امیر در زمانه ای به صدرات ایران رسید که در اوج پختگی و تجربه اندوزی به سر می برد.دست پروره بزرگانی چون قایم مقام و امیر زنگنه و عباس میرزا و با کارنامه درخشانی در مدافعه از یکپارچگی سرزمینی ایران و تجربه های دیپلماتیک فراوان...به همراه خسرو میرزا به سن پترزبورگ رفته بود و بار ها عثمانی و قفقاز را دیده بود و شاید بسیاری ندانند که به کوشش او قرار داد ارزنه الروم میان عثمانی و ایران منعقد شد و همین قرار داد بعد ها به مهمترین دست آویز و ابزار ایران برای انعقاد قرار داد الجزایر میان ایران و عراق بدل شد !
اسناد بازمانده از کارگزاران عثمانی و بیگانگان روسی و فرانسوی و بریتانیایی نشان می دهد که امیر به فراست تجربه و ایراندوستی و هوش سرشارش در انعقاد آن قرار داد شاهکار کرد و افسوس که عثمانی هیچگاه آن قرار داد را محترم نشمرد...اما میوه واقعی این قرار داد را ایران در سال 1975 چید.
اصلاح گری امیر از همان فردای درگذشت محمد شاه قاجار به اوج رسید و با قدرت پی گیری شد.محمد شاهی که کشور را در اوج استیصال و فرسودگی اداری-مالی به دستان بی کفایت فردی چون حاجی میرزا آقاسی سپرده بود و کار ایران چنان در تنگنا بود که ولیعهد قجری حتی توان مالی سفر به تهران را نداشت !!
اندیشه استقلال ملی از همان ابتدا در جان و روان امیر بود.به تهیه پول از بیگانگان رضایت نداد و مخارج سفر را از بازرگانان ایرانی در تبریز گرفت و شتابان ولیعهد نوجوان قجری را به تهران رساند.
در کارنامه اصلاح گری امیر همه چیز می یابید !.
در یک کلمه کوشش توان مندانه بزرگمردی را برای تکوین ""دولت ملی مدرن"" فراگیر ساختن گفتمان ""ناسیونالیسم ایرانی"" و پیشبرد پروسه بنیاد "" دولت-ملت ایران مدرن""
اندیشه اصلاح گرایانه تمام عیار...از راهسازی و آبادانی و بهسازی شهری و روستایی گرفته تا آبله کوبی و بهداشت و مبارزه با خرافات و مداخله افراد غیر مسوول در امور دیوانی و دولتی تا اصلاح گری مالی که حتی درباریان و شخص شاه را شامل می شد.
امیر نخستین کسی بود که اقلیت های دینی را نواخت و قضا را سامان بخشید و فرمان منع شکنجه را صادر کرد و مانع شد شاهزادگان قجری در نواحی تحت فرمان خود به یکه تازی بپردازند.
جوهره گفتمان امیر در سیاست ورزی اصلاح گری ملی -دیوانی بود و هدفش بنیاد دولت ملتی قدرتمند.

بی نظمی را به هیچ روی بر نمی تافت و نسبت به بر هم زنندگان نظم دولتی بی رحم بود.یورشگران به یکپارچگی سرزمینی ایران را در خراسان و خوزستان و کردستان و سیستان به هنر رام کرد و با توامندی خود اهراب خوزستانی و بلوچ های سیستانی را به فداکاران و ایراندوستانی پر اوازه بدل نمود و اوج این هنر مندی ،وفاداری عشایر عرب خوزستان و کردهای کردستان به ایران بود.امیر تا می توانست خود دار و با گذشت بود و چون دیپلماسی بی پاسخ می ماند هر زمان که موجودیت و کیان سرزمینی ایران مورد نظر بود.،بی گذشت و خشن بود و نمونه اش سرکوبی فتنه سالار در خراسان و محلاتی ها و سرکوبی بابیان که قصه ای دراز دارد...
سخن پیرامون امیر بسیار است و بیان اقداماتش نیازمند زمان.پیرامون امیر بسیار نوشته اند.اما افسوس که غالب آنها بیش از آفرینش های پژوهشی بیشتربه قصه و روایت می مانند و البته بایستی اذعان کنیم که ارجدار ترین اثر پژوهشی پیرامون امیر کبیر کتاب ارزشمند"""""امیر کبیر و ایران """ است.کاری سترگ از شادروان دکتر فریدون آدمیت.اگر می خواهید امیر را بشناسید خواندن این شاهکار را فراموش نکنید !
افسوس که امیر را مجالی ندادند تا اصلاحاتش را به فرجام رساند.بزرگمردی که سالها پیش از ژاپن و عثمانی دارالفنون را به مثابه نهادی برای آموزش دانش مدرن بنیاد نهاد.
امیر را باید شناخت.در همان ظرف زمانی خودش! نه بیشتر و نه کمتر ! او نه گاندی بود و نه مارتین لوتر کینگ !
هدفش تکوین گفتمان دولت-ملت مدرن ایرانی بود و نه بنیاد دموکراسی چند حزبی پارلمانی سده بیست و یکمی !
اگر چه اسناد نشان می دهند که با ساختار پارلمان های نوبنیاد اروپای غربی آن زمان نیز تا اندازه ای آشنا بود و گفته بود ،خیال کنسطیطوسیون داشتم ..اما مجالم ندادند!
نام و یاد بزرگمرد اصلاح گری ایران،امیر کبیر مانا باد!
علی عجمی آذرابادگانی ایراندوست-دی 1390 خورشیدی...

/ 1 نظر / 6 بازدید
الهام

خیلی کارت قشنگه [گل] من خیلی به این چیزا علاقه دارم