کتاب را بست و گفت : شنیدید، پس به کار گیرید!

پس از اینکه روس‌ها دژ گنجه را گرفتند دروازه‌های شهر را به روی مردم بستند، و جمله را قتل عام نموده دارایی شهر را به غارت بردند و مساجد را ویران کردند . در شهرگنجه ۷۰۰۰ نفر کشته شده و ۱۸۰۰۰ نفر اسیر شدند که اکثرشان زنان بودند. ۵۰۰ نفر از اهالی شهر که بیشترشان زنان و مردن مسن و اطفال خردسال بودند به مسجد پناه بردند. به دستور سیسیانوف همه آن‌ها را در مسجد قتل‌عام کردند. به فرمان وی، مسجد جامع بزرگ شهر به کلیسا تبدیل شد و نام شهر نیز به « الیزابت پول» تغییر کرد حتی پس از اینکه حکومت تزاری از بین رفت، باز نام آن شهر را تغییر دادند و نام آن را (کیروف آباد) گذاشتند، تا سرانجام پس از فروپاشی شوروی، گنجه بار دیگر نام اصلی خود را بازیافت.


آری این بود سرگذشت دلاوری از دلاوران ایران زمین در گنجه و ارزش و مقام شاهنامه فردوسی در سراسر ایرانزمین که چگونه پاسداشته میشده است و میشود!

پیکر جوادخان را همراه با عده‌ای از یارانش، در مسجد جمعه گنجه به خاک می‌سپارند تا در اوایل دهه۱۹۶۰ میلادی حادثه‌ای رخ می‌دهد و نام جوادخان را دوباره بر سر زبان‌ها می‌اندازد. احمدعیسی‌اف این رویداد را در کتاب «گنجه و گنجه‌لیلر» [گنجه و گنجه‌ای‌ها] چنین شرح می‌دهد:: این حادثه قبل از آنکه من به گنجه بیایم، اتفاق افتاده است. خیلی جلو‌تر در اوایل دهه۱۹۶۰ (۱۳۳۹). لکن پس از سپری شدن ۱۵ - ۱۰ سال، باز هم درباره آن صحبت‌ها ادامه داشت. آن هم با صدای بلند.

ولی حالا یکسری مزدورو خود گرگ انگار با بهره بردن از خلاء ملی گرایان ایران و با پشتوانه رژیم باکو و ترکیه که از ترس بازگشت به اصل مردم کشور فعلیشان مجبور شده‌اند تاریخ ایران و جهان را تحریف و برای مشروعیت بخشیدن به رسمیت خویش آن را از نو ساخته و به خورد مردم و هممیهنانمان در آنسوی ارس بدهند و با کینه ورزی نه تنها زبان و تاریخ خودشان را جعل و تحریف می‌کنند بلکه برای توجیح آن مجبورند دست به تحریف تاریخ خودشان هم بزنند البته تا جاییکه امکان دارد نخست می‌کوشند تا هیچ سخنی از پیوند سرزمینهای ایرانی آنسوی ارس که در دو سده گذشته بدلیل خیانتهای پدرانشان از ایران حدا شد نزده بلکه ایرانیان را به عنوان تنها دشمن هموطنانمان معرفی می‌کنند و با ارتقا دادن ایران به فارس‌ها تمامی کینه و مشکلات و عقده‌های فرهنگی خودشان را از سر باز کرده و به گردن ایران می‌اندازند و خوب به هر حال مردم از همه جا بیخبر آنجا هم که گناهی ندارند چیزی را که نمی‌بینند چطور باور کنند برای نمونه همین جواد خان گنجه‌ای هیچ نام و نشانی از وی و آرامگاهش به مردم نمی‌دادند با اینکه زمان زیادی از درگذشتش نگذشته بود مردم را به فراموشی سپرده بودند اما کمی بد که به طور ناگهانی آرامگاه ایشان پیدا می‌شود نخست تلاش می‌شود که آنرا با دینامیت نابود کرده و از بین ببرند اما از آنجا که این خبر درمیان مردم می‌پیچید به آرزویشان دست پیدا نمی‌کنند!

ماجرا از این قرار بوده که:

می‌خواستند در نزدیکی حمام «چوکک»، در حیاط مسجد جمعه، فواره‌ای بسازند. تراکتور ناهمواری‌های زمین را هموار می‌کرد که ناگهان به مانعی برخورد. نگاه کردند و قبر بزرگی دیدند. هر چهار طرفش مثل صندوق بتونی بود. همه می‌دانستند که در آن پیرامون، قبر زیاد است، ولی بی‌آنکه توجه کنند، زمین را می‌کندند. این بار ممکن نشد. هر کاری کردند که پیچانده و از جا بلند کنند نتوانستند به نوشته سنگ مزار نگاه کردند، چه دیدند؟ اینکه آرامگاه جوادخان است. تراکتورچی دست از کار کشید و رفت: «گناه است، من به این دست نمی‌زنم». خیلی‌ها دست نگه‌داشتند: اینکه یک اثر تاریخی است. اجازه بدهید کار‌شناسان ببینند، بعد....


به کمیته حزبی شهر خبر دادند و به آکادمی علوم تلگرافی مخابره کردند. به هر جایی که گمان می‌رفت، اطلاع داده شد. سه روز، پنج روز، کمی منتظر شدند، کسی نیامد... یک روز صاحب اختیار شهر آمد، دست‌هایش را به کمر زده و شکم گنده‌اش را جلو داده:


- آخر جوادخان کیست؟ گفت - دوره‌خان، بیگ خیلی وقت است که سپری شده، از بین ببریدش!

نتوانستند بتون را داغان کنند. از هر کجا بود دینامیت پیدا کرده، آوردند و قبر را منفجر کردند. صبح آن روز دیدند که یکی از مناره مسجد جمعه که زینت‌بخش شهر بود، کج شده است. گفتم که کج شد. آن هنگام اندکی مشخص می‌شد، ولی الان به طور کامل دیده می‌شود. این هم دردی شد از آن موقع. اکنون کار‌شناسان هر چه سعی و تلاش می‌کنند به جایی نمی‌رسند. بی‌خود نگفته‌اند که آنچه آدمی به خود می‌کند، دیگری نمی‌تواند بکند [از ماست که بر ماست]. حداقل امروز باید بیدار شویم!

بنابراین چون ماجرا بیخ پیدا کرده بود ماشین تایپ حعل تاریخ رژیم نژادپرست و بی‌فرهنگ و پشتوانه باکو به کار می‌افتد به هر صوی دستمایه‌ای پیدا شده و باید بهره لازم را ببرد همایش راه می‌اندازد و مراسم"" رژه ارتشش"" را به یاد این سردار ایرانی در حا حاضر اوغوز شده اجرا می‌کند و آنرا به "" پرده سینماهایش"" می‌کشد تا شاید از این راه بتواند زمزمه‌های ناسیونالیستی را در مردم پدید بیاورند تا مردم را از اندیشه سرزمین مادری خود ایران بدور سازد آنهم با توسل به دروغ و فریب غافل از اینکه با دزدیدن شاعران دانشمندان و تاریخ و.... فرهنگ ایران و بنام خودشان زدن و یا سرکوب میهن پرستان با شیوه‌های کاملن نژادپرستانه و فاشیستی و شونیستی فردوسی‌ها و ستارخان‌ها و... را پس زدن نظامی‌ها و خاقانی‌ها و پورسینا‌ها را بنام خود زدن کاری از پیش نخواهد برد مردم همچنان در آرزوی بازگشت به آغوش سرزمین مادری هستند اینجاست که تلاش برای دزدیدن بابک خرمدین‌ها برمی آید و اگر به شخصیتهای قهرمان تاریخ ایران دستش نرسد آن‌ها را ترکستیز معرفی می‌کند بمانند کسروی‌ها و... و به جایش دده قورقود‌ها را بدست مردمش می‌دهد و یا از امربرهای استالین بمانند پیشه وری خائن و رسولزاده برای مردم بت و الگو می‌سازد!
اقوام اصیل ایرانی را از تالش‌ها و تات‌ها و کرد‌ها و... سرکوب می‌کند به امید اینکه نهصت بازگشت به خویشتن مردم را نابود کند اما زهی خیال باطل کافی است فقط از این رژیم‌ نژاد پرست پرسید آیا اگر هنوز بر فرهنگ ایران اسرار می‌ورزید و به جای تحریف تاریخ کشورش و ایران ومنسوب کردن مردم به قوم مغول و تاتار و غز که چگونگی فرهنگشان زبانزد جهانیان است هنوز طنین آوای فردوسی و شاهنامه‌اش در آنجا بگوش می‌رسید آیا بجای اینکه در دام وسوسه‌های گرگهای خاکستری بیفتد وبا فتنه انگیزی آتش جنگ با کشور همسایه‌اش ارمنستان را بیفروزد دچار چنین شکست مفتضحانه‌ای از ارمنستان می‌شد به طوری که هم نصف کشورش را به حق بر باد دهد و هم آنرا به دونیم کند!

مقبره جواد خان در شهر گنجه

/ 8 نظر / 43 بازدید

dust man dar goruhe zabane parsi facebooke ozv shavid va dar bahshaye shabane sherkat konid

درود برتمام قهرمانان ومشاهیرایران زمین شهریار,بابک خرمدین ,ستارخان ,باقرخانو... همه افتخارآذربایجان عزیزهستندبه عنوان یک هموطن که با آذربایجان 1000 کیلومترفاصله داره ازاینکه کشورم چنین مردمان بزرگی در آذربایجان سرافراز قلب ایران پرورش داده به خود می بالم یاشاسین آذربایجان ایران

ناملی

با اعلام اتمام وقت از طرف مجری حدود پنج تن از مخالفین وی با نعره های بلند، پور پیرار را مورد فحاشی قرار داده وی را تهدید به حملات فیزیکی مهلکی کردند. اما بدنبال عکس العمل صدها تن از موافقین پور پیرار این تعداد به همراه جمعی از سمپاتهای خود ضمن قرائت سرود ای ایران مجبور به ترک جلسه شدنداما همچنان در راهروهای وردی ماندند و منتظر پور پیرار شدند.حتی یکی از انان به فیلمبردار سمینار حمله ور شد و او را مورد تهدید و ضرب وشتم قرار داد. سرانجام به دنبال حضور جدی حراست دانشگاه این مورخ دگر اندیش به بیرون هدایت شد. پور پیرار در پاسخ به سئوال یکی از خبرنگاران حاضر در اجلاس در خصوص علت رفتارهای خشونت امیز معدود مخالفین خود گفت: این اقایان در حال مشاهده فروریختین بنای شیشه ای عظیمی هستند که طی هشتاد سال گذشته با مکعبهایی از جعل و جهل برای انها ساخته است...به آنها حق دهید که خشمگین باشند!

chero perte mahze, felan javabe pur piraro bedin bad az tarixe baghie harf bezanin,

اراز

كروهك ایرانزمین یکپارچه نیرومند و آزاد دقت فرمايند . نوشته ايد ((می‌کوشند تا هیچ سخنی از پیوند سرزمینهای ایرانی آنسوی ارس که در دو سده گذشته بدلیل ......)) اين شما هستيد كه ميخواهيد جعل كنيد كه اذربايجان انسوي ارس ربطي به اذربايجان اينور ندارد و حتي ميخواهيد نامش را جعلي معرفي كنيد . نوشته ايد((قهرمان تاریخ ایران دستش نرسد آن‌ها را ترکستیز معرفی می‌کند بمانند کسروی‌ها...)) كسروي غير از خيانت چه كاري كرد . كدام كارش قابل ستايش است ؟ نوشته ايد ((و به جایش دده قورقود‌ها را بدست مردمش می‌دهد)) مگر دده قورقود دست ديگري بود كه به اين مردم بدهند . مگر دده قورقود در اين خطه افريده نشده است ؟؟ نوشته ايد ((مانند پیشه وری خائن و رسولزاده برای مردم بت و الگو می‌سازد!)) چرا از جنايتهاي ارتش در انزمان سخن نميگوييد نوشته ايد ((با فتنه انگیزی آتش جنگ با کشور همسایه‌اش ارمنستان را بیفروزد دچار چنین شکست..)) شما كه با اين اوصاف حامي ارمنستان هم هستيد . خوش به حالتون ميشه . ----------------- شما كه بيشتر از پهلوي ملعون ترك ستيزي ميكنيد و ميخواهيد فرهنگ كشي كنيد . اگر كوچكترين احترامي به ايران و ايرانيان داشتيد (اد

اراز

قسمت 2 ادامه اگر كوچكترين احترامي به ايران و ايرانيان داشتيد و اگر كوچكترين دغدغه اي در مورد اينده ايران داشتيد هيچ وقت نمي امديد به اصل و نسب و فرهنگ نيمي از جمعيت ايران توهين كنيد . اين تحريفهاي شما فقط احساسات ملي گرايي را دامن ميزند و دقيقا سياستهاي خصمانه دشمنان را اجرا ميكنيد خواه دانسته خواه ندانسته . شما در روز روشن داريد تاريخ تركان ايراني را تحريف ميكنيد و فكر ميكنيد با اين شاهكارتان تركان ايران برگشته و فارس و لر و .... خواهند شد . خيال باطلي است . اگر ايران دوست و ميهن دوست هستيد بايد به فرهنگ تمامي اقوام احترام بگذاريد و انها را به رسميت بشناسيد و اگر داريد بر اساس نظريه هاي پان ارياي جعلي و خواسته دشمنان اينگونه تلاش ميكنيد بهتر است نامتان را به كروهك خائنان ايرانزمين و منافقين تغيير دهيد . با جعليات شما كسي از تركان ايران نخواهد گفت كه فارس هستم و نسبت به سرنوشت همكيشان و همزبانان خود در ساير نقاط دنيا هم بي تفاوت نخواهد شد و نخواهيد توانست تاريخ را تحريف كنيد ولي ندانسته يا دانسته در كسوت ايراندوستي اتشي روشن ميكنيد كه دودش نصيب چشمان ايرانيان خواهد شد . پس بس كنيد كينه با تركان ر

آیدین

درود به شرف شما درود به شرف مرحوم کسروی واقعا دسستتون درد نکنه باور کنید وقتی این پان ترکیستها رو میبینم از تبریزی بودن خودم خجالت میکشم متاسفانه عقده و جهل سراپای وجود این بیچاره هارو گرفته یاشاسین آذربایجانیم یاشاسین ایرانیم االه بیزی بو دوشونجاخ سیز وطن ساتانلاردان قوروسون

بهمن

در جواب به آراز . وقتی شما برای توهین به نامهای فریدون ، بهمن و کوروش در صدا و سیما کف می زنید. زمانی که به جای اینکه از خشک کردن دریاچه ارومیه شرمنده باشید ( حتماَ عیسی کلانتری و ا مدیران استان و کشورازنی که درخواست سد کردند فارس بودند؟؟؟؟!!!). زمانی که به جای دفاع از ترکی به فارسی مانند تبهکاران یورش می برید و زمانی که به کوروش که سمبل ایران و ایرانی است حالا فارغ از ترک و لر و فارسش . باید خیلی ممنون باشید که مانند فرقه ضاله دیویدی ها در تگزازس بهاتون رفتار نمی شه. چند نفرین. 10000 نفر . 500 هزار نفر. پسرکم اوغلانم. حسودم. 2 میلیون و نیم از استوانه کوروش دیدن کردند. بسه دیگه. دیدین تحریم شد. باز خیانت. باز خباثت. هی ما می گیم ستار خان و باقر خان. زیر سبیلی رد می کنیم که با حمایت ارتش سرخ این همه آدم را از آذربایجان به تهران و کرج فراری دادین. هی از اینکه شریک استالین جنایت کار که 10 میلیون آدم را کشت بودین. شریک رژیم پهلوی ( جواد هیئت رئیس بیمارستان شهربانی فارس بود؟؟ ) بودین. العان هم شریک جناحی در حکومت می گذریم. شما ها گستاخ تر می شوید. ناراحتین؟ عین حزب توده بفرمایید جاده دراز..... اما صبر ما هم حدی .