دوره ریاست جمهوری ایلچی بیگ را می توان به واقع سیاه ترین دوره سیاسی -اجتماعی مردمان اران در دو سده اخیر دانست..پی گیری سیاستی آکنده از دشمنی با ایران ،نفی پیشینه تاریخی فرهنگی ایرانی ناحیه اران و شروان و اطاعت محض از رییس حزب فاشیستی -پانترکی حرکت ملی ترکیه سرهنگ آلپ ارسلان ترکش که بار ها به باکو سفر کرد و با وعده های دروغین ارانی ها را به جنگی واداشت که نه امکاناتش را داشتند و نه ایلچی بیگ دارای شخصیت کاریزماتیک و اجرایی بود که بتواند آن خیالات را با واقعیت ها همداستان سازد..نیروی های نظامی اران شکست های سهمگینی را پذیرا شدند و ترکیه که در گستره سیاست ورزی همواره با کارت اران بازی کرده است، نشان داد که برای ارانی ها و حتی ایلچی بیگ کمترین بهایی قایل نیست و حتی از ارسال یک گروهان نیروی نظامی به پشتیبانی از ارانی ها دریغ کرد و اگر کمک ایرانیان به محاصره شدگان نخجوانی نبود بسیاری از آنها از گرسنگی و بیماری تلف شده بودند. این در حالی بود که باند الچی بیگ با فرافکنی ایرانیان را مسوول شکست های فاحش خود معرفی می کردند که چرا به ارانی ها کمک نظامی ارسال نکرده اند !!!.ایلچی بیگی که دشمنی با ایران و فرهنگ ایرانی همواره ورد زبانش بود ،اینک از ایرانی ها چشمداشت یاری نظامی بود..بی آنکه پاسخ گو باشد که چرا ترکیه هیچ پشتیبانی نظامی و حتی مالی قابل توجهی به اران نکرده بود !!!.با اوج گرفتن نفرت مردم اران از ایلچی بیگ ،صورت حسین اوف کودتایی را علیه او سامان داد که به سرعت با پشتیبانی مردم اران مواجه شد و عروسک دست اموز ترکیه و پانترکیسم بی آنکه پشتیبانی مردمی داشته باشد ،مجبور شد تا به ترکیه بگریزد..این گونه بود که تالشی های اران دانستند که تا زمانی که سیاستمداران ارانی آشکارا از پانترکیسم می گویند ،زنده داشت حقوق ملی و فرهنگی آنها میسر نیست.و دولت جمهوری خود مختار خود را در ژوئین 1993 در لنکران بنیاد کردند..دولتی که مستعجل بود و دیری نپایید و با سرکوب و دستگیری گسترده دولتمردان باکو و حیدر علیف سرکوب شد و همت زاده و یارانش دستگیر و زندانی شدند...حیدر علیف کمونیست کهنه کار شوروی پیشین که پست معاونت نخست وزیری شوروی و مسوولیتهای بزرگی را در دستگاه مخوف و امنیتی کا-گ- ب در کارنامه خود داشت ،می دانست که اگر تالشی ها سرکوب نشوند ،قدرت او همواره در معرض تهدید خواهد بود...نظامی های اران که در برابر قره باغی های ارمنی بار ها شکستی سهمگین خورده بودند ،به زنان و کودکان تالشی نیز رحم نکردند و با سیاستی خشن تالشی ها را سرکوب کردند...همت زاده دستگیر وبه اعدام محکوم شد..اما به دلیل فشار های جهانی این حکم به زندان مادام العمر بدل شد و پس از 10 سال زندانی شدن آکنده از شکنجه و فشار های طاقت فرسا آزاد شد و به هلند رفت..رژیم باکو تابعیت شهروندی اورا سلب کرد و رهبر تالشها مجبور شد از کشور خارج شده و فعالیتهای خود را برای احقاق حقوق ابتدایی تالشها در خارج ادامه دهد....و در این سالها بسیاری از فعالان تالشی که خواسته ای به جز اجازه مشارکت در قدرت سیاسی و امکان فعالیت های نوشتاری و فرهنگی نداشتند زیر شدید ترین فشار ها و شکنجه ها و تهدید های سران دولت باکو قرار گرفتند...کسی آمار درستی از میزان جمعیت تالشی های اران ندارد...تالشی ها کمترین سهمی از قدرت و ثروت را در اران ندارند و به دلیل فشار های دولتی و سیاست نژادی و آسیمیلاسیون اعمال شده از سوی دولت اران مجبورند تا حتی به نفی تبار تالشی خود بپردازند تا شاید لقمه نانی بدست اورند..گویش تالشی به هیچ روی حتی در شبکه های رادیویی و تلویزیونی شهر های لنکران و ماسالی آزاد نیست و تنها اخیرا اجازه یافته اند تا به صورتی بسیار بسیار محدود با خطی لاتین به انتشار نوشتار های محدودی دست یازند که آنهم بار ها باتعطیلی و محدودیت های شدید و زندان و شکنجه برای نالشی ها همراه بوده است..و سیاست رسمی دولت اران محو کامل تباری تالشی های ناحیه اران و شروان است......تالشی های ساکن در جمهوری موسوم به آذربایجان برای سه هدف عمده در این چند دهه اخیر کوشش کرده اند : نیل به آزادی‌های دمکراتیک در شرایط دیکتاتوری پس از فروپاشی شوروی , مقابله بـا اندیشه‌های قرون وسطایی پان ترکیستی , حفظ هویت و .اصالت ایرانی نیاکانشان...کافی است یک تالشی را در بادکوبه بیابید و از مهری که به سرزمین پدری اش ایران دارد بشنوید...حضور بیش از یک میلیون تالشی در سرزمین اران و شروان نمادی است بر ریشه های نیرومند ایران گرایی در دیار خاقانی و نظامی...اینک ارانی ها و تالشی های آگاه بیش از پیش می دانند که از ایدئولوژی فرسوده پانترکیسم هیچ فر و ارجی برای آنها حاصل نخواهد شد...و شکی نیست که تالشی های اران ،پیشگام ایران گرایی در ناحیه اران و شروان هستند...دولتمردان رژیم نژاد گرای باکو نیز این نکته را می دانند..رژیم باکو تالشها را به عنوان قومی ایرانی و خطرناک تلقی میکند و انواع محدودیتها را در حق آنها روا میدارد. منطقة‌ تالش ـ مغان جزو مناطق بسیار عقب ماندة ایران شمالی میباشد و اکثر روستاها و بخشهای این مناطق از خدمات برق، گاز، راه، آب آشامیدنی بهداشتی محروم هستند. پس از فروپاشی و با گذشت 16 سال از تشکیل دولت باکو، در این مناطق حتی یک کارگاه ایجاد نشده است. علاوه بر این، کارگاهها و کارخانههایی که در دورة شوروی بود، تعطیل شده است. رژیم باکو با انجام اینگونه اقدامات، کوشش دارد تا تالشها مجبور شوند به مناطق دیگر ایرانشمالی و باکو مهاجرت کنند...

تالشها در ساختار دولتی رژیم باکو نیز جایگاهی ندارند و هیچ یک از وزیران و مقامات ارشد و حتی مدیران میانی در دستگاههای مختلف اقتصادی، فرهنگی، نظامی و اجتماعی از قوم تالش نمیباشند. علاوه بر این ، انتشار مطبوعات و کتاب به زبان تالشی ممنوع است. تکلم به زبان تالشی در رادیو و تلویزیون نیز ممنوع است و هیچ برنامهای به این زبان پخش نمیشود.

میتوان گفت که رژیم باکو، تالشها را در محاصرة اقتصادی، سیاسی و فرهنگی قرار داده و گام به گام و به تدریج پروژة‌ نسلکشی تالشها را اجرا میکند. این نسلکشی سفید (بدون خونریزی) به گونهای طراحی شده است که میتوان پیشبینی کرد پس از پنجاه سال دیگر اثری از قوم تالش در اران و شروان باقی نماند و نسلکشی تالشیها با موفقیت پایان یابد....بی دلیل نبود که رهبر کاریزماتیک و ایران خواه تالشی ها چندی پیش نامه ای گلایه آمیز به ایرانیان نوشت و از این کنش های ضد انسانی دولتمردان باکو شکوه کرد..تالشی ها را به مثابه پیشگامان ایران خواهی در اران مورد پشتیبانی قرار دهیم...اگرچه پس از 1813 و به دنبال قطع نامه گلستان از سرزمین پدری به زور جدا شدند ،اما بش از باشندگان ناحیه قفقاز خوی ایرانی گری را پاس داشتند...علی عجمی آذرابادگانی ایراندوست..تبریز...16 اردیبهشت 1390 خورشیدی .در ادامه جستار نامه هشدار دهنده و روشنگر علی اکرام همت زاده به ایرانیان درج می شود تا اندکی با مظلومیت های تالشی ها آگاه شویم... متن نامه تاریخی علی اکرام همت زاده

سرنوشت اینگونه رقم زده است که بخشی جدایی ناپذیر از دولت قدرتمند ایران و مردم تالش به عنوان یکی از قوم های ساکن در سرزمین ایران ، تقریبا به مدتی نزدیک به 200 سال ، در نتیجه خیانت سلسله ننگین قاجار که در قرن 19 سلطنت ایران را به دست آورده بود، با سیم خاردار به دو نیم تقسیم شد. در تمامی این مدت ، تالش ها با تبعیض قومی ، ملی بی سابقه ای مواجه شدند ، بویژه پس از اعلام استقلال (ایران شمالی ) جمهوری آذربایجان طی 17 سال اخیر تقریبا با خطر محو شدن از صحنه تاریخ مواجه شده اند. حاکمیت کنونی باکو که ترک گرایی را به سطح ایدئولوژی دولتی ارتقاء داده است و حتی آذری بودن خود را انکار میکند ، علیه تاریخ ، فرهنگ ، دین ، معنویات و فولکلور مردم تالش ، و علیه امروز و فردای این مردم ، وارد جنگی بی رحمانه شده است، محو این تیره های ایرانی را به عنوان هدف خود انتخاب کرده است. در کتب درسی این کشور ، نام " تالش" بطور کل حذف شده است. نمونه های فرهنگ و هنر مردم تالش که این مردم آن را به همراه سایر تیره های ایران طی هزاران سال پدید آورده است ، با بی حیایی بی نظیری متعلق به سایرین اعلام شده است.

ما از تاریخ خود ، از فرهنگ خود ، از عادات و سنن خود محروم شده ایم! این تیره حتی در مقابل سرکوبهای رژیم کمونیستی ، دین برحق خداوند و فرهنگ اسلامی خود را حفظ کرده بود. اما امروز حکومت با اهداف از پیش تعیین شده ، مذاهب و طریقتهای مختلفی را در اراضی محل سکونت این قوم رواج می دهد و با این کار نیز می خواهد فرهنگ و دینمان را از دستمان بگیرد.این حکومت نه تنها دشمن مردم تالش ، بلکه بطور کل دشمن ملت ایران بزرگ است. تصادفی نیست که بسیاری از بلایایی که برسر مردم تالش آورده می شود، مربوط به این است که این مردم بخشی از ملت و تمدن ایران است. بگونه ای که حکومت کنونی باکو که از روزهای نخست اعلام استقلال ، تجزیه ایران و الحاق بخشی از آن به خود را هدف قرار داده است، بسیاری از ظلم و فشارهای این حکومت علیه ما نیز با وفاداری و محبت قوی موجود در قلب تالشها به ایران مربوط است. بگونه ای که مقامات حکومت ، تمامی کسانی را که در راه دفاع از حقوق مردم تالش تلاش می کنند، به جاسوسی برای ایران متهم می کنند و آنها را سرکوب می کنند. این حکومت بی دین و ایمان و فاقد معنویت ، نه تنها هیچ قانونی ، حتی خالق را نمی خواهد به رسمیت بشناسد و ما تالشها را همچنین بخاطر وفاداری به دین اسلام متهم می کند.با گذشت سالها ، این حکومت افسارگسیخته تر می شود و هیچ اصل و قاعده حقوق بین الملل و حقوق اعطاشده از طرف خداوند را نیز نمی خواهد به رسمیت بشناسد. به عنوان شاهد مثال این مطالب ، حکم صادرشده در 24 ژوئن علیه روشنفکر برجسته تالش ، عالم زبان شناس ، معاون مرکز فرهنگی تالش در این جمهوری و سردبیر نشریه قدیم الانتشار " تولیشی صدو" در این جمهوری ( ایران شمالی ) است.

بدون هیچ سند ومدرکی ، فقط براساس دروغها و بهتانهای یک بیمار روانی ، نوروزعلی محمداف ظاهرا به "جاسوسی به نفع ایران" متهم و به مدت 10 سال از آزادی محروم شد. بی حیایی به آن حد رسیده است که این حکم نه تنها بدور از چشم نمایندگان جامعه ، حتی بدون حضور وکیل نوروزعلی محمداف و در شرایطی کاملا مخفیانه قرائت شد! ما تالشها از کل دنیا و در وهله نخست از وطن تاریخی خود ایران و رهبری آن ، یاری به مردم خود (تالشها) و جلوگیری از محو شدن آن را خواهانیم. ما فکر می کنیم که اگر مسئولان ایران بی اعتنایی نمی کردند و با این حکومت بی دین و ایمان (حکومت حاکم بر ایران شمالی ) دوستی و همکاری نمی کردند، حکومت باکو نمی توانست این کار را انجام دهد. همکاری دولت ایران با حکومتی که شهروندان خود را با روحیه نفرت از ایران تربیت می کند و تقریبا هر روز با "دستگیری جاسوسان ایران! ؟" مشغول است ( و بزرگان ایرانی را همچون حکیم نظامی گنجوی یا بابک خرمدین را ترک میداند !! یا نام جعلی آذرآبادگان آریایی ایران را بر مناطق آران قفقاز گذاشته است و یا با در بسیاری موارد با آمریکا و اسرائیل و روسیه بر ضد ایران متحد میشود ) را چگونه ارزیابی کنیم؟

از کدام دوستی و همکاری دولت مبارک ایران با این رژیم کافر که در ظاهرا خود را مسلمان می نامد، اما در حقیقت دشمن اسلام است، می توان سخن گفت؟ما تالشها افتخار می کنیم که ریشه مان ایرانی است و خودمان را از ایران و وطن تاریخی مان نمی توانیم جدا تصور کنیم. به رغم همه تعقیبها و سرکوبها ،محبت به ایران در دلهای ما ابدی است. اما جای تاسف دارد که چنین محبتی را از طرف حکومت ایران در قبال خودمان مشاهده و احساس نمی کنیم. با درنظر گرفتن تمامی اینها ، ما امروز مملکت ایران و حکومت آن را به دفاع از مردم تالش و ریش سفید این مردم ، نوروزعلی محمداف فرا می خوانیم

/ 23 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شروانی

آقای صاحب سایت چرا حرفهای ما رو پاک میکنی و میگذاری این حرامیهای پانترک خائن هر چی دلشون میخواد بگن و ما جوابشون رو ندیم. شدی شریک دزد و دوست قافله؟

آرانی

راستی مجید خوشگله تو که اینقدر ناراحتی که آریائیها با خوار مادراشون ازدواج میکردن، خوب تو خوار مادرت رو بفرست تا آریاییها این کارا رو دیگه نکنن.

babak

آرانی گارداشیم ساغ اولاسن!! بومیندارلار دیلبیلمزدیلار...چوخ یاشا گارداشیم!

آرانی

آخه مجید ناز نازی، من که میدونم کی هستم و از کجا اومدم شما پانترکای مبتلا به عقده حقارت و اسکیزوفرنی و عقده خود بزرگ بینی هستین که باید برین وتکلیف خودتون رو معلوم کنین. آخه هر چی باشه شما نواده های گرگ ترکستان چین و سگ عثمانی وخر مغول خلاصه نمیدونم لاشخور تاتار هستین و ظاهرا هم به این شتر گاو پلنگ بودن خودتون میبالین. بری همین بی ریشه گیتون که برای خودتون تاریخ جعل میکنین و تاریخ و مفاخر دیگران رو به حساب خودتون میذارین. اینقدر بیچاره هستین که مثل سگ درگاه به پای آمریکا و اسرائیل میفتین تا یک دستی رو پوزتون بکشن. ترکیه و جمهوری جعلی آذربایجان هم که خوب حلقه غلامی آمریکا رو که به گوش انداختن و حالا شما گوش بفرمان این نوکرها هستین. بقول معروف؛ نوکر من چاکری داشت و چاکر من نوکری.

ایبو

من تعجب میکنم ازاحمق هایی که سند بزرگی به عظمت تخت جمشید راجعلی می دانند وآنوقت می روند ازگوربابای شان کشف می کنند که مثلادرعهد کوروش برادروخواهر باهم ازدواج می کرده اند

مجید

آرانی جون معلومه قبل از انقلاب کی خایه امریکا و انگلیسو میمالید بعد از انقلاب هم خایه چین و روسیه رو میمالین. ما ترکستان چینو آسیای مرکزی هم بوده باشم باز تو منطقه تمدن بودیم نه مثل شما که منطقه وحشی سیبری بوده و ازونجا بلند شدین اومدین پیش آدما. ایبو خفه شو برو فیلم سیصدو نگاه کن ببین چرا قیافه خشایاشاهو عین اسکولا درست کردن؟ به خطر اینکه بچه یه خاهر برادره دیگه.حقارت بد چیزیه سعی کنید تحمل کنید

جغتای

خوب اگه خیلی نگرانشون هستین ، تو قسمت تالش ایران مدرسه و دانشگاه به زبان تالشی باز کنید !! نه اینکه تنها نشریشون رو ببندین و سردبیرش رو زندانی کنید!! یونسکو اعلام کرده که زبانشون از بین داره می ره.

بچه کرد

تالشها واقعا مردم مظلومیند.حتما خبر دارید که استاد دانشگاهشون در آران ترور شد بیچاره این قومگراها که وقتی کم میارند ترور میکنند

بهمن

بابک جان یک سئوال مادر معتصم کجایی بود؟ و گاردش به چه زبانی صحبت می کردند. ترکزاده نبود؟ عجب شهیدش کردین . نام مظلومش را ول کن نیستید. اما دوستان عزیز که بی ادبی نمودند. متاسفانه تا شماها هستین هیچ دولت دموکراتی در ایران به وجود نمیاد. چرا که هر دولتی برخواسته از عامه مردم. تا زمانی که من فارس. ترک. رشتی . بلوچ . عرب . کرد یاد نگیریم که آزادی فقط آزادی من نیست. احترام فقط زن من نیست. بلکه رفتاری است که من باید با همنوع داشته باشم بعد از او توقع کنم. تا زمانی که من ترک یا فارس یاد نگیرم برای رسیدن به حقوقم باید از توهین به طرف مقابلم خودداری کنم. تا زمانی که یاد نگیرم برای معرفی ده ده قورده لازم نیست به شاهنامه توهین کنم و فردوسی را زن ستیز خطاب کنم چرا که فارسی از اون ور خواهد گفت در ده ده قورده هم ماده گرگ با پسربچه ای رابطه جنسی برقرار کرده. لذا شاهنامه برای بسیاری از ایرانیان و ده ده قورده هم برای بسیاری دیگر از ایرانیان ارزشمنده و هدف نویسندگانش هم برداشت سطحی خوانندگانش نبوده. عرض می کردم تا زمانی که من فارس یاد نگیرم که خدمات بسیاری از ترکان و سایر ایرانیان به این زبان قابل تقدیره و ترک هم یاد نگیره

بهمن

برای معرفی زبان زیبای ترکی لازم نیست دهنشو واز کنه به فارسی توهین کنه. تا زمانی یک فارس یاد نگیره که با احترام از قهرمانان ترک ایرانی صحبت نکنه و یک ترک یاد نگیره همانطور که خودش رو پهلوان روشن و جواد هیئت تعصب داره ما هم و بسیاری از ترکزبانها روی کوروش تعصب دارند . وضعیت به همین منواله. مهم تاریخ 2500 ساله. 4000 ساله. آریایی. سومر یا اوراتو نیست. مهم بی فرهنگی همه ماهاست که یاد نگرفتیم مثل آدم راجب تاریخ و ارزشهای متعلق به خودمون صحبت کنیم. مهم اینه سعی می کنیم ارزشهای مشترک فقط متعلق به خودمان بدانیم. با این همه یک نکته است. بله در این سرزمین نه فارسش راضیه . نه ترک. نه کرد. نه تالش. نه رشتی و... ولی حداقل عرضه داشته می تواند یک ترک رهبر بشه. اما به من بگویید اگر یک تالشی در اون ور ارس هرچه قدر عرضه داشته باشه می تواند آبدارچی یکی از مقامات خیلی دموکرات و مبادی آداب آنجا شود. آیا اگر مهران رجبی بازیگر خوب تالشی امان در اون ور ارس بود می توانست در تلویزون و سینما بدرخشد. آیا هوشنگ امیر احمدی اگر تبعه آذربایجان اون وری بود را کسی به بازی سیاسی می گرفت. مشکلات برای همه ما هست. اما کمی انصاف و ادب داشته باشین.