ادعاهای عجیب و شگفت که گاه توام با افسانه بافی بود باعث شد تا خود مردم آذربایجان نیز نسبت به موضوع بی توجه باشند. برای نمونه هیچ حساسیت قابل توجهی در میان مردم استان اردبیل که یکی از نزدیک ترین استان ها بعد از آذربایجان شرقی و غربی به دریاچه است دیده نشده است. هم چنین در میان مردم تبریز نیز دغدغه دریاچه نه تنها عمق چندانی نتوانست پیدا کند،بلکه حتی در میان عده ای معدود از قومیت گرایان نیز از پوسته فراتر نرفت. قومیت گرایان مسئله دریاچه را تنها پله ای می دیدند برای مصاحبه با صدای امریکا،رادیو فردا و بی بی سی. این زمینه برای آن ها فرصتی بود تا بتوانند گزاره ها و مولفه های گفتمانی خود را تکرار کنند که عبارت بود از اصرار بر استفاده از واژه ملت آذربایجان و سایر اصطلاح های نادرست و شعارگونه. قومیت گرایان مدعی آذربایجان در واقع طالب شهرت و حضور در صحنه رسانه ای بودند، و دریاچه ارومیه برای آن ها هیچ اهمیتی نداشت. نباید از خاطر فراموش کرد که بی بی سی فارسی برای نخستین باز از زمان تاسیس در تاریخ 13 فروردین 1390  مصاحبه ای تلفنی خود با یکی از  قومیت گرایان در خصوص همین موضوع انجام داد. پیش از آن هیچ گاه پای قومیت گرایان به بی بی سی باز نشده بود. طرفه آن که کسی که به عنوان مطلع در خصوص دریاچه ارومیه در روی خط بی بی سی قرار داشت نه نه از داخل کشور بلکه از خارج کشور بود و به درستی معلوم نبود که این فرد چگونه می توانست از وضعیت دریاچه ارومیه و حوادث مربوط به آن گزارشی درست ارائه دهند، بگذریم از آن اصل بی طرفی نیز به کلی غایب بود.

اما از همه مهمتر قومی کردن مسئله دریاچه ارومیه،باعث شد تا فضای غبار آلود و قبیله محورانه ای بر اخبار حول آن ایجاد گردد و در نتیجه مانع ورود «کرد زبان ها» که نیمی از جمعیت ارومیه و استان آذربایجان غربی را تشکیل می دهند به مسئله گردید.دومین شهر بزرگ آذربایجان غربی یعنی "مهاباد" هیچ واکنشی نسبت به این تراژدی محیط زیستی نداشت. طبیعی است تا هنگامی که شعارهای بی ربط و علایمی به تقلید (یا سفارش) از گرگ های خاکستری ترکیه سر داده شود، کردها رغبت زیادی برای حضور در صحنه نخواهند داشت. به این ترتبی قریب نیمی از پتانسیل کمک به دریاچه ارومیه از عرصه دور ماند و این چندمین ضربه قومیت گرایان مدعی آذربایجان به دریاچه ارومیه بود.

حضور گرایش های شدید نژادپرستانه و قوم گرایانه در میان این مدعیان هم چنین باعث شد که طیف فعالان چپ با احتیاط بیشتری بهاین مسئله دریاچه نگاه کنند و در حالت عمومی سبب دوری و انزجار آنان از این موضوع -که تا اندازه زیادی آن را ارتجاعی ارزیابی می کردند- شد در نتیجه چه در سطح منطقه ای و چه در سطخ ملی فعالان چپ دیده مثبتی نسبت به این قضیه نداشتند. به طرق اولی آذربایجانی ها وطن پرست نیز که شمار آن ها به مراتب بیشتر از سایر است در غیاب تشکل یافتگی و انسجام کافی و هم به دلیل شناخت گرایش ها و فریب های موجود در میان مدعیان قومگرای دریاچه تنها به رصد و خبررسانی در خصوص دروغ های خبری این حوزه اکتفا کردند.

سناریوهایی که پان ترکان برای تبلیغ نفرت قومی در میان مردم ترویج می کنند در عین حال که کودکانه و به دور از خرد است انسان را به تفکر وا می دارد که آیا این عده خود نیز به ادعاهای مطروحه خویش کم ترین اعتقادی دارند؟ به این جملات توجه کنید:

-        معادن اورانیوم در زیر دریاچه ارومیه قرار دارد و رژیم قصد دارد با خشکاندن این دریاچه به این منابع عظیم دست پیدا کند و از این منابع جهت استفاده در پروژه دست یابی به انرژی هسته ای استفاده نماید.

-        دولت قصد دارد به خشک کردن دریاچه ارومیه، منطقه را به کویری از نمک تبدیل کند، این نمک ها با وزش باد، زندگی شهری را مختل کرده و مردم ساکن در اطراف این دریاچه مجبور خواهند شد به مناطق فارسی زبان مهاجرت کنند به این ترتیب در طی چندین سال 35 میلیون آذری با کوچ به تهران هویت قومی خود را به فراموش خواهد سپرد. که آرزوی رژیم است.

-        فارس ها خواستار خشک شدن دریاچه ارومیه هستند و طی یک برنامه بلند مدت با احداث سد بر مسیر رودخانه ها سبب شده اند تا دریاچه ارومیه رو به خشکی رود.

طبیعی است که هیچ انسان ذی شعوری نمی تواند چنین سناریوهایی را طراحی نماید. یک فعال سیاسی برای طراحی اینچنین سناریوهای ساده اندیشانه و کودکانه ای، باید چند چیز نداشته باشد. نخست اعتبار و شان اجتماعی، دوم خرد. از سوی دیگر این عده حتی کمترین شعوری برای مخاطبان خود که طیفی مشخص از حاشیه نشین ها و مردم کم سواد هستند قائل نیستند. سناریوها به قدری کودکانه و بسیط است که نیازمند هیچ گونه کوشش برای رد آنها نیستیم. برای دیدن مقاله های غیر مسئولانه و سرسری با همین موضوعات می توان به سایت های پانترکی مراجعه و درجه شناخت و درک آن ها را از سیاست و امر سیاسی مشاهده نمود. همه این ادعا ها در حالی است که دریاچه ارومیه یکی از دریاچه های اساطیری در تاریخ ملی ایران که در گذشته به نام چیئچست معروف بود و در اوستا بارها از آن نام رفته. این دریاچه و حوالی آن به روایتی محل تولد زرتشت و به گفته اوستا محل کشته شدن افراسیاب تورانی (در اوستا فرنگیسین) به دست کیخسرو از قهرمان های اساطیری ایران است. بنابراین حتی اگر از منظر ملی نیز نگریسته شود، این دریاچه بزرگ بخشی از تاریخ اسطوره ای ایرانیان محسوب می شود که باید در حفظ آن کوشید. با این وضع معلوم نیست که مدعای این گروه بر اساس چه مستندات و مدارکی مطرح می شود.

در سال نود خبری پخش شد دایر بر اینکه جمهوری باکو با انتقال آب ارس به دریاچه ارومیه به شدت مخالفت می کند. از سوی دیگر برخی مسئولان ابراز داشتند که انتقال آب دریای مازندران به دریاچه ارومیه امکان پذیر نیست و مجلس نیز با سه فوریت رسیدگی  به مسئله دریاچه ارومیه مخالفت کرد.

 این دو خبر تقریبا با فاصله نزدیکی انتشار پیدا کردند. اما در حالی که اولی هیچ واکنشی در میان مدعیان پان ترک دریاچه ارومیه نداشت دومی شدیدا مورد اعتراض قرار گرفت. مخالفت قاطع جمهوری باکو با انتقال آب ارس به دریاچه ارومیه نشانگر این بود که این دولت به صورت طبیعی در اندیشه منافع ملی خود است و راضی نمی شود این منافع را فدای مسائل دیگری نماید.حتی اگر مدعیان آن در جنوب ارس پرچم این دولت را بالا ببرند و سنگ آن را به سینه بزنند. ولی رد سه فوریت رسیدگی به خشک شدن دریاچه ارومیه در مجلس به گونه ای در محافل پان ترکی تبلیغ شد که گویی که مجلس ایران خواستار خشک شدن این دریاچه است و شعار «مجلس به قتل دریاچه ارومیه فرمان داده است» مطرح گردید که در رسانه هایی چون بی بی سی و صدای امریکا نیز برد خبری داشت. این در حالی است که هر فرد دیپلمه ای در کشور معنی "فوریت" در طرح و لایحه های مجلس را می داند و این موضوع در کتاب دوم راهنمایی به دانش آموزان به سادگی آموزش داده می شود. این حقیقت تلخ نشان از آن دارد که پان ترکیست ها و تئوریسن های آن ها یا کمتر از دوم راهنمایی درس خوانده اند (که این احتمال در خصوص سردبیران صدای امریکا و بی بی سی نیز مطرح است) و یا سعی دارند با عوام فریبی عده ای را به دنبال خود بکشانند. به باور نگارنده هر دو احتمال صحت دارد. زیرا بخش بزرگ و قابل توجهی از پیاده نظام پانترکان از اقشار کم سواد و حاشیه نشین تشکیل می شوند و طبیعتا این ضعف همواره مورد سو استفاده لیدرهای این جریان قرار می گیرد.

از طرفی دیگر رسانه های فارسی زبانی چون صدای امریکا و بی بی سی به شدت به دنبال گرم کردن تنور اعتراض های خیابانی هستند. آن ها از هر خبری دایر بر تجمع یا ممانعت از تجمع عده ای استقبال می کنند. برنامه سازان و سردبیران این رسانه ها که اکثرا از فعالان سیاسی یا خبرنگارانی هستند که از درون مرز به اروپا و امریکا مهاجرت کرده اند، هیچ شناختی از مسائل حساس قومی ندارند و تنها در اندیشه برنامه سازی و بیلان کار اند بدون آن که تعهدی در امر خبر رسانی احساس نمایند. هم چنین فقدان زیرکی و تیز بینی نسبت به تحرکات قوم گرایان باعث می شود مثلا یک فیلم مبهم که حتی ممکن است در منطقه ای دور افتاده و به دور از انظار جعل گردد مورد توجه این شبکه ها قرار گیرد.

تا کنون مشاهده نشده است که تحلیل گران و طرفداران محیط زیست به آسیب های مسئله اعتراض به دریاچه ارومیه نگاهی داشته باشند. برای نمونه بررسی متغییر تاثیر گذار نزولات آسمانی در سال گذشته بر وضعیت دریاچه ارومیه از سوی این برنامه سازان مورد توجه قرار نمی گیرد. طبیعی است که قومیت گرایان که در صدد استفاده ابزاری از مسئله هستند توجهی به احتمالا بالا آمدن اب دریاچه با توجه به بارندگی های سال گذشته نکنند، زیرا منفعت سیاسی آن ها در شدت روند خشک شدن آب دریاچه است نه بهبود وضعیت آن.  مورد عجیب دیگر که در پایان باید مورد توجه قرار گیرد وضعیت سدهای ساخته شده بر مسیر این دریاچه است.

در دروان معروف به سازندگی به مسئله توسعه زیرساخت های مادر توجه می شد، سده های زیادی در مناطق مختلف احداث شد. طبیعتا در منطقه ارومیه نیز سدهایی برای مهار آب ها و استفاده بهینه از رودخانه ها تاسیس گردید. اگر این سدها ایجاد نمی شد، قومیت گرایان امروز این بهانه را داشتند که چرا به مسائل توسعه ای آذربایجان توجهی نمی شود و دولت در این ناحیه اقدام به سد سازی نمی کند؟ اکنون که این سد ها احداث و راه اندازی شده اند، پان ترکان مدعی هستند که شونیسم حاکم با ایجاد این سدها در صدد خشک کردن دریاچه ارومیه بود. هنگامی که هنوز پل میان گذر دریاچه که تبریز به ارومیه وصل می کند ساخته نشده بود،پان ترکان ادعا داشتند که شونیسم از پیوند دو شهر عمده آذری نشین اباء دارد و دست هایی در کار هستند که تمایلی به کاهش فاصله بین این دو شهر ندارند، اکنون که مشخص شده است میان گذر تبریز- ارومیه سهم مهمی در خشک دریاچه داشته است، پان ترکان با بی شرمی تمامی چیزی خود مشوق آن بودند را دسیسه ای شونیستی جهت خشک کردن دریاچه قلمداد می کنند.

مخلص کلام آن که فاجعه خشک شدن رودها و دریاچه ها کشور از جمله دریاچه ارومیه،دریاچه هامون،کارون،زاینده رود و ... مشکلی است سراسری که گریبان گیر میهن ما شده است و شاید محصول سوء مدیریت نیز باشد. اما پیدا کردن تعمد آن هم از نوع قومی در آن محال است. دوم این که آب سدهای احداث شده تماما به مصرف روستائیان آذری زبانی می رسد که معیشت خود را از طریق کشاورزی تامین می کنند و باز کردن سدها به صنعت کشاورزی منطقه صدمه خواهد زد و در این صورت چه کسی تضمین می کند که بعد از چند سال همین عده سخن از نابودی کشاورزی حاشیه دریاچه از سوی شونیسم نزنند؟

مظلوم نمایی از جنس پان ترکیستی در چند سال گذشته کاملا برای همه ما ایرانی ها به ویژه آذربایجانیها عادی شده است. آذربایجانی ها هیچ گاه پان ترکان را جدی نگرفته اند زیرا از نزدیک شرایط زندگی آن ها و اوصاف جامعه را می بینند و به خوبی می دانند که آن ها در معادلات سیاسی منطقه ما دارای وزنی نیستند بلکه تنها ابزاری هستند که در زمان انتخابات از سوی نامزدها به عنوان نردبان ترقی مورد استفاده قرار می گیرد. نخبگان سیاسی به آن ها به عنوان جماعتی می نگرند که باید احساسات شان را بر انگیخت و ستادهای انتخابات را هیجانی تر کرد.

 رسانه هایی مانند بی بی سی و صدای امریکا با برنامه ها و خبرهای بی اساس آن به بزرگ نمایی آن ها کمک می کنند در غیر این صورت شرایط اجتماعی شهرهای تجاری و بازرگانی چون تبریز و ارومیه به هیچ روی محل مناسبی برای تعصبات بی پایه قبیله ای و بدوی نیست.

 

بخش تحلیلی سایت آذری ها

/ 13 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پان ایرانیست سابق

آذربایجان به زودی استقلال خود را به دست می آورد . استقلال حق 30 میلیون تورک ایرانی است و فارسها را سلاخی خواهیم کرد . نفرت را آنقدر بالا نبرید که همه ترکهای ایران از جمله 8 میلیون ترک زبان تهران و حومه پان ترک شوند. والاه بالله شماها با این توهین هایتان ترکها را عقده ای می کنید وگرنه هیچکس یادش نبود ترک چیه فارس چیه ؟ شما کاریکاتور کشیدید . و باید به شما تبریک بگویم که من یک پان ایرانیست بودم و با خواندن این مقاله شما پان ترک شدم و مطمئن باشید این مقاله شما دهها پان ترک دیگر هم خواهد ساخت. آنقدر ترک خر بگوئید و فحش بدهید که ملت آذربایجان و ملت تورک آذربایجان همه شان عقده ای شوند و به دنبال حق فراموش شده شان که شماها به یادمان انداختید برویم . درود بر کشور تورک آذربایجان جنوبی درود بر نژاد بزرگ تورک سلام بر آتاتورک

بابک

حق با توست عزیزم.مطلب جالبی بود.البته با رشد جمعیت که نیاز به غذا را زیاد می کند ودرنتیجه مصرف بیش از پیش آب در بخش کشاورزی و شهری این مشکلات پیش می آید که متاسفانه در دریاچه پریشان و بختگان هم همین شد یا اتفاقی که برای دریاچه آرال افتاد وقتی که سطح زیر کشت پنبه در شوروی سابق افزایش یافت.باید با مدیریت درست منابع آب مشکل را حل کرد.به حرف این آقایان هم که بهت دری وری گفتن توجهی نکن !طرف اینقدر بی اطلاع است که نمی داند خشک شدن دریاچه هامون بر اثر محدود کردن آب هیرمند از طرف افغانها بود و ربطی به فارسها نداشت ,آنوقت می خواهد دریاچه ارومیه را نجات دهد!از او بپرس راه حل عملی ات را بگو؟هیچ چیز ندارد که بگوید!

r

هوی بچه کرد، تو خودتو قاطی نکن، جایه تو بالایه کوهه، سالهاست داریم باهم مسالمت آمیز زندگی می کنیم، براتون هم احترام قائلیم، ولی خودتو تو این مساله وارد نکن، تو همون که وحشی نشی و ساعت بفروشی کفایته! دیگه نظر نده. وقتی دوتا مهندس صحبت می کنن کارگر نمیاد بگه دسته بیلم گم شده. فهمیدی بزغاله. توهم باید کیر عرب و بوخوری هم کیر فارسو ، می ترسم رودل کنی کیر ترکارو هم بوخوری، فهمیدی

ایمان

چقدر بی ادبی تورک جان

ایمان

به یاد تیمر و چنگیز و اقامحمد خان افتادم

بهمن

از دوستاني كه به جاي جواب منطقي فقط آنچه در خانه نثارشان شده باز هم به زبان آوردم متشكرم. مشكل بزرگ اين سرزمين حالا ترك يا فارسش به كنار. شماها هستين كه نه سواد دارين. نه ادب و مانند لمپنها تا كم مياوريد دهن زشت گوي خود را باز مي كنيد. بابك عزيز من از شما يك سئوال دارم؟؟ مادر محترم معتصم كه بابك ايراني ( و نه بابك ترك و نه بابك فارس ) شهيد نمود كجايي بودن؟ ترك نبودن؟ گارد نظامي اش به چه زباني صحبت مي كردند؟؟؟ آخرين حرفش به معتصم چه بود؟ گفت من آنا اوغلانيم يا گفت از هر جاي ايران بابكي سر بر خواهد آمد؟ بابك حداقل حرمت نامت را داشته باش!!! اما مطلبي ديگر به هتاكان كم سوادم عرض خواهم نمود.

بهمن

1- تنها درياچه ارميه گرفتار سؤ مديريت نشده. مشابه اين حادثه در بسياري از آبراههاي ايراني متاسفانه اتفاق افتاده پس خواهش مي كنم ضمن اعتراض منطقي مساله قومي نفرماييد. 2- توهين و جوك به لر و ترك و رشتي و .... به جاي خود زشت و غير قابل بخششه اما اين بدان معني نيست كه عده اي بي سواد و كم سواد پر مدعا از آن دكاني براي اهداف شوم خود بسازند. محكوم كردن توهين تنها به معني عدم توهين به يك ترك ايراني نيست او هم بايد ياد بگيره كه حق نداره به سمبل بقيه ايرانيان اهانت كنه . اين كار در هيچ كشور متمدني قابل انجام نيست 3- متاسفانه بيشتر اين جوانان پيرو افرادي مانند دكتر جواد هئيت و يا دكتر چهرگانلي هستند كه در زماني كه پست مقامي بود رئيس بيمارستان شهرباني رژيم پهلوي و رئيس بسيج دانشگاه تربيت مدرس بودند و حال كه باد به جهت ديگري وزيده در لباس احياء زبان تركي خزيدند و عده اي جوان كم سواد را به دنبال خويش راه انداختند. اميدوارم اين دوستاني كه العان به طمع لقمه ناني كباب تركي اينچنين گستاخي مي كنند به وقت ديگر از هر چه آريايي هست آريايي تر شوند. جالب آنكه پدر جناب دكتر جواد هيئت از دوستان جون جوني احمد كسروي بودند. حالا دهنهاي خو

بهمن

و آنچه از خانواده با فرهنگتان !!!! به شما ياد داده اند نثار بنده كنيد. بزرگترين دشمن ايراني و ترك ايراني فقط خود شماها هستين كه كتابي جزء كتاب ذهتابي نخوانده ايد و آنچنان جهل و تعصب چشمنتان را كور كرده كه خود را به زور به سومر وصل مي كنيد . و آرزوي داريد دختر و پسر آدمي شويد كه با وحشي گري سر دشمنش را مي بريد. آفرين شماها را نگاه مي كنم هيچ ربطي به شاه اسماعيل ، نادرشاه ، شهاب الدين سهروي ، كلنل تقي خان پسيان ، ستار خان و باقر خان و شهيد مهدي باكري ندارين. تنها جوانهاي بي ريشه و فرصت طلبين كه فكر مي كنيد چون ايران بدين وضع افتاده پس لاجرم در پيكرش چنگالهاي خود را فرو بريد. اما زنها كه فرزندان راستين ستار خان و باقر خان و باك زنده اند و هيچ حركت تجزيه طلبانه ضد ايراني را تحمل نكنند.

بچه کرد به بهمن

درست می فرمایید جالب است بدانید ذهتاب مزدور حزب بعث بود و زمانی در بلوچستان قصد ایجاد تفرقه داشت که با اوردنگی مواجه شد!!! دکترا و پروفسورا را هم از حرب بعث گرفته بود!!! حزبی که چند هزار آذری را کشته بود!!! در ضمن ساعت فروختن هم به ناموس فروختن شرف دارد!!!

آذرخش

توی کامنتهائی که اینجا اومده دو نکته توجه منو جلب کرد! یکی لمپن بودن همه پان ترکهاست که فقط الفاظ رکیک بلدن بیرون بدن (خدا یا شکرت که دشمنانمون از هیچ حرف حساب بهره نبرده). دوم مطلبی در کامنت پان ایرانیست سابقه که مردم آذربایجان رو به دو دسته ملت آذربایجان و ملت ترک آذربایجان تقسیم کرده! این جای خوشحالی داره که حداقل خودشون هم قائلمندن که در ایران، آذری با ترک دو مردم مختلف هستن چه حرف منم در اینجا همینه که آذری با ترک سواست و از هم متمایز! مشکل ما با ترکهای مملکته که سعی بسیار دارن آذری ها رو بجمع خودشون بیارن و باخودشون یکی محسوب کنن! مطمئناً پان ترکها از ترکها که ریشه اونها به همون ترکهای مهاجر 800 سال پیش میرسه تشکیل شده که آرزوی پیوستن به ترکیه رو دارن و باصطلاح امپراطوری ترک بنا کنن! بهرحال براشون آرزوی موفقیت دارم ظمن اینکه این حق رو برای خودمون هم پا برجا میدونم که طی هر شرائطی و بهر قیمتی و بهر طریقی که خودمون لازم بدونیم، از حدود و ثغور مملکتمون دفاع کنیم.