اثر مستند و پژوهشی شادروان امید و دیگر فرهنگیان اذربایجانی ناظر بر سالهای پیش از مشروطیت تا 1330 خورشیدی است و به نوعی می توان آن را جامع ترین تالیف پیرامون تاریخ اموزش و فرهنگ و تعلیم دولتی و ملی اذربایجان در همان سالها نامید.بررسی این کتاب دو جلدی نشان می دهد که مولف و همکاران او برای تهیه این کتاب چه رنجها و کوشش های گسترده ای را انجام داده اند و شاید کمتر کتاب و روز نامه و سندی است که از دسترس انها به دور مانده است.کتاب اکنده از مصاحبه با بزرگان فرهنگی اذربایجان ان سالهاست و تیم تالیف بر آن بوده تا به دور از هر گونه شائبه سیاست ورزی ژور نالیسم سطحی،اثری کاملا مستند و ارزنده را به اصحاب فرهنگ آذربایجان پیشکش کنند و بررسی این کتاب نشان می دهد که به خوبی از پس این وظیفه سترگ بر آمده اند.شادروان امید در مقدمه کتاب و در صفحات الف تا ز چنین نگاشته اند:
اگر تاریخ قرن اخیر فرهنگ ایران مورد مطالعه قرار گیرد و در اطراف آن با کمال بی طرفی بررسی لازم به عمل آید معلوم خواهد شد که آذربایجانیان بیش از سایر نقاط ایران در راه بسط و تعمیم فرهنگ کوشیده اند و در پی ریزی بنای باعظمت فرهنگ فعلی ،راد مردان آذربایجانی متحمل سخت ترین و دشوار ترین زحمات و خدمات و کوشش ها گشته اند. و با وجود تکفیر ها و لعنها و طعنها و تبعید ها و رنجه ها و شکنجه ها آنی از مقصود خویش غفلت نکرده اند.....شادروان امید در ادامه این مقدمه روشنگر به پیشینه فرهنگی و پر چمداری آذربایجان در فرهنگ ایران اشاره کرده و چنین می نویسند:
اینان در زمانی در راه فرهنگ خدمت می کردند که تنها در تهران کوچکترین و بی نور ترین جرقه دانش به نام دارلفنون می درخشید .این موسسه دولتی تحت نظر دولت اداره می گشت ،ولی از طرف مردم در تهران نیز به افتتاح مدارس همتی دیده نمی شد ،نه تنها نخستین مدرسه ملی در تبریز تاسیس گردید ،بلکه موسس اولین مدرسه ملی در تهران نیز مرحوم رشدیه ملقب به
در معارف ،یک نفر آذربایجانی بوده است.علاوه بر این نخستین مطبعه در آذربایجان دایر شده ،بهترین روز نامه ها را در خارج از کشور آذربایجانی ها تاسیس نموده اند......
شادروان امید و همکاران فرهنگی او کتاب را بسیار دقیق و مستند نگاشته اند و مطالعه آن نشان می دهد که حتی مقولاتی چون نام بنیاد گران و بودجه مدارس و شیوه تهیه منابع مالی و بر نامه دقیق درسی و شیوه ارزش گذاری و امتحان مدارس و حتی نام معلمان مشهور از قلم نیفتاده اند....
تاریخ بررسی فرهنگ آذربایجان در این کتاب مربوط به پیش از بنیاد معارف جدید و به سالهای میانی سلطنت ناصر الدین شاه می رسد و نخست از بررسی مکتب خانه ها و بر نامه درسی آنها و نام مدارس و زبان مورد تاسیس آغاز می شود.و سعی شده علاوه بر تبریز دیگر شهر های آذربایجان نیز از قلم نیفتند....
شادروان امید نشان داده اند که برنامه تحصیلی مدارس مکتب خانه ای تبریز شامل این کتاب ها بوده است:کتاب گلستان و بوستان سعدی و دیوان حافظ و جامع عباسی و نصاب و ترسل و قران و در دوره های پیشرفته تر ،تنبه الغافلین و حساب و نجوم و هیئت و صرف میر و تاریخ نادری و تاریخ وصاف و زبان تدریس تمامی مدارس پیش از معارف جدید ...فارسی... و در دوره های بالاتر فارسی و عربی بود. و تنها در مدارس مسیونری و خارجی زبانهای فرانسه و انگلیسی و ارمنی و اشوری رواج داشت.بدیهی است که در نبود یک سیستم معارفی در دوره ناصر الدین شاه و سختی برنامه درسی ،سواد اموزی در آذربایجان چندان پیشرفتی نداشت و از این روی بود که پس از پیروزی جنبش ملی مشروطیت ایران در سال 1324 هجری و 1285 خورشیدی ،بنیاد دبستان در آذربایجان به هدفی ملی و فرهنگی بدل شد.در شوال 1324 و در سال پیروزی مشروطه در روزنامه عدالت تبریز پیرامون اصلاح معارف چنین می خوانیم:.....
لهذا امر و مقرر می فرماییم ..مدیران مراقب باشند که چوب و فلک را از عموم مکاتب موقوف و بعضی کتاب های نصیحت و شریعت و حساب و اخلاق را در زبان سهل و ساده فارسی طبع و در تمامی مکاتب محلات درس و رواج دهند.شهر شوال المکرم 1324-ولیعهد.
در واقع این فرمان از سوی محمد علی میرزا ولیعهد بر اثر درخواست های تبریزیان و ازادی خواهان برای پیشرفت فرهنگ اذربایجان صادر شد...
پیش از مشروطیت نخستین مدرسه در آذربایجان به سبک مدرن در سال 1293 قمری در تبریز بنیاد شد و مدرسه ای دولتی بود.به نام مدرسه مظفری .زبان رسمی اموزشی در این مدرسه فارسی و برنامه درسی شامل فارسی-عربی-ریاضی-هندسه-ژوگرافی-زبان فرانسه-و خط نستعلیق..این مدرسه تا 1314 هجری در تبریز دایر بود.
دومین مدرسه مدرن تبریز ،مدرسه ملی شادروان میرزا حسن رشدیه بود که به مدد کمک های امین الدوله ،توانست با وجود دشمنی ها متحجران ،به بنیاد مدرسه ای مدرن در تبریز بپردازد.این مدرسه در سال 1311 هجری و در زمان سلطنت ناصر الدین شاه بنیاد شد و نخستین مدرسه ملی ایران بود...روز نامه ناصری در شماره 11 سال 1312 شرح دقیقی پیرامون بر نامه درسی مدرسه داده و چنین نوشته است...در این مدرسه علوم مقدماتی فارسی و عربی و ادبیات فارسی و زبان فرانسه تدریس می شود و همچنین کلاس های اکابر نیز دایر بوده و برای سالمندان در مدت 90 ساعت نوشتن و خواندن یاد می دهند...شادروان رشدیه عاشق اموزش و سواد اموزی بود و پیشتر در ایروان نیز مدرسه ای دایر کرده بود که در ان به زبان فارسی و ترکی تدریس می شد.اما برنامه درسی مدرسه رشدیه در تبریز تنها فارسی بود .و دانش اموزان هر روز پیش از اغاز درس این اشعار را که سروده خود رشدیه بود ،می خواندند:باغ و بهشت ما همه گلزار مکتب است-بر قلب ما سرور ز دیدار مکتب است.
این مکتب سعید که رشدیه نام اوست-دار الفضایل است در انظار مکتب است.
بر ناز و نعمت دو جهان سر نیاورد-از جان و دل هر انکه خریدار مکتب است.
هر روز جوی به بستان قلب ما-جاری ز چشمه سار گهر بار مکتب است.
یا رب بلطف و مرحمت خود نظر نما-بر حال آنکسی که پرستار مکتب است.
پایان بخش یکم.-علی عجمی اذربادگانی ایران دوست.14 مهر 1390 خورشیدی. —

/ 2 نظر / 3 بازدید
اتيلا

سو"دئییبدیر منه اولده،آنام آب کی،یوخ "یوخو"اویرتدی اوشاقلیقدامنه،خواب کی،یوخ ایلک دفعه کی،"چورک"وئردی منه نان دئمه دی ازلیندن منه "دوزدانه"، نمکدان دئمه دی آنام ،اختر دئمه یبدیرمنه،"اولدوز "دئییب او سو دوناندا،دئمه ییب یخدی بالا،"بوز"دئییب او "قار" دئییب ،برف دئمه ییب،دست دئمه ییب"ال"دئییب او منه هئچواخت بیا سویله مه ییب،"گل"دئییب او یاخشی خاطیرلاییرام،یاز گونو اخشام چاغی لار باغچانین گون باتانیندا کی،ایلیق گون یاییلار گل:-دئیه ردی،-داراییم باشیوی ای نازلی بالام! گلمه سن گر،باجیوین آستاجا زولفون دارارام او دئمه زدی کی ،-بیا شانه زنم بر سر تو گر نیایی بزنم شانه سر خواهر تو بلی،داش یاغسادا گویدن،سن او سان من ده بویام وار سنین باشقا آنان،واردی منیم باشقا آنام اوزومه مخصوص اولان باشقا ائلیم واردی منیم ائلیمه مخصوص اولان باشقا دیلیم واردی منیم ایسته سن قارداش اولاق،بیر یاشایاق،بیرلیک ائدک وئریبن قول-قولا،بوندان سورا بیر یولدا گئدک اولا،اوزگه کولک لرله گرک آخمایاسان

بهمن

فعلاَ که آتا بیلرم هستی و آنا هم رفته دنبال یک آتای تقلبی برات بگرده. عجب که بابک خرمدین سالها پیش معتصم ترکزاده شهید نمود و امروز فرزندان آن زن باز هم دست از سر بابک مظلوم دست بر نمی دارند. آتیلا ما 33 سال مبارزه بدون خشونت و توهین کردیم. هم با غاصبان نام کوروش و هم با مهاجمان به نامش. هم با فاشیستهای سلطنت گرا و هم با اسلام گرایان سطحی نگر . اما شماها گند زدین. بی تربیتی کردین. بی حرمتی. وای بر شماها که در آن دنیا با چه رویی با باکری ها و ستارخانها روبرو خواهید شد. وای بر شما که تا می خواهیم حرف از اروم بزنیم و لزوم حفظ زبان ترکی شماها را به سر ما می کوبند. وای بر شما به سان مهره شطرنج مانع به ثمر رسیدن آزادی در ایران هستین.