در کتاب "جاذبه های فکری فردوسی در فصلِ «مقام زن» میخوانیم:
«اگر فردوسی مثلا" زن و اژدها را با هم یکی می داند همان زنی است که قرآن مجید تعبیر بسیار جالبی از او دارد: و مِن شرِ النفاثات فی العُقَد».

مولف "راز بقای ایران در سخن فردوسی" پس از نقل چند بیتی که آخرین آنها «زن و اژدها هر دو در خاک...» است نوشته اند:
«معمولا" بیت اخیر را بعضی مردان میخوانند اما همان مردان در آن لحظات، بیت پیشین را بدست فراموشی میسُپرند، شنونده هم خیال می کند که نظر فردوسی در همین بیت اخیر است»

در کتاب "زن در شعر فارسی" آمده است:
در جایی رستم، زن و اژدها را کنار هم قرار میدهد و هر دوی آنها را ناپاک می داند که شایسته ی مرگ هستند»

دکتر باستانی پاریزی در فصلِ «گذاری با زن از گدار زندگی» از کتاب "سنگ هفت قلم" با توجه به همین بیت معتقدند:
«حتا در مورد مناسبات زن و شوهری نیز فردوسی وحشتش بر تهورش میچربید که گاهی از زن به عنوان اژدها یاد میکرد»

نویسنده ی مقاله ی "زن در شاهنامه ی فردوسی" به خوانندگان تذکر می دهند که:
«اگر جایی در خلال شاهنامه بخوانند: «زن و اژدها...» باید همه ی حکایت را مطالعه کنند تا خود با نکوهش دیوی فرشته روی با استاد توس همداستان گردند.»

در مقاله ای دیگر هم نویسنده با استناد به این بیت و دو بیتِ پیش از آن به این نتیجه رسیده اند که شاهنامه درباره ی زنان هم اگر ناپارسای می شدند و یا خطایی از آنها سر می زد به همین کیفیت اظهار نفرت و بیزاری می شد.

مرحوم احمد شاملو در گفتگویی با مجله ی آدینه تصریح کرده اند که «در شاهنامه زن و اژدها هر دو ناپاک به قلم می روند و لایق فرو رفتن در خاک شمرده می شوند و هر سگی به صد زن و آن هم نه هر زنِ از خدا بی خبر بلکه به طورِ دقیق به صد زن پارسا ترجیح داده میشود»

یکی از شارحان شاهنامه نیز در مصاحبه ای گفته اند:
«شخصیت مرد شاهنامه می تواند ... زن را ناپاک و نیرنگ باز بداند (زن و اژدها ...)»

در جدیدترین پژوهشی هم که در موضوع زن در شاهنامه منتشر شده درباره ی جایگاه بانوان در حماسه ی ملی ایران میخوانیم:
«و چه زیبا چکیده ی تفکر در باب زنان در بیت (زن و اژدها ...) خلاصه شده است»

با ملاحظه ی شهرت و رواج این بیت به نامِ فردوسی در میانِ خواص و پژوهشگران، طبیعی است که در بیت خوانندگان و علاقه مندانِ شاهنامه و به طورِ کلی عامه ی مردم، بیتِ (زن و اژدها هر دو ...) از ابیات اصیل شاهنامه و نظرگاه رسمیِ فردوسی درباره ی زنان تلقی شود، چنانکه غیر از گفتگوهای شفاهی در برخی از یادداشت ها و نوشته های اینترنتی نیز این بیت به نام فردوسی، مبنای بحث و بررسی واقع شده است که خود می تواند عامل مهمی در تقویت و تثبیت انتساب آن به شاهنامه در ذهن و زبان مراجعان و خوانندگان غیر متخصص باشد.

در شماری از چاپ های شاهنامه از جمله: کلکته، چاپ سنگی بمیئی (1276 ه.ق)، شاهنامه امیر بهادری، کلاله ی خاور، شاهنامه انتشارات ایران باستان، چاپ انتشارات امیرکبیر و چاپ دکتر دبیر سیاقی، در داستانِ سیاوس و به هنگامِ آماده شدن شاهزاده برایِ عبور از آتشِ آزمون، پس ازی این چهار بیت اصلی:
نهادند هیزم دو کوه بلند / شمارش گذر کرد بر چون و چند
ز دور از دو فرسنگ هر کس بدید / چنین جُست باید بلا را کلید
همین خواست دیدن درِ راستی / ز کار زن آید همه کاستی
چون این داستان سربسر بشنوی / بِه آید تو را گر به زن نگروی
( 2/234/476-473 )

دو بیت زیر آمده است:
زنِ بد کُنِش خواری آرد به روی / به گیتی به جز پارسا زن مجوی
جهان پاک ازین (زین) هر دو ناپاک بِه / زن و اژدها هر دو در خاکِ بِه

از همین جاست که بیت دوم به عنوان نظرِ زن ستیزانه ی فردوسی بر زبان ها افتاده و حتا در پژوهش های علمی و رسمی نیز راه یافته است، در حالی که در هیچ یک از 15 دستنویس معتیر و کهن شاهنامه که پایه ی تصحیح علمی-انتقادی دکتر خالقی مطلق بوده اند و نیز دو نسخه ی حاشیه ی ظفرنامه ی مستوفی (قرن هشتم هجری قمری) و نسخه ی سعدلو چاپ عکسی دایره المعارف بزرگ اسلامی (احتمالا" متعلق به قرن هشتم هجری قمری) این بیت در بخش مربوط از داستان سیاوش دیده نمی شود.

در کتابِ "در اختیارات شاهنامه" نوشته ی علی ابن احمد (تدوین 474 یا طبق نظری 574 هجری قمری) هم که چند بیت از ابیات نکوهش زنان در شاهنامه آمده است، این بیت وجود ندارد و به احتمال بسیار اگر در نسخه ی بسیار کهن مورد استفاده ی وی چنین بیتی بود به دلیل شدت و برجستگی خوارداشت آن را در کنارِ چند بیت دیگر ذکر میکرد. به عنوان قرینه ی فرعی این نکته را هم باید در نظر داشت که "سنایی" در "حدیقه" آنجا که اندر مذمت دختر به سخنی از فردوسی استناد کرده، گفته است:
چه نکو گفت آن بزرگ استاد / که وی افکند شعر را بنیاد
کآن که را دختر است جای پسر / گرچه شاه است، هست بد اختر

که منظور او این بیت از زبان افراسیاب در داستان بیژن و منیژه است:
که را از پس پرده دختر بُوَد / اگر تاج دارد بد اختر بُوَد
(خالقی 3/322/235)

در صورتی که با توجه به چندی بیتی که وی در طعن و سرزنش دختران سروده، اگر در شاهنامه ی مورد اختیار خویش که دستنویسی قدیمی و متعلق به پیش از 525 ه.ق بوده، بیت درشت و کوبنده ای چون «زن و اژدها هر دو ...» را می یافت، بی گمان بدان اشاره میکرد تا بار و پشتوانه ی مذمت خود را سنگین تر کرده باشد.

علاوه بر این اسناد و قراین نسخه شناسی، در هیچیک از چاپ های معتبر شاهنامه هم مانند: تصحیح ژول مول، چاپ مسکو، داستان سیاوشِ بنیاد شاهنامه، تصحیح آقای مصطفی جیحوی و چاپ دکتر جلال خالقی مطلق این بیت نیامده است، و همچنان که قبلا" نیز برخی محققان به تاکیذ نوشته و گفته اند، بیتِ «زن و اژدها هر دو ...» از سخیف ترین ابیاتی است که در تاریخ استنساخ و تصحیح شاهنامه به نام فردوسی جعل و الحاق شده است.

درباره ی زمان و عامل این جعل و الحاق نمیتوان قاطعانه نظر داد، اما با توجه به اینکه بیت مورد بحث در 15 دستنویس معتبر مبنای چاپ دکتر خالقی مطلق که متعلق به فاصبه ی سالهای 614 تا 903 ه.ق هستند و نیز دو نسخه ی سعدلو و حاشیه ی ظفرنامه، هر دو از قرن هشتم ه.ق نیامده است، شاید از قرن 9 و اوایل سده ی دهم به بعد در برخی از نسخ کم اعتبارتر شاهنامه افزوده شده و از آنجا به چند چاپ نامعتبر راه یافته است.

زنده یاد علامه دهخدادر امثال الحکم پس از اِسنادِ صورت معروفِ بیت «زن و اژدها هر دو ...» به فردوسی، در زیر آن افزوده اند: «تمثل "زن و اژدها هر دو در خاک به"، این بیت در متن گرشابنامه اسدی توسی نیست و در نسخه ی اساس تصحیح شادروان استاد یغمایی، در داستان مکرِ همسر و دخترِ شاه کابل برای کشتن گرشاسب و آشکار شدن راز آنها، به مناسبت ابیاتی که درباره ی زنان آمده، در حاشیه افزوده شده است.

تاریخ کتابت این دستنویس 860 ه.ق است. بر این اساس آیا میتوان حدس زد که بیت مذکور با تغییری جزئی در مصراع دوم از این نسخه ی گرشاسبنامه در بعضی دستنویس های شاهنامه (از قرن نهم و دهم به بعد) وارد شده است؟

در طول زمان، ابیات متعددی از گرشاسبنامه در تعدادی از نسخ شاهنامه و به نام فردوسی راه یافته که اتفاقا" یکی از آنها نمونه ی دیگری در همین موضوع «نکوهش زنان» است:
زنان را از آن نام ناید بلند / که پیوسته در خفتن و خوردن اند (گرشاسپ نامه، ص 10)

اینکه بیتی از گرشاسپنامه بعدها با تغییرای به فردوسی نسبت داده شده، قرینه و شاهد قابل توجهی برای تقویت حدس پیش گفته است که شاید بیت یاد شده نیز از نسخه ی (860ه.ق) گرشاسپ نامه با تفاوت و اختلافی اندک در مصراعِ دوم وارد دستنویس هایی از شاهنامه شده باشد.

ولی در هر صورت این بیت نه سروده ی فردوسی است و نه از اسدی توسی، چون در نسخه ی اساسِ گرشاسپ نامه ی چاپ مرحوم یغمایی نیز این بیت برافزوده را در حاشیه ی متن آورده اند.

شهرت و رواج این بیت به اندازه ای بوده و هست که علاوه بر کتاب ها، مقالات و مصاحبه های علمی، در شعرِ بزرگان و محققانِ معاصر نیز مورد توجه قرار گرفته است.

بیت موهن دیگری که در بحثِ «زنان و شاهنامه» گاهی (مثلا" در مصاحبه ی شاملو) به فردوسی نسبت داده میشود این است:

«زنان را ستایی سگان را ستا ی / که یک سگ به از صد زن پارسای»
زنده یاد دهخدا این بیت را نیز در امثال الحکم به نام فردوسی اورده اند و پیش از آن، در لغتِ شهنامه ی عبدالقادر بغدادی هم بیت به عنوان شاهدِ واژه ی «ستا» آمده است و فراهم آورندگانِ متن آن را به درستی جزو بیت هایی آورده اند که گوینده ی آنها معلوم نیست.
نگارنده در حدِ جستجوهای خویش این بیت را در متن و نسخه ی بدلهای چاپ های معتبر شاهنامه ندیده است و آقای خطیبی نیز آن را در هیچیک از چاپ های شاهنامه نیافته اند.

اما با توجه به بیتی از جامی شاید در نسخه ای از شاهنامه که در قرن نهم مورد استفاده ی وی بوده این بیت وجود داشته و یا حداقل در زمان و مکان زندگیِ او به نام فردوسی مشهور بوده است.

وی در حکایت «سلیمان و بلقیس» از منظومه ی "سلامان و ابسال" گفته است:
خواجه ی فردوسی که دانی بِخردش / بر زن نیک است نفرین بدش

هر دو بیتِ «زن و اژدها هر دو...» و «زنان را ستایی سگان....» برساخته ی کوته نظری ناشناخته است که خواسته عقیده ی زن ستیزانه ی خویش یا باور عمومی و غالب محیط و دوره ی زندگانی اش را با انتساب به فردوسی شهرت و مقبولیت بخشد و البته در این مقصود نیز تا حدودی توفیق یافته است، چون هنوز در جدید ترین پژوهش های علمی مربوط به زن و شاهنامه این بیت مبنای بحث و داوری درباره ی جهان بینی فردوسی قرار میگیرد.

اهمیت نسبت دادن این دو بیت و از اساس هر اندیشه و بینش درست و نادرست دیگری به فردوسی به منظور تحکیم و ترویج آن به اندازه ای بوده است که نه تنها گوینده ی گمنامِ این دو بیت، بلکه شاعران نامداری چون سنایی و جامی نیز با ارجاع به دو بیت از فردوسی در بابِ نکوهش زنان که البته یکی اصیل و آن دیگری کاملا الحاقی است خواسته اند پایه های باور خویش را استوارتر و مقبولیت عمومی آن را بیشتر کنند.

نکته ی مهمی که یادآوری آن لازم می نماید این است که درباره ی دو بیت مورد بحث در این یادداشت و ابیات مشابه نباید دو موضوع «اشتهار» و «قطعیت انتساب» به فردوسی را در هم آمیخت بدین معنی که در حافظه ی شعری بعضی از ایرانیان اعم از خواص و عوام این دو بیت وجود دارد و به هر حال جهان بینی پاره ای از مردان ایرانی را در مقطعی از تاریخ اندیشه ی این سرزمین نشان میدهد. اما نامبرداری و رواج ابیات به نام فردوسی هرگز دلیل انتساب قطعی آن ها به وی نیست و اصالت یا الحاقی بودن بیتها و به تبع آن نتیجه گیری ها و تحلیل های مبتنی بر آنها نیازمند دلایلی غیر از شهرت انتساب و تداول در حافظه ی عمومی جامعه است.

نمونه های دیگر این اصل، دو بیا بسیار معروف زیر است که بر خلاف اشتهار آنها به نام فردوسی حتا در میان برخی از ادبا و پژوهشگران، بیت نخست یقینا" و بیت دوم به احتمال بسیار الحاقی و سروده ی دیگران است:

چو ایران نباشد تن من مباد / بر این بوم و بر زنده یک تن مباد

بسی رنج بردم در این سال سی / عجم زنده کردم بدین پارسی

کتاب «نارسیده ترنج»
با مقدمه ی دکتر خالقی مطلق
اصفهان - 86

/ 1 نظر / 21 بازدید
بهمن

با درود شايسته است كه در اين خصوص تحقيقات جامعي صورت گيرد و اشعار ايهام دار مورد بررسي بيشتري قرار گيرد و با استفاده از هم انديشي ايران دوستان مجموعه كتابها و مقالاتي تهيه شود تا هم اندك زنگار از گوهر شاهنامه پاك شود و هم بدانديشان دنبال بهانه بهتري باشند!!!!