گیوک نامه های متعددی را به حکمرانان دیگر مناطق ان روزگاران نوشته است و جالب انکه مهمترین نامه او از نظرگاه کارشناسان تاریخ ،نامه ای از دربار ایلخان مغولی و شخص او به پاپ اینوسان چهارم است که به فارسی نگاشته شده و نشان از اهمیت زبان فارسی در گستره جاده ابریشم و نیز جایگاه جهانی فارسی در آن روزگاران دارد که به مثابه زبانی بین المللی از چین تا رم و واتیکان کاربرد داشته و هیچ زبانی نمی توانست دارای چنین جایگاهی در آن روزگاران باشد...از این نامه تاریخی کسی اگاهی نداشت تا اینکه در سالهای پایانی قرن نوزدهم، آرشیو محرمانه دربار واتیکان برای برخی از مورخان و پژوهشگران تاریخ شرق گشوده شد و این نامه را در دسترس همگان قرار داد.دربار واتیکان از این نامه ها بسیار دارد و میتوانید تصویر اصل نامه را و نیز تاکید بر فارسی بودن آن را از سایت و لینک دربار واتیکان مشاهده فرمایید...http://asv.vatican.va/en/doc/1246.htm#topو اما متن نامه گیوک خان را با همان نگارش و نیز متن امروزی شده ان را که توسط استاد نوایی، امروزین شده است می آوریم..................متن اصلی نامه. به فارسی....نامه ی گویوک خان



منکو تنکری کو چندا

کورالغ اولوس ننگ تالوی نونک

خان یرلغمز



این مثالیست بنزدیک پاپاء کلان فرستاده شد بداند و معلوم کند ما نبشت دو زفان

ولایتهاء کرل َکنکاش کردست اوتک ایلی بندگی فرستاده از ایلچیان شما شنوده آمد و اگر سخن خویش برسید توکی پاپاء کلان با کرل لان جمله بنفس خویش بخدمت ما بیائید هر فرمان یاساء کی باشد آن وقت بشنوانیم دیگر گفته اید کی مرا در شیلم درآی نیکو باشد خویشتن مرا دانا کردی اوتک فرستادی این اوتک ترا معلوم نکردیم

دیگر سخن فرستادی « ولایتهای مجار و کرستان را جمله گرفتیت مرا عجب می آید ایشان را گناه چیست ما را بگوید» این سخن ترا هم معلوم نکردیم - فرمان خدای را چنگیز خان و قاآن هر ئو شنوانیدن را فرستاد - فرمان خدای را اعتماد نکرده اند هم چنان که سخون تو ایشان نیز دل کلان داشته اند - گردن کشی کرده اند - رسولان ایلچیان ما را کشتند - آن ولایتها مردمان را خدای قدیم کوشت و نیست گردانید - جز از فرمان خدای کسی از قوت خویش چگونه کوشید چگونه گیرد

- مگر تو همچنان میگوئی که من ترسایم خدای را می پرستم زاری می کنم می یابم - تو چه دانی که خدای که را می آمورزد، در حق که مرحمت می فرماید - تو چگونه دانی که همچنان سخن می گوئی - بقوت خدای آفتاب بر آمدن و تا فرو رفتن جمله ولایتها را ما را مسلم کرد است میداریم - جز از فرمان خدای کسی چگونه تواند کرد - اکنون شما بدل راستی بگوئید کی ایل شویم کوچ دهیم - تو بنفس خویش بر سر کرل لان همه جمله یک جای بخدمت و بندگی ما بیائید - ایلی شما را آنوقت معلوم کنیم و اگر فرمان خدای نگیرید و فرمان ما را دیگر کند شما را ما یاغی دانیم همچنان شما را معلوم می گردانیم و اگر دیگر کند آنرا ما می دانیم خدای داند



فی اواخر جمادی الاخر سنه اربعه اربعین و سته میه 644



بازنویسی به فارسی امروزی (با استفاده از مقاله ی " مغول ها و پاپ ها" نوشته Paul Pelliot 1922/23)

:

به نیروی آسمان ابدی

و کل مردم بزرگ (طوایف مغول)

فرمان خان:



متن نامه:



این فرمانیست که به پاپ بزرگ فرستاده شد. برای این که بداند و بفهمد به دو زبان نوشته شد.



پیغام ایلی (بیعت) و بندگی شما به توسط نمایندگانـتان در مجلس شاهان شنیده شد.هنگامی که این پیغام ما رسید خود تو پاپ بزرگ شخصن به اتفاق همه ی شاهان (اروپایی) به خدمت ما بیایید. آن گاه تمام فرامین (یاسا) را به شما توجیه می کنیم. دیگر گفته اید که تعمید برای من آینده ی نیکی خواهد آورد. این مطلب را فهمیدیم. تقاضایی (دعایی) فرستادی - این تقاضا (دعای) تو را نفهمیدیم.

سخن دیگری فرستادی که «ولایت های مجارستان و کشورهای مسیحی را گرفتید - تعجب می کنم که گناه ایشان چیست - به ما بگویید». این سخن تو را هم نفهمیدیم. چنگیز خان و قاآن هر دو فرمان خدا را برای اطلاع آن ها فرستادند. ولی آن ها به فرمان خدا اعتماد نکردند (وقعی ننهادند)، همچون سخن تو ایشان نیز متکبر بوده اند، گردن کشی کرده اند- رسولان و نمایندگان ما را کشتند. مردمان آن ولایت ها را خدای ابدی کشت و نیست گردانید. و گرنه جز از فرمان خدا کسی چه گونه تواند با قوت خویش بکشد و بگیرد؟ تو که همچنان می گویی

«من مسیحی هستم، خدا را می پرستم و زاری می کنم» مگر تو چه دانی که خدای که را می آمرزد و در حق که مرحمت می فرماید؟ تو چه گونه دانی که این گونه سخن می گویی؟ ما می دانیم که خدا به قوت خود اختیار تمام ولایت ها را از مشرق تا مغرب به ما مسلم کرده است. جز از فرمان خدا چه گونه کسی می تواند این کار را بکند. اکنون شما به راستی بگویید که آیل شویم (بیعت کنیم) و به شما خدمت کنیم، تو شخصا به اتفاق همه ی شاهان با هم به خدمت و بندگی ما بیایید - ایلی (بیعت) شما آن وقت معـلوم خواهد شد. و اگر فرمان خدا را قبول نکنید و فرمان ما را انجام ندهید ما شما را یاغی خواهیم دانست و با شما همان گونه رفتار خواهیم کرد. اگر دستور ما را انجام ندهید ما آن را خواهیم فهمید و خدا هم خواهد دانست.



آخر جمادی الاخر سال ششصد و چهل و چهار - مطابق با یازده نوامبر 1246 میلادی-

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@همان گونه که در سایت واتیکان می بینید متن نامه به فارسی و نیز تنها مهر ان به ایغوری است....ونشانی است بر نقش آفرینی بین المللی زبان فارسی در بیش از هفصد سال پیش و نوامبر 1246 و نامه در واتیکان نگاهداری می شود...شوربختانه دشمنی با فرهنگ ایرانی به چنان درجه ای از سوی برخی از دستگاه های دولت ترکیه رسیده است که در سایت رسمی و دولتی رادیو تلویزیون ملی ان کشور یا تی ..آر..تی..با وجود اشاره به نامه به هیچ روی پیرامون زبان نگارش ان صحبتی نشده است!!!؟؟.....این هم لینک خبر مربوط به ان نامه در سایت تی..آر..تی ترکیه - http://www.trt.net.tr/international/newsDetail.aspx?HaberKodu=86e4033b-a0e7-49b3-a055-c16d4a431274%D8%A7%D9%85%D8%A7 سخنی چند پیرامون جایگاه تاریخی و دلیل نگارش این نامه ارزشمند.....در سال 1245 م پاپ (اینوسنت چهارم) عده ای را برای تحقیق از اوضاع و احوال مغول ها به مغولستان فرستاد. دو نفر آز آنان ( (Giovanni da Pian del Carpine و (Lawrence of Portugal) در 24اوت سال 1246 م هنگامی به قراقوروم پایتخت مغولستان رسیدند و پیغام پاپ را تسلیم کردند که گویوک خان در حضور عده زیادی از شاهان و سران کشورهای گوناگون به عنوان خان بزرگ بر تخت می نشست.

گویوک خان همان گونه که در جوابیه اش به دو نوشته ی پاپ ذکر می کند، گمان می کرد ارسال این نمایندگان از طرف پاپ برای اعلام تسلیم و بندگی است و در ضمن پاسخ به پرسش های پاپ از او خواست که همراه همه ی شاهان اروپایی به دربار او بیاید و شخصا اعلام بندگی بکنند و گرنه او آنان را به عنوان دشمن خود تلقی خواهد کرد.



این نامه همچون سنگ نوشته های قدیمی دارای مقادیری (هزوارش) است. علت هم شاید آن باشد که دبیر مسوول نگارش، از طایفه (اویغور) بوده و با وجود آشنایی به فارسی آن را به سبک (اویغور) با حذف نقطه ها نوشته است. افزون بر آغاز نامه که به زبان ترکی است در آن چند لغت (اویغور - ترکی) هم به چشم می خورد. در متن به جای کلمه ی ترکی - مغولی «آسمان ابدی» کلمه ی «خدا» به کار رفته است. . تاریخ نامه در پایان به هجری قمری و به عربی است. این پاسخ نخست در دو نسخه به زبان های مغولی و «اویغور» نوشته شده بود، ولی خان مغول اصرار داشت آن را به زبانی هم بنویسند که در دربار پاپ قابل خواندن و فهم باشد. پس از مذاکره با فرستادگان پاپ به این نتیجه رسیدند که افرادی در هر دو دربار به زبان فارسی آشنایی دارند. بنا بر این نسخه ی سوم به زبان فارسی نوشته و مهر شد و آن را به نمایندگان پاپ دادند.

این نسخه ی فارسی که به عرض بیست سانتی متر و به درازی یک متر و دوازده سانتی متر است، خوشبختانه هنوز هم به صورت سالم در آرشیو مخفی واتیکان نگه داری می شود و ماخذ اغلب ترجمه هایی است که از آن نامه در کتاب ها از جمله (Christopher Dawson - Mission to Asia ) می شود پیدا کرد.

این نامه همچون سنگ نوشته های قدیمی دارای مقادیری (هزوارش) است. علت هم شاید آن باشد که دبیر از طایفه (اویغور) بوده و با وجود آشنایی به فارسی آن را به سبک (اویغور) با حذف نقطه ها نوشته است
برای ارایه اصل نامه و امروزی شده ان از کتاب ارزشمند شادروان استاد دکتر نوایی استاد مسلم تاریخ مغول و صفویه بهره بسیار بردم که بایسته می دانم برای روان آن بزرگمرد دانشی ارزوی آرامش بنمایم...

/ 5 نظر / 10 بازدید
پدرام

aghaye mohtaram tarikh ra dor nazan koja neveshte shode ke zabane parsi az moghulestan ta nakojabad raaj dashte??? chera zer mizani inja/ harcheghadr az in harfa bezanid motmaen bashid ke kinee ma gherire parsi zabanha azatun bishtar khahad shod va diri napayad ke dolate federali dar iran barpa shavad. az tarikhe 3000 salemun ke negah konim hamash jango koshto koshtar boode in mamlakat haghemun alan be in ruuz bioftim az koorosh jani gerefte ta be padeshahaye emruz

اوختای

ها ها ها زبان چی ؟ فارسی ؟ آخه مگر فارسی زبان هست . فارسی 36 لهجه عربیست شما فارس سگان چقدر جعل کارید بخدا

1

برات دعا میکنم و آرزوی شفا میکنم

=))

فارسي زبان عزيز:پارس كنيد.هر پارس در هر روز 1 امتياز.بانك پارسيان

shenkey

جناب اوختای،عصبانی نشو،این فارسها عقده دارند که کسی تحویلشون بگیره.از دستبرد در تاریخ تا جعل آن،سرقت آثار باستانی و آن را بنام خود کردن و و و،حالا هم مطابق معمول در مورد زبان فارسی که هیچ اعتباری در جهان ندارد و سی و هفتمین لهجه از زبان عربیست،هزیان گویی میکنند.یک باستان شناس انگلیسی یه غلطی کرد و گفت:احتمالا(احتمالا)این لوح مربوط به کورش باشد،میبینی چه سر و صدایی براه اناختند که آی بدانید که کورش اولین منشور حقوق بشر را صادر کرده.جالب اینه که این منشور اساسا به خط عیلامیست و در ویرانه های بابل کشف شده.و هیچ کارشناس معتبر غیر فارس آن را تایید نکرده.