....و به دنبال بیش از نیم سده چالش های فکری و تکاپوهای روشنفکری ...نخستین کوشش درون زا و مردمی ملتی به پیشینه ملت ایران. اصلاح گرایی نه از بالا..همچون ژاپن..به واقع در کارنامه ملت ایران این نکته چونان برگ زرینی می درخشد که نخستین ملتی در آسیا بودند که جنبش ملی اصلاح گرایانه و مردم سالارانه را به مدد روشنفکران خویش آفریدند و البته موانع بسیار بود..در زمان ناصر الدین شاه چند تجربه اصلاح گرایانه از بالا ناکام ماند و در استبداد دربار ناصری روشنفکری حداقل در حوزه میدانی مجالی برای بروز نیافت..اما پس از بر تخت نشستن مظفر الدین شاه،به یکباره کشتیبان را سیاستی دیگر آمد و در سال پایانی زمامداری او،جنبش به راحتی میدانی شد و با کمترین چالش و خون ریزی به شیوه ای آسان به پیروزی رسید...اما دشواری ها بعد ها نمایان شدند...بر خلاف مظفر الدین شاه که مرد سرکوب نبود فرزندش از جنس دیگری بود و دشواری ها پس از او آغاز شد ....محمد علی میرزا مفهوم حاکمیت ملی را بر نمی تافت و از دیگر سو هنجار شکنی ها و تندروی های گروهی از روشنفکران فضا را آشفته تر می کرد...آیین مشروطگی دستگاهی خلق الساعه و مکانیکی نبود که به صرف صدور یک فرمان بنیاد شود..مفهومی دینامیک و پویا بود و نیازمند فرهنگی همراستا با آن تا بنیاد هایش قوام گیرد و مستحکم شود...افسوس که در فردای صدور این فرمان ،تندروان قادر نشدند تا به بازتولید یک فضای بهنجار و غیر ساختار شکنانه دست یابند..گویی بر آن بودند تا یک شبه مسیر صد ساله را بپیمایند..تندروی ها به جایی رسید که در متن صد ها نشریه منتشر شده آن روز گاران ،حتی شاه را حرامزاده خواندند و مادرش ام خاقان را روسپی !!!..و نظام دیوانی واپس گرای قجری نیز هیچ اصلاحی را بر نمی تافت و از سلطانیسم ارتجاعی فرو گذار نمی کرد...و این گونه شد که 1285 تا 1300 آشفته بارازی شد که تر و خشک را با هم سوزاند و به اینها بیفزایید رخداد نخستین جنگ جهانی و قحطی مرگبار آن رو.زگاران..افسوس که این فرمان از نوشتار به فرهنگ بدل نشد...و مجلس شورای ملی اول که آن کار نامه درخشان را در آیین مشروطگی بر جای گذارده بود در پس مثلث شوم..سیاست بیگانگان روسی ،جهالت دیوان سالاری واپس گرای و روسوفیل قجری و البته تندروی های بیهوده و هنجار شکنی های پاره ای از روشنفکران از میان رفت...علی عجمی آذرابادگانی ایراندوست..28 تیر 1390 در ادامه،جستاری تحلیلی از دکتر لطف الله آجودانی پیرامون چرایی خشونت ورزی های طیف تندروان مشروطه خواه ارایه می شود... انقلاب مشروطیت و بحران خشونت
در رایج ترین نگرش ها و دیدگاه های موجود در میان غالب پژوهشگران و نویسندگان تاریخ معاصر ایران درباره انقلاب مشروطیت ایران، از این انقلاب به عنوان یک جنبش و انقلاب سیاسی آرام یاد شده است.



انقلاب مشروطیت و بحران خشونت







در رایج ترین نگرش ها و دیدگاه های موجود در میان غالب پژوهشگران و نویسندگان تاریخ معاصر ایران درباره انقلاب مشروطیت ایران، از این انقلاب به عنوان یک جنبش و انقلاب سیاسی آرام یاد شده است. از دیدگاه این گروه از مورخان و تحلیلگران، وجود قهر و خشونت در انقلاب مشروطیت، به طور عمده و حداکثر معطوف و محدود به رویدادهایی چون اقدام حکومت استبدادی محمدعلی شاه بر ضدانقلابیون مشروطه خواه در واقعه به توپ بستن مجلس، دستگیری، شکنجه، اعدام و تبعید عده یی از انقلابیون مشروطه طلب، انحلال مجلس اول شورای ملی، تعطیلی فعالیت های مطبوعاتی و انجمن های سیاسی در دوره استبداد صغیر و نهایتاً جنگ قوای دولتی بر ضدملیون در قیام آذربایجان و درگیری های محدود قوای دولتی و مشروطه طلبان در واقعه فتح تهران است.

هر چند این شیوه از تحلیل خالی از واقعیت به نظر نمی رسد، اما نه تنها دربردارنده همه واقعیت نیست و از توضیح دقیق و کامل پدیده خشونت در انقلاب و نظام مشروطیت ایران و ریشه ها و پیامدهای آن در سیاست و جامعه ایران ناتوان است، بلکه دربردارنده برخی بدفهمی های گمراه کننده تاریخی و سیاسی است. دقت در اسناد، مدارک، متون و منابع تاریخی از این واقعیت خبر می دهد که ماهیت، شکل و قلمرو خشونت طلبی و پیامدهای آن در عصر مشروطیت ایران بسیار عمیق تر، گسترده تر و پیچیده تر از آن است که در نگرش های رایج اما توام با ساده اندیشی موجود در این باره تلقی و معرفی شده است. خشونت و خشونت طلبی در عصر مشروطیت که ابعاد مختلفی داشت، محدود به جبهه استبدادگران حکومتی و دیگر مخالفان انقلاب و نظام مشروطیت نبود، بلکه بخش های قابل ملاحظه یی از گروه ها و تشکل های سیاسی انقلابی مشروطه طلب و بخشی از رهبران انقلاب و نظام مشروطیت را نیز دربرگرفته بود. یکی از مهم ترین ویژگی های پدیده خشونت و خشونت طلبی در عصر مشروطیت، خشونت های پنهان و ظریف اما ویرانگری بود که در هر دو حوزه تفکر و عمل و در میان بخش هایی از جبهه انقلابیون مشروطه خواه و نیز مخالفان انقلاب و نظام مشروطیت وجود داشت.

● منازعات فکری سیاسی

در حوزه خشونت و افراطی گری های فکری که عامل مهمی در ایجاد تنگنا برای آزادی اندیشه و آزاداندیشی و حقوق فردی و اجتماعی قانونی مخالفان است،شیخ فضل الله نوری و هم اندیشان او با حربه شرعی از سوی برخی مراجع دینی مشروطه طلب و رهبران انقلاب مشروطه خواه، مخالف امام زمان و «محارب» و «مفسد» تلقی و معرفی شدند. یا هنگامی که مرتضی قلی خان مویدالممالک مدیر روزنامه صبح صادق متن پیشنهادی شیخ فضل الله نوری مبنی بر نظارت عده یی از مجتهدان طراز اول دینی بر مصوبات مجلس شورای ملی را در شماره ۴۸ آن روزنامه در تاریخ ۲۰ ربیع الثانی ۱۳۲۵ هـ.ق به چاپ رساند، بنا به گزارش و تعبیر احمد کسروی «مردم غمشروطه طلبف از این کار بد او به خشم آمدند و به اداره روزنامه ریخته و آنچه از آن شماره به دست آوردند، پاره کردند.»۱ و انقلابیون مشروطه طلب و مدافع نظام مشروطیت «مدیر روزنامه را با تهدید و ارعاب و با استفاده از ضعف او، مجبور به نوشتن یادداشتی تحت عنوان اعتذار و اظهار عدم اطلاع از درج آن اصل در روزنامه و ساقط و باطل ساختن نمره ۴۸ و انتشار مجدد شماره یی دیگر تحت عنوان نمره ۴۸ در تاریخ ۲۱ ربیع الثانی ۱۳۲۵ هـ. ق کردند.»۲ و حتی سیدحسن تقی زاده روشنفکر و آزادیخواه و عضو مجلس شورای ملی عالی ترین نهاد قانونی جامعه و در حالی که تحت اراده و خواست انقلابیون مشروطه طلب هیچ یک از چاپخانه های تهران حاضر به چاپ و انتشار بیانیه ها و لوایح شیخ فضل الله نوری نبود۳ و امکانات و ابزار نشر افکار و دیدگاه های شیخ فضل الله و هم اندیشان او هنگام بست نشینی آنان، محدود به یک مطبعه سنگی شده بود، برای جلوگیری از نشر افکار و دیدگاه های شیخ فضل الله، در یکی از جلسات مجلس شورای ملی درخواست کرد «آقایان غنمایندگان مجلسف اجازه بدهند این سنگ غسنگ چاپی که در اختیار شیخ فضل الله و همراهان او قرار داشتف را توقیف نمایند.»۴

● خشونت در درون

تردیدی نیست بخشی از خشونت طلبی های بعضی افراد و گروه ها و تشکل های سیاسی انقلابی مشروطه طلب پس از استقرار نظام مشروطیت در ایران، در واقع و تا حدودی واکنشی در مقابل خشونت طلبی های مخالفان خواهان براندازی نظام مشروطیت بود. اما خشونت طلبی گروه هایی از انقلابیون مشروطه طلب و عده یی از رهبران نظام مشروطه، محدود به خشونت در برابر مستبدان و نیروها و جریان های سیاسی برانداز نظام مشروطه نبود، بلکه این خشونت در قالب اختلافات شدید انقلابیون افراطی با مشروطه طلبان معتدل و منتقد و اقدامات سرکوبگرانه علیه آنان نیز به کار گرفته می شد.

پیامد چنین سیاست و اقداماتی به تزلزل سیاسی و اجتماعی همان انقلاب و نظامی انجامید که انقلابیون افراطی، داعیه حفظ آن را داشتند زیرا اینجا دیگر سخن از ترور و قتل اتابک و ترور و مجروح کردن شیخ فضل الله نوری و سپس اعدام او به وسیله مشروطه خواهان با توجیه وابستگی آنان به استبداد نبود، بلکه خشونت طلبی و افراطی گری چهره خود را بر ضد دیگر مشروطه طلبان و آن هم به رغم استقرار نظام مشروطیت پارلمانی در کشور نشان می داد.

خشونت طلبی گروهی از انقلابیون افراطی مشروطه طلب بر ضد همکاران مشروطه طلب معتدل یا منتقد خود گاه لباس تهدید، گاه لباس تهمت و دروغ پراکنی و شایعه سازی و گاه لباس تظاهرات و درگیری بر خود می پوشید و گاه نیز صدای خشونت طلبان از لوله تفنگ نشانه رفته به سوی دیگر مشروطه طلبان برای واداشتن آنان به تسلیم و پذیرش افکار و مقاصد سیاسی خود شنیده می شد. بنا به گزارش مخبر همایون۵ و نیز تایید آن در گزارش مشابهی از سوی ابوالحسن بزرگ امید۶ هنگام اختلاف نظرهای به وجودآمده درباره اصل هشتم متمم قانون اساسی در مجلس اول شورای ملی، آقا سیدعبدالله بهبهانی مشروطه خواه که از مخالفان تصویب آن اصل بود، سرانجام و نه با رغبت و تمایل، که در نتیجه فشار و تهدید بعضی از عوامل وابسته به گروه های سیاسی مشروطه طلب تندرو و از آن جمله سلطان محمود میرزا که بهبهانی را به قتل تهدید کرد، به تصویب آن اصل تن داد. یا صنیع الدوله که در مقام ریاست مجلس شورای ملی قرار داشت و از مشروطه طلبان معتدل دارای پاره یی اندیشه های منتقدانه به شمار می رفت، از سوی مشروطه طلبان تندرو و خشونت طلب و بنام و در لوای انقلاب و حفظ نظام مشروطیت، تهدید به قتل شد. چنان که سرانجام وی طی نطقی و ضمن اعتراض به روند خشونت گرایی و افراطی گری انقلابیون تندرو، از ریاست مجلس استعفا داد.۷

میرزا عبدالرحیم طالبوف از روشنفکران مشروطه طلب اما معتدل در عصر مشروطیت ایران در نامه یی به میرزا فضلعلی آقا در تاریخ ۲ ربیع الثانی ۱۳۲۵ قمری در انتقاد از افراطی گری ها و هرج و مرج طلبی های گروهی از انقلابیون مشروطه طلب چنین نوشت؛ «در باب خدمات مجاهدین به سکوت می گذرم که موجب دلواپسی حضرت عالی نشوم. از رجاله یا جهله و فعله در هیچ نقطه دنیا اصلاح امور جمهور به عمل نیامده، مگر هرج و مرج. همان است که عرض کردم. از گاو دوشاخه استبداد خلاص می شویم، به گاو هزار شاخه مجاهدین با روسای حاجی الله یار یا قاری اوغلی محمدیار ایشان دچار می شویم.»۸ و احتشام السلطنه از دیگر مشروطه طلبان معتدل و دارای خرد سیاسی که مدتی ریاست مجلس را نیز بر عهده داشت، در تشریح تندروی ها و خشونت طلبی هایی که به نام انقلاب و نظام مشروطه در میان گروهی از انقلابیون مشروطه طلب وجود داشت، تاکید کرده است؛ «بدبختانه بعضی از وکلا که در راس شان تقی زاده و حاجی میرزا ابراهیم آذربایجانی قرار گرفته بودند، اصطلاح انقلاب کبیر فرانسه از زبان شان نمی افتاد و عاشق گیوتین و دادگاه های انقلاب بودند که ظرف یک ساعت، حکم اعدام شاه و درباریان و جمیع وزرا و امرای حال و گذشته را صادر نماید. »۹

تحقیقات و مستندات دکتر فریدون آدمیت به مآخذ مذاکرات مجلس۱۰ و نیز اسناد و مدارک و دلایل تاریخی فراوان۱۱، به روشنی نشان می دهد جبهه انقلابیون مشروطه خواه افراطی، پایگاه اجتماعی محکمی نداشته، قدرت شان تنها در سرشت خشونت بود، بدون اتکا به ابزار خشونت، از قدرت سیاسی درخور توجهی برخوردار نبودند، در تفکر سیاسی دارای معلومات عمیقی نبودند و در اندیشه رادیکالیسم انقلابی مایه علمی نداشتند. جبهه انقلابیون افراطی روشی را پیش گرفت که هم نفی مطلق الزامات دموکراسی بود و هم خلاف خرد سیاسی. تجربه انقلاب و نظام مشروطیت در ایران از این واقعیت خبر می دهد که سهم انقلابیون افراطی و پیامدهای سیاست و اقدامات خشونت طلبانه آنان چیزی نیست جز تزلزل سیاسی و اجتماعی همان انقلاب و نظامی که انقلابیون افراطی، داعیه حفظ آن را دارند.



لطف الله آجدانی
پی نوشت ها؛
۱ احمد کسروی، تاریخ مشروطه ایران، چاپ شانزدهم، تهران؛ انتشارات امیرکبیر، ۳۷۰، ص ۳۶۱
۲ رسائل، اعلامیه ها، مکتوبات... و روزنامه شیخ شهید فضل الله نوری، جلد اول، گردآورنده؛ محمد ترکمان، تهران؛ موسسه خدمات فرهنگی رسا، ۱۳۶۲، ص ۱۴
۳ احمد کسروی، همان، ص ۴۰۹
۴ مذاکرات مجلس، دوره اول تقنینیه، ضمیمه روزنامه رسمی کشور شاهنشاهی ایران، چاپخانه مجلس، (مذاکرات روز یکشنبه ۸ رجب المرجب ۱۳۲۵ قمری دارالشورای ملی)
۵ مخبر همایون، مظفرالدین شاه و مشروطیت، ارمغان، شماره ۳۲، سال ۱۳۴۲، ص ۱۰۴
۶ ابوالحسن بزرگ امید، از ماست که بر ماست، «خاطرات و مشاهدات»، چاپ پیروز، غبی تاف، ص ۱۴۳
۷ مذاکرات مجلس، همان، مذاکرات روز سوم ربیع الثانی ۱۳۲۵
۸ بحران دموکراسی در مجلس اول، (خاطرات و نامه های خصوصی میرزا فضلعلی آقاتبریزی) به کوشش غلامحسین میرزا صالح، تهران؛ انتشارات طرح نو، ۱۳۷۲، ص ۴۹
۹ احتشام السلطنه، خاطرات احتشام السلطنه، به کوشش سیدمحمدمهدی موسوی، چاپ دوم، تهران؛ انتشارات زوار، ۱۳۶۷، ص ۶۱۹
۱۰ فریدون آدمیت، مجلس اول و بحران آزادی، چاپ اول، تهران؛ انتشارات روشنگران، غبی تاف
۱۱ برای آگاهی بیشتر در این باره نگاه شود به؛ لطف الله آجدانی، علما و انقلاب مشروطیت ایران، چاپ دوم، تهران؛ انتشارات اختران، ۱۳۸۵ و نیز؛ لطف الله آجدانی، روشنفکران ایران در عصر مشروطیت، چاپ دوم، تهران؛ انتشارات اختران،

/ 2 نظر / 12 بازدید
h

عکس خنده دار جالب و ديدني کليه سوژه حتما به وبلاگم سر بزن از خنده رودبر مي شي . در ضمن اگر دوست داشتي منو به اسم "عکس خنده دار" لينک کن و بهم بگو تا منم لينکت کنم.

حمید

اولین ملت بودند که بودند، خوب که چی؟ می دونید که احتمالا از اولین ملتهایی هم بودند که به خاطر 10 کیلو سیب زمینی رای شون (یعنی آینده شون) رو فروختند؟ اگر اونو می گید، خوبه اینم بگید.