادلانیر گون به گون
آز قالیر اوچا تبریز
.......
جانیم ارکین قالاسی
تبریزین نار داناسی
دوشسون دوشمان گوزونه
شاه گولونون قاداسی
......
بوردان اوزاق هاراوار
هاردا بو تامبورا وار
هرکسی دیندیری سن
اوره گینده یارا وار...
علی عجمی آذرابادگانی ایراندوست-آذر1390 خورشیدی-
پیرامون این کتاب ارزشمند و خو.اندنی استاد دکتر حمید اجمدی نیز شرحی نگاشته اند که به شما پیشکش می شود..
«رازهای سر به مهر»:ابعاد خارجی بحران آذربایجان ایران

کتاب«رازهای سر به مهر»چند سال پیش یعنی در 1376 شمسی از سوی انتشارات مهد آزادی در تبریز انتشار یافته است،امّا همانند بسیاری از آثار ارزشمند نویسندگان و پژوهشگران ایرانی دور از مرکز،ناشناخته مانده است.از سوی دیگر،گروهها و نشریّات قوم گرای طرفدار فرقهء دموکرات که این اثر مهم را با دیدگاهها و ادّعاهای خود در تضاد میدیدهاند،از کنار آن گذشته و هنچنان به تکرار حرفهای جانبدارانهء خود و انتشار نوشتههای احساسی و سطحی و قوم گرایانه دربارهء حوادث سالهای مذکور ادامه دادهاند.

کتاب«رازهای سر به مهر»از این جهت حائز اهمیّت است که مطالبش بر خاطرات و اسناد دست اوّل مربوط به تحوّلات آذربایجان استوار است و پیش از آن در هیچ یک از آثار ایرانی و خارجی مطالبی چنین افشاگرانه و مستند به چاپ نرسیده است.در این کتاب چهار بحث اصلی و تازه به چشم میخورد که زوایای پنهان و تاریک حوادث در آن سالها را روشن میسازد:1-خاطرات سرگرد ابراهیم نوروزاوف افسر اطّلاعاتی ارتش سرخ و پیشقراول نیروهای اعزامی شوروی به ایران در شهریور 1320؛2-اظهارات محمّد علی مصدّق سر کردهء فدائیان فرقه دموکرات آذربایجان در میانه؛ 3-اسناد محرمانهء مربوط به شرح کامل پروندهء بازپرسی محمّد بیریا وزیر فرهنگ رژیم پیشهوری در شوروی؛4-نامه استالین به پیشهوری.جز مطلب آخر،که بعدها در کتاب ریچارد کاتم،«نفت ایران،جنگ سرد و بحران آذربایجان»(نشر نی،1379)انتشار یافته،بقیّهء مطالب کتاب«رازهای سر به مهر»همچنان در نوع خود منحصر به فرد و جالب توجّه است.

بیگمان مهمترین بخش این کتاب،خاطرات سرگرد ابراهیم نوروزاف افسر اطّلاعات ارتش سرخ شوروی و اهل باکو است که از همان روزهای آغازین طرّاحی عملیّات در ایران از سوی میر جعفر باقراوف تا به هنگام خروج نیروهای ارتش سرخ و پانتور کیستهای اعزامی از باکو از آذربایجان ایران،شاهد دقیق تحوّلات بوده است.او پس از فروپاشی شوروی در دوران کهولت، خاطرات خود را به هنگام سفر حمید ملاّزاده به باکو(ملاّزاده در زمرهء نخستین ایرانیانی بود که پس از فروپاشی اتّحاد شوروی و استقلال جمهوری آذربایجان به این منطقه از سرزمینهای سابق ایران رفت)در اختیار این روزنامه نگار ایرانی گذاشت. خاطرات سرگرد نوروزاف نه تنعا مطالبی را که دیوید نیسمان در کتاب با ارزش خود دربارهء پروژهء سیاسی کمونیستی-پان ترکی در مورد آذربایجان گفته بود،تأیید میکند،بلکه به نکات بسیار مهمّی اشاره دارد که در هیچ یک از منابع مربوط به بحران آذربایجان در سالهای 25-1324 به چشم نمیخورد و برای نخستین بار به خوانندگان معرّفی شده است.

یکی از جالبترین بخشهای مربوط به خاطرات نوروزاف،برداشته شدن نخستین گامها از سوی استالین و میر جعفر باقراوف برای طرح ریزی عملیّات در آذربایجان است.به گفتهء نوروزاف،این مذاکرات ده روز از اوّل شب تا سپیده دم بیوقفه ادامه یافته(ص 40)و این دو بر سر اهداف این عملیّات در ابتدا اختلاف نظر داشتهاند (ص 38)،چرا که به احتمال قوی در حالی که استالین در پی گسترش سوسیالیسم و کمونیسم در ایران و به تبع آن تحقّق منافع ملّی اتّحاد جماهیر شوروی از طریق گسترش ارضی آن به داخل ایران بوده،میر جعفر باقراوف که از پانتر کیستهای برجسته و به ظاهر سوسیالیست بوده،رؤیای وحدت باصطلاح«آذربایجان»و الحاق آذربایجان ایران به جمهوری آذربایجان شوروی به رهبری خود را در سر میپرورانده است.نوروزاف سپس به توافق نهایی استالین و باقراوف و انتخاب جعفر پیشهوری به عنوان طرف ایرانی عملیّات و مجری سیاستهای مسکو و باکو اشاره میکند.سرگرد

اطلاعات سیاسی - اقتصادی » شماره 181 (صفحه 47)



ابراهیم نوروزاف میگوید به دنبال این توافقها و تدوین طرح بود که میر جعفر باقراوف در نقطهای در نخجوان با پیشهوری ملاقات کرد و جزئیّات طرح را به اطّلاع او رسانید.در این ملاقات، پیشهوری ضمن توافق با این پیشنهاد و به عهده گرفتن مسئولیّت اجرای برنامهء استالین-باقراوف، دربارهء پایبندی روسها به وعدههایشان ابراز تردید کرد(صص 20 و 34).

به گفته ی سرگرد نوروزاف،میر جعفر باقراوف که فرماندهی اصلی عملیّات گسترش نفوذ شوروی و باکو در آذربایجان ایران را به عهده داشت،پس از توافق با استالین در جریان یک فراخوان از همهء کسانی که د آنسوی مرز در آذربایجان ایران بستگانی داشتند خواست که همراه ارتش سرخ به تبریز و شهرهای دیگر آذربایجان بروند و ضمن برقراری تماس با آنها زمینههای وحدت دو آذربایجان را فراهم سازند(صص 6-5).نوروزاف از این نکته اظهار شگفتی میکند که چگونه همین ایرانیان مقیم باکو و سایر شهرهای آن سوی رود ارس،تا آن زمان از همهء حقوق محروم بودهاند و گروه حاکم در باکو کمترین توجّهی به آنها نمیکردهاند،امّا امروز برای پیشبرد برنامههای خود در ایران،به دنبال آنها میگردند(ص 7). باقراوف در این جلسهء توجیهی گفته بود هدف از اعزام آنها تلاش برای بیداری شعور ملّی(قومی) اهالی آذربایجان و تبلیغ به نفع شوروی و سوسیالیسم است(ص 10).

به گفته ی سرگرد نوروزاف بر طبق طرح اوّلیه قرار بود در اکثر شهرهای آذربایجان ایران، روزنامهها و نشریّاتی با محتوای پان ترکی برای تشویق و بیداری باصطلاح«شعور ملّی»مورد نظر ایجاد شود.امّا به علّت دشوار بودن این کار،کمیتهء مرکزی حزب کمونیست اتّحاد جماهیر شوروی و شاخهء باکوی آن تصمیم گرفت تنها در شهرهایی روزنامهها و نشریّههای ترکی زبان چاپ شود که شوروی پادگان نظامی داشته باشد(ص 13).این نکته،گزارش دیوید نیسمان را تأیید میکند که میگوید نشریّاتی چون«وطن یولندا»،با محتوی پان ترکی و ضدّ ایرانی،در چاپخانهء ارتش سرخ در تبریز به چاپ میرسیده است.در این خاطرات، گذشته از اشاره به انتشار«وطن یولندا»به سردبیری میرزا ابراهیماف فعّال فرهنگی و پانتر کیست برجستهء ساکن باکو،آمده است که خود سرگرد نوروزاف ابتدا قرار بود سردبیری روزنامهای را در اردبیل به عهده داشته باشد(ص 13)،امّا بعد به ارومیه اعزام شد و با کمک ارتش سرخ شوروی در این شهر،روزنامهء قیزیل عسکر(سرباز سرخ)را انتشار داد.نوروزاف میگوید در سالهای 38-1937،نشریّهای به همین نام در باکو چاپ میشده است(ص 15).بر اساس این خاطرات، نوروزاف مدّتی مدیر شعبهء مجلّهء آذربایجان به مدیریّت رسول رضا بوده است(ص 19).نوروزاف پس از مدّتی مأموریّت مییابد که نشریّهای به زبان ترکی به نام«وطن»در میانه منتشر کند و میرزا ابراهیماف نیز قول داده بود برای تهیّهء کاغذهای مورد نیاز آن تلاش کند.سرگرد نوروزاف همچنین توضیح میدهد که وظیفهء تأسیس شعبهء«انجمن روابط فرهنگی ایران و شوروی»در میانه نیز به عهدهء او گذاشته شده بوده است(ص 24).



نوروزاف میگوید که در سفر نخست خود به آذربایجان ایران،در قطار با سلیمان رستم شاعر معروف پانتر کیست که از شعبهء هفتم ادارهء جبههء ماوراء قفقاز احضار شده بوده و به تبریز میرفته همراه بوده است(ص 6).سلیمان رستم در واقع مأموریّت داشت بخش ادبی نشریّهء«وطن یولندا»را اداره کند و با اشعار خود بحثهای قوم گرایانهء ضدّ ایرانی در مورد تعلّق آذربایجان ایران به جهان ترکی و«ادبیّات اشتیاق»مبنی بر آرزوی وحدت دو آذربایجان را مطرح سازد.نکتهء جالب توجّه این است که پس از شکست سیاستهای شوروی و نوروزاف و بازگشت سلیمان رستم،میرزا ابراهیماف و دیگران،وی(سلیمان رستم)در باکو به سرودن اشعار اشتیاق ادامه داد و حتّی در سالهای پایانی نظام پهلوی،اشعاری با محتوای پان ترکی خطاب به شهریار شاعر ایرانی سرود که شهریار نیز در پاسخ، با ظرافت تمام در قالب شعری مناطق ماوراء ارس، یعنی قفقاز(جمهوری آذربایجان»را متعلّق به ایران دانست.



ظاهرا سرگرد نوروزاف یکبار هم برای مأموریّتی از تبریز به باکو رفته و هنگام بازگشت به تبریز،ژنرال آقا کیشیاوف را که حامل پیامهای بسیار مهمّی در رابطه با فرقهء دموکرات بوده، اسناد و مدارک و نتایج بررسیهای انجام شده و حتّی گواهی دستاندر کاران غیر ایرانی در بحران آذربایجان جای کمترین تردیدی باقی نمیگذارد که دولت شوروی و دولت جمهوری آذربایجان بویژه شخص میر جعفر باقروف نقش اصلی را در شکل دادن حوادث سالهای 25-1324 در آذربایجان داشتهاند و فرقهء دموکرات و حکومت پیشهوری چیزی جز آلت دست و مجری برنامههای مسکو-باکو نبودهاند.



اطلاعات سیاسی - اقتصادی » شماره 181 (صفحه 48)



در حالی که استالین در پی استقرار کمونیسم در ایران و افزایش نفوذ و تحقّق منافع اتّحاد جماهیر شوروی از راه گسترش ارضی بود، پانتور کیستهای جمهوری آذربایجان به رهبری میر جعفر باقروف رؤیای الحاق آذربایجان به جمهوری آذربایجان شوروی را در سر میپروراندند.

همراهی کرده است.نوروزاف توضیح میدهد که آقا کیشیاوف چمدانی امانتی را از باکو به تبریز حمل میکرد که سخت مراقب آن بود.در ادامهء خاطرات نوروزاف میخوانیم که این چمدان حاوی اساسنامهء فرقهء دموکرات آذربایجان بوده که در باکو توسّط باقراوف و دستیاران او تهیّه شده بود (ص 21).به نوشتهء سرگرد نوروزاف پس از ورود ژنرال آقا کیشیاوف به تبریز و تحویل اساسنامه، اوّلین کنگرهء فرقهء دموکرات آذربایجان ایران به ریاست پیشهوری در تبریز بر پا شد.

یکی از نکات جالبی که نوروزاف بدان اشاره میکند،نظارت شدید نیروهای پانتر کیست اعزامی از باکو بر کار برخی از سران ایرانی فرقهء دموکرات است که ظاهرا به پیشنهاد باقراف صورت میگرفته است؛از جمله نظارت بر کارهای غلام یحیی دانشیان رئیس سازمان فدائیان فرقهء دموکرات در میانه(که بعد از مدّتی ارتقاء مقام یافت)بود،که از سوی مدد حسناف از مأموران خفیفهء باقراوف از باکو زیر نظر قرار داشت.نوروزاف توضیح میدهد که حسیاف از عوامل کمیتهء امنیّت دولتی یا کا.گ.ب بود که تجربیّات زیادی در مسایل امنیّتی و نظامی داشت و به عنوان مشاور غلام یحیی با او کار میکرد(ص 26).

از دیگر نکات جالب در خاطرات سرگرد نوروزاف،دیدار او با محمود پناهیان رئیس گروه سربازگیری برای فرقهء دموکرات،و ژنرال بعدی فرقه است که به زبان ترکی آذربایجانی امّا بسیار آمیخته با کلمات روسی سخن میگفته است(ص 32).در این بخش اطّلاعات جالبی از پیشینهء پناهیان ارائه شده است.قابل ذکر است که محمود پناهیان پس از فرار به شوروی،در سالهای دههء 1350 شمسی در یک مأموریّت از باکو به بغداد اعزام شد و در آنجا ضمن همکاری با رژیم بعث عراق به تأسیس یک گروه سیاسی به نام«جبههء ملّی خلقهای ایران»دست زد و شعبههایی از آن به تبلیغ قوم گرای در آذربایجان،کردستان،بلوچستان و خوزستان ایران پرداخت.مدّتی بعد،محمّد تقی زهتابی چهرهء شناخته شدهء پانتر کیست(که در شاخهء جوانان فرقهء دموکرات فعّالیت داشت)،به پناهیان پیوست و در بغداد در رادیوی گروه او به تبلیغ اندیشههای پان ترکی پرداخت و در دانشگاه بغداد نیز تدریس میکرد.وی پس از سقوط شاه به ایران بازگشت و به ترویج افکار پان ترکی در تبریز مشغول شد،و همو بود که با تکیه بر نوشتههای پان ترکی و تاریخ نگاریهای تخیّلی محافل پان ترکی باکو و استانبول-آنکارا،و سرهمبندی حوادث پراکندهء تاریخی و تحریف آنها تلاش کرد کتابی به نام«تاریخ باستانی ترکهای ایران»تهیّه کند، که اصولا آذربایجان را از حوزهء تمدّن ایرانی خارج میکرد و به جهان پان ترکی متّصل میساخت. حلقهء پان ترکی طرفدار او در داخل ایران و در جمهوری آذربایجان تبلیغات فراوانی برای ترویج نوشتههای او و جا انداختن آن به عنوان تاریخ آذربایجان با ترکهای ایران کردهاند امّا این نوشتهها به علّت ذهنی بودن و عدم تطابق با واقعیّتها و نوشتههای معتبر تاریخی،در نزد مورّخان و پژوهشگران ارزشی نیافته است.

به هر روی،پس از توافق 1975 الجزیره و پایان یافتن اختلافات ایران و عراق،محمود پناهیان، محمّد تقی زهتابی و گروه اعزامی مجدّدا به باکو بازگشتند و فعّالیت باصطلاح«جبههء ملّی خلقهای ایران»نیز به پایان رسید.

در خاطرات نوروزاف،شرح روزهای آخر حضور او و اعضای فرقهء دموکرات و طرفداران آن در آذربایجان ایران به هنگام خروج ارتش سرخ در آذر ماه 1325 نیز خواندنی است(صص 37-34). سرگرد نوروزاف همچنین به وضع نابسامان فراریان و مهاجران ایرانی به باکو و نواحی اطراف آن و بیتوجّهی کلّی مقامات جمهوری آذربایجان و اتّحاد جماهیر شوروی به زندگی پریشان آنها و برخوردهای توهین آمیز با ایرانیان مذکور اشاره کنکاش پیرامون ماجرای تصادف ماشین جعفر پیشهوری رئیس فرقهء دموکرات آذربایجان است که به مرگ او انجامید و باعث شد شایعاتی در مورد احتمال قتل او رواج پیدا کند(صص 76-64).



سرگذشت تلخ محمّد بیریا

همان گونه که پیشتر اشاره شد،پس از خاطرات سرگرد نوروزاف،بخش مربوط به سرنوشت تلخ محمّد بیریا وزیر فرهنگ حکومت فرقهء دموکرات در تبریز و محاکمات و رنجهای او در

اطلاعات سیاسی - اقتصادی » شماره 181 (صفحه 49)



زندانهای شوروی به مدّت حدود 30 سال،از امتیارات برجستهء کتاب حمید ملاّزاده است.در این بخش شرح دقیق و مستندی از دستگیری محمّد بیریا به عنوان جاسوس آمریکا در باکو و محاکمهء او آمده است.گفتنی است که محمّد بیریا پس از فرار به شوروی و مشاهدهء اوضاع نابسامان ایرانیان در آنجا،خواستار بازگشت به وطن خود ایران تماس برقرار کرد.مأموران اطّلاعات شوروی و عوامل میر جعفر باقراوف که نگران بازگشت او و احتمال افشای نقشهها و برنامههای خود بودند،وی را دستگیر کردند و سپس به جاسوسی برای آمریکا متّهم ساختند.ظاهرا بهانهء این اتّهام نیز ملاقات بیریا با کنسول آمریکا در تبریز بوده است،که در مقام وزیر فرهنگ پیشهوری و بنابراین با اجازهء او و تأیید مقامات ارتش سرخ صورت گرفته بود.حمید ملاّزاده در واقع به دقیق ترین وجه زندگی بیریا و بویژه محاکمات او را در کتاب رازهای سر به مهر ارائه کرده و حتّی جزئیات مکالمات تلفنی او با کنسول ایران در باکو را که در پرونده بیریا در جمهوری آذربایجان موجود بوده ذکر نموده است(صص 134-132؛ صص 142-140).شرح دقیق باز جوییهای مأموران جمهوری آذربایجان و در واقع عوامل استالین و باقراوف از بیریا و پاسخهای او به پرسشها،از امتیازات دیگر کتاب است.محمّد بیریا پس از تحمّل دو ماه بازجوییهای طاقت فرسا و اتّهامات بیاساس،در 11 اوت سال 1948 به جرم جاسوسی برای آمریکا(!)به 10 سال زندان محکوم میشود و به اردوگاههای کار اجباری در سیبری اعزام میگردد(ص 166).پس از مرگ استالین،بیریا در 1955 نامهای به مالنکف مینویسد و در آن توضیح میدهد که او را بیدلیل به جاسوسی برای آمریکا متّهم کردهاند (صص 168-167).همین باعث میشود که در سال 1956 دوباره از محمّد بیریا بازجویی شود. سرانجام در 30 اوت 1956،حکم سال 1948 لغو و او آزاد میشود(174).امّا بد فرجامی بیریا آن بود که پس از آزادی از زندان،در مسکو در نزد دوستان و محافل ایرانی مهاجر،به افشای شکنجههای اعمال شده در زندانهای مناطق یخ زدهء سیبری میپردازد،و همین باعث میشود که دوباره او را دستگیر کنند و به 10 سال زندان محکوم گردد (ص 175).بیریا پس از تحمّل 10 سال بعدی در زندان،به باکو بر میگردد و برای بازگشت به ایران به نزد همسر و ییگانه فرزندش تلاش میکند،امّا در مسکو به هنگام گرفتن روادید از سفارت ایران دستگیر و به جرم اهانت به پلیس برای سومین بار به دو سال زندان در«تومبو»از بد آب و هواترین مناطق شوروی محکوم میشود(ص 175).او پس از آزادی به باکو بر میگردد و در همان جا زندگی را به سختی میگذراند تا اینکه سرانجام در 1980 پس از 30 سال زندگی سخت و طاقت فرسا،پس از انقلاب اسلامی به ایران باز میگردد و 5 سال بعد، بینصیب از محبّت خانواده،در تبریز در گمنامی میمیرد.

بخش کوچک دیگری از کتاب به خاطرات محمّد علی مصدّق یکی از فرماندهان فدائیان فرقهء دموکرات اختصاص دارد که در دیدار با حمید ملاّزاده در باکو بیان شده است.خاطرات محمّد علی مصدّق در واقع شرح جالب روزهای آخر حضور نیروهای مسلّح فرقهء دموکرات در ایران در مناطق قافلانکوه و چگونگی فرار سخت او به شوروی،و سرانجام زندانی شدن وی و دیگر ایرانیان در آنجا و بد رفتارهای مقامات شوروی و جمهوری آذربایجان با آنها است.این بخش هم در جای خود بسیار خواندنی است(صص 108-91). کتاب«رازهای سر به مهر:ناگفتههای وقایع آذربایجان»همان گونه که پیشتر اشاره شد یکی از بهترین آثار مربوط به ماجرای آذربایجان در سالهای حضور ارتش سرخ و حکومت فرقهء دموکرات در 25-1324 است و چنان که در ابتدا تأکید شد،این فرضیّه را تأیید میکند که اصولا تأسیس این حکومت و خود فرقهء دموکرات سناریوی از پیش طرّاحی شدهء مسکو-باکو برای گسترش نفوذ سیاسی و اقتصادی و در نهایت جدا سازی آذربایجان از خاک ایران و الحاق آن به اتّحاد جماهیر شوروی در قالب«آذربایجان واحد»بوده است.

کتاب با همهء مزایایش به لحاظ تاریخی،دارای برخی اشکالات نیز هست که بیشتر در سازماندهی فصول و ترتیب مطالب تجسّم یافته است.برای نمونه،در متن برخی بحثها،مطالب فرعی پس از توافق نهایی استالین و میر جعفر باقروف و تدوین طرح عملیّات در آذربایجان و انتخاب جعفر پیشهوری به عنوان طرف ایرانی در این عملیّات و مجری سیاستهای مسکو- باکو،جزئیات طرح در نقطه
ای از نخجوان به اطّلاع پیشه
وری رسید.



اطلاعات سیاسی - اقتصادی » شماره 181 (صفحه 50)



ژنرال اتاا کیشی
اوف اساسنامهء فرقهء دموکرات آذربایجان را که در باکو توسط میر جعفر باقروف و دستیارانش تهیّه شده بود به تبریز آورد و پس از تحویل اساسنامه،نخستین کنگرهء فرقهء دموکرات آذربایجان به ریاست پیشه
وری در تبریز بر پا شد

/ 4 نظر / 3 بازدید
مستند

سندی معتبر که نشان دهنده این مطلب هست که زبان فارسی جزوی از عربی بوده و زبان مستقلی نیست و این همه مدت از طرف پانفارس ها تکذیب میشد و حالا این مدرک معتبر از سایت استاندارد زبان sil به این دو لینک زیر که مربوط به زبان ترکی آذربایجانی و انگلیسی می باشد بروید و خواهید دید که در هر دو لینک بخش scop (حوزه) Individual یعنی فردی قرار دارند (اگر روشون کلیک کنین و توضیحاتش رو بخونین نوشتده زبان های مستقل) http://www.sil.org/iso639-3/documentation.asp?id=azb http://www.sil.org/iso639-3/documentation.asp?id=eng حالا به لینک زیر که مربوط به زبان فارسی هست بروید خواهید دید که در حوزه (scop) : Macrolanguage قرار دارد که باز هم اگر روش کلیک کنید در توضیحاتش نوشته زبان های وابسته به عربی http://www.sil.org/iso639-3/documentation.asp?id=fas

مستند

بله سند معتبر چون این یه سایت معمولی نیست بلکه سایت رسمی یه سازمانه سازمان تعیین استانداردهای زبانی واقع در آمریکا که آذرسش در سایت موجود لطفا بنده نیزتوصیه میکنم شما بیش از این فرار از واقعیت و بی پایه و اساس بودن ادعاهایتان را برای ما ثابت نکنید.

شمه

به مستند سخنی از این بی پایه تر ندیدم. در سایت فوق به هیچ وجه زبان فارسی جزو عربی دانسته نشده. زبان پارسی یک زبان Macrolanguage و دارای دو زیر شاخه فارسی ایران و دری دانسته شده که هریک به تنهایی Individual هستند (http://www.sil.org/iso639-3/documentation.asp?id=pes) به همان صورت زبان آذربایجانی نیز یک زبان Macrolanguage دانسته شده (http://www.sil.org/iso639-3/documentation.asp?id=aze) که دارای دو زیرشاخه شمالی و جنوبی است. به مستندات خودتان هم دروغ می بندید؟

ali

عجب سایتیه همش زر میزنه. گیریم که این شاعر چنین گفته الان چی؟ الان دیگه اون فردوسی نژادپرست را همه می شناسند. شما هم که بیماری ناعلاج خود برتر بینی و فاشیستی گرفته اید. در همان خواب کوروشی خود باشید و احساس کنید که برتر از همه هستید به نفع ماست. از نظر شماها: ترک بد، عرب بد، ترکیه و آدربایجان بی فرهنگ و دشمن انسانیت و کشورهای عربی هم نفهم و سوسمار خور فقط ایران با فرهنگ سیصد هزار ساله آنهم از نوع آریایی است و برتر از همگان و بالطبع زبان پارسی هم از بهترین زبانهای دنیا در همین افکار مزخرف خود باشید. یاشاسین تورک میللتی