سفینه تبریز شامل ۲۰۹ رساله جداگانه است. استاد عبدالحسین حائری در مقدمه این اثر سترگ می نویسد: «به نظر می رسد گردآورنده و کاتب برای درج رساله‌ها ترتیب موضوعی ویژه‌‌ ای در نظر داشته که شاید با توجه به برخی از ملاحظات از رعایت آن ترتیب صرف نظر کرده است. ترتیب موجود از این قرار است. حدیث، اخلاق و تصوف فقه، اصول فقه، فرهنگ قرآن و تفسیر، تاریخ پیامبر (ص)، تاریخ ایران و سلاطین مدایح منظوم رسوالله (ص) فرهنگ عربی به فارسی، نحو، صرف، عروض، فلسفه، متون ادبی، اعم از نظر و نثر (غالباً گزیده) ملل و نحل، عرفان و نجوم منشأت، دفتر ادبی، جفر، تاریخ انبیا و سلاطین،‌اشعار کشکول رباعیات، فرهنگ فارسی، موسیقی، کائنات جو، جغرافی، منابر، مؤلفات سهروری و احمد غزالی ادبیات، تاریخ و ادب و حدیث و سند تاریخ.» (۱)


 صفحه آغازین سفینه تبریز (۲)
 

برخی از فصول کتاب

به طور دقیق مشتمل بر ۲۰۹ مقاله گلچین شده از عربی و فارسی و آذر پهلوی ( فهلوی ) است

فصل‏های ۷۷ ٬ ۷۹ و ۸۰ به عربی و از ابن سینا است که بر روی سوالاتی در مورد تقدیر و آزادی اختیار در میان موضوعات فلسفی دیگر دست می‏گذارد.پرسش کننده در این قسمت شاعر معروف ابوسعید ابوالخیر است.

فصل ۸۴ به فارسی و یک کار فلسفی از نصیرالدین طوسی به نام آغاز و انجام است.

فصل ۹۰ شامل مقاله‏ای از نصرالدین طوسی به فارسی است در مورد چگونگی یافتن ماه در منطقه البروج بدون استفاده از تقویم.

فصل ۹۲ شامل جدولی از موقعیت ستارگان و محاسبات نجومی است.

فصل ۹۷ در مورد ریاضیات است.که شامل سه بخش است و هر بخش شامل دو زیربخش می‏باشد.

فصل ۹۹ همچنین به فارسی است و در مورد مبحث پزشکی که شامل خواص مفید و مضر انواع میوه‏ها، گیاهان و نان‏ها.

فصل ۱۱۲ و ۱۱۳ فهرستی از تاریخ تولد پیغمبران، دانشمندان نامی، شاهان پیش و پس از اسلام ایران است و تاریخ تولد فیلسوفان مشهوری مثل ارسطو و جاماسپ و همچنین زرتشت.نسبت به زمان خودش نویسنده آدم را ۶۷۰۰ سال و نوح را ۴۹۰۰ سال قبل می‏داند.

فصل ۱۱۴ در فارسی و درباره تاریخ تبریز است.در باره احداث تبریز به دستان و هسودان حاکم راوادید است.

فصل ۱۳۴ شامل فرهنگ لغات فارسی از اسدی طوسی است.

فصل‏های ۱۳۸ و ۱۳۹ به فارسی و در مورد مضامین اخلاقی و فیلسوفانه از بزرگمهر وزیر ساسانی است.

فصل ۱۴۵ که از سه بخش تشکیل شده است، و درباره موسیقی و نوشته شده توسط عجب الزمان محمد ابن محمود نیشابوری.

فصل ۱۶۳ شامل فواید بوی خوش عطر بری سلامتی به فارسی می‏باشد.

فصل ۱۶۵ به فارسی با عنوان:علل باریدن برف و باران.که شامل ۲۰ بخش می‏باشد.

فصل ۱۶۶ به فارسی درباره جغرافیا و شامل مطالبی از سرزمین‏ها و شهرها می‏باشد.

فصل ۱۹۶ به فارسی درباره دانش و آگاهی می‏باشد.

فصل ۲۰۵ با عنوان:شرح کوتاهی از بنی امیه.این فصل به زبان عربی است و شرح کوتاهی از تاریخ سلسله بنی امیه از معاویه تا باقی مانده خاندان آنها در اسپانیا را شامل می‏شود.

یک صفحه از سفینه شامل شعری به پارسی و فهلوی




مناظرات اشیاء بی‏ جان

بحث ‏های جالبی بین اشیاء بی‏ جان در این کتاب آورده شده است.هر شی سعی می‏کند برتری خود را به شی دیگر اثبات کند و خواص آنها خوار بشمارد.در پس این مناظرات مفاهیم اخلاقی نهفته است.

فصل ۴۵:مناظره بین گل و مل(گل و شراب)از ابو سعید ترمیدیه.

فصل۴۶:مناظره بین سرو و آب از نظام الدین اصفهانی.

فصل ۴۷:مناظره بین شراب و حشیش از سعد الدین ابن بها الدین.

فصل ۴۸:مناظره دیگری بین شراب و حشیش از نویسنده‏ای ناشناس.

فصل ۴۹:مناظره بین شمشیر و قلم از نویسنه‏ای ناشناس.

فصل ۵۰:مناظره بین شمشیر و آسمان از نویسنده ناشناس.

فصل ۵۱:مناظره بین النار و التراب(آتش و زمین) از امین الدین ابوقاسم الحاجی بولاح.

فصل ۵۲:مناظره بین السمع و البصر(شنوایی و بینایی) از ابوالمجد محمد بن مسعود تبریزی.

فصل ۵۳:مناظره بین نظم و نثر از ابوالمجد محمد بن مسعود تبریزی. (۳)


سفینه تبریز از جنبه‌های مختلفی اهمیت دارد. نخستین ومهمترین شکل اهمیت آن در آشکار ساختن زبان رایج در تبریز در قرن هفتم و هشتم هجری است . بر اساس فهلویاتی که مولف سفینه تبریز گردآوری و درج کرده و منبعی ارزشمند برای مطالعه زبان شناسان و علاقمندان زبان دیرین آذربایجان است ؛ به خوبی آشکار می شود که در این دوره هنوز زبان تبریز به ترکی آذری تغییر نیافته بود. همچنین از جمله دیگر وجوه اهمیت آن می توان به عرفان اصیل ایرانی اشاره کرد. مؤلف متونی عرفانی که محل مراجعه و توجه عرفانی عصر خود (قرن هفتم و هشتم) در آذربایجان بوده را گردآوری و درج کرده است. ضمن آنکه در این اثر در تاریخ ایران وآذربایجان هم اطلاعات ذی قیمتی دارد. (۴)
اهمیت دیگر این میراث ارزشمند در مورد موسیقی اصیل ایرانی آذربایجان است، که برخی بر آن هستند ریشه غیر ایرانی برای آن جعل کنند.

ایران فرهنگی پهنه گسترده‌تری از مرزهای سیاسی ایران دارد زبان فارسی بیش از یازده قرن است که زبان مشترک و همگانی مردمان این جهان ایرانی بوده است. با این ویژگی مشترک بوده است که اندیشمندان ایرانی از هر قسمت آن می توانسته است آثار علمی خود را در معرض استفاده دیگران قرار دهند. در آذربایجان که یکی از کانونهای مهم فرهنگی جهان ایرانی است زبان فارسی جایگاه ویژه‌ای داشته است چناکه می توان ادعا کرد یک چهارم آثار مهم ادبیات فارسی در آذربایجان خلق شده است. در آذربایجان نیز چون سایر نواحی ایران علاوه بر زبان ملی و همگانی زبانی بومی و محلی نیز وجود داشته است که در منابع آذری یا پهلوی نامیده شده است در قرون بعد به دلایل متعدد که پرداختن به آن در این مجال مقدور نیست این زبان بومی به ترکی آذری تغییر یافته است.

گروههای خاص با اهداف خاص سیاسی بر آن هستند که تعریف مغایر با هویت ایرانی  برای آذربایجان تعریف نمایند و در این جعل هویت زبان محلی بهانه‌ای برای نادیده گرفتن واقعیات مسلم تاریخی و زبانی گردیده است.
متن ارزشمند این سند مهم تاریخی «سفینه تبریز» گواهی بسیار روشنی از زبان همگانی و فرهنگی و همچنین زبان محلی رایج در آذربایجان در قرن هفتم و هشتم می باشد.  در این سفینه ارزشمند هم آگاهی هایی از زبان همگانی کلیه ایرانیان ارایه شود و هم در مورد زبان محلی تبریز در قرن هفتم و هشتم.



یک صفحه از نسخه سفینه تبریز شامل رساله فی الطب (۵)


الف: زبان همگانی ایرانیان «فارسی»

ابوالمجد محمدبن مسعود تبریزی از خاندان ملکان تبریز مؤلف سفینه ضمن آنکه خود اهل شعر و ادب بوده برخی از نیاکانش اهل ادب و هنر بوده‌اند پدر وی از رجال و دبیران تبریز در این عصر شعر می سرود عمو وی نیز شاعر بوده است. یکی از آثار ارزشمند مؤلف کتاب که خوشبختانه در سفینه هم درج شده است «خلاصه الاشعار» می باشد. استاد عبدالحسین حائری در مورد آن می‌نویسد:
«شامل پانصد رباعی از شاعران مشهور در پنجاه باب. ابوالمجد در این تألیف خویش از مجدالدین ملک محمود (عموی خویش) و مجدالدین محمد (پسر عموی پدر خویش) نیز چند رباعی دارد. این رساله مدرک یگانه‌ای است برای نمونه‌ای از اشعار جمعی از شاعران که در جایی دیگر یاد نشده‌اند»(۶)
علاوه بر مجموعه فوق که ارزش بسیاری از منظر شعر و ادب فارسی در تبریز دارد و مشابهت‌هایی که ابواب آن با ابواب کتاب مربوط به حوزه فرهنگی آران «نزهته‌المجالس» دارد قابل دقت اهل تحقیق است مجموعه اشعار برخی از شعرای آذربایجان که از ایشان جز نامی باقی نمانده است در این مندج است و نمونه‌هایی منحصر به فرد را می توان یافت.



یک صفحه از نسخه سفینه تبریز شامل رساله  الزبده (۷)


گزیده اشعار شعرای هم عصر مؤلف بخش مهم دیگری از سفینه تبریز می باشد که به دیوان‌های زیر می توان اشاره کرد:
دیوان عزلیات جلال‌الدین عتیقی از شعرای قرن هفتم و هشتم تبریز (رساله ۱۱۷)

دیوان ملک محمود تبریزی از شعرای قرن هفتم تبریز             (رساله ۱۱۹)

دیوان مجدالدین تبریزی پدر مؤلف سفینه تبریز        (رساله ۱۲۰)

قصه مناظره آهو از جلال‌الدین عبدالحمید عتیقی        (رساله ۱۲۱)

صحبت‌نامه مثنوی از همام تبریزی        (رساله ۱۲۲)

عشق‌نامه از ملک الشعرا عزالدین عطایی تبریزی        (رساله ۱۲۳)

خلاصه الشعار اثر خود مؤلف        (رساله ۱۳۳)

علاوه بر موارد فوق که اختصاصی تبریز و آذربایجان است. گزیده‌های از شاهکار های شعر و ادب دیگر مناطق ایران زمین در این سفینه درج شده است از جمله حدیقه سنایی، ویس و رامین گرگانی، خسرو و شیرین، لیلی و مجنون، هفت پیکر، شاهنامه فردوسی، رباعیات اوحدی کرمانی، لغت فرس اسدی طوسی، کلمات شیخ الاسلام انصاری، پندنامه انوشیروان، عقل سرخ و بانگ مرغان و آثار دیگر شهاب‌الدین سهروری، آثار احمد غزالی، آثار متعدد فخر رازی، آثار خواجه نصیر طوسی.
از جمله موارد جالب توجه در سفینه تبریز رساله ۱۶۷ منابر عتیقی تبریزی است. گردآورنده سفینه که از کودکی از محبت جلال‌الدین عبدالحمید عتیقی برخوردار بود «چون آن مخدوم مدظله بر منبر فایده و تذکیر می فرمود» وی سخنان عتیقی را در خاطر می گرفت و درخانه بر اوراق ثبت می کرد تعداد این منابر شصت و شش مورد، به فارسی و تاریخ اول آن رمضان سال  ۷۱۵ تا شوال سال  ۷۱۸ هجری است. (۸)



 یک صفحه از نسخه سفینه تبریز شامل رساله فی الحساب (۹)


ب: زبان محلی مردمان آذربایجان (پهلوی)

در مورد زبان بومی و محلی آذربایجان تاکنون مطالعات بسیاری صورت گرفته است اندیشمندانی چون استاد دکتر منوچهر مرتضوی ، مرحوم کارنک، یحیی ذکا هر یک به بررسی این موضوع پرداخته‌اند قدیمی ترین پژوهش علمی در این مورد رساله آذری یا زبان باستان آذربایجان کسروی است.(۱۰)

اهمیت غیر قابل انکار سفینه تبریز در این مورد رساله «امالی» مندرج در آن است. مؤلف رساله امین‌الدین حاج بله می باشد که علاوه بر داشتن مقام عرفان و تکیه بر مسند ارشاد در علوم رسمی فقه و اصول و کلام و عروض پایه‌ای بلند داشته است. استاد حائری در مورد وی نوشته است:
«وسعت اطلاعات امین‌الدین حاج بله و جامعیت علمی او از یکی از آثار او که در سفینه مندرج است به دست می آید و آن رساله امالی اوست که ابوالمجد آن را تدوین کرده است و نام اللطائف اللئالی بر آن نهاده است. در این امالی مطالب و اطلاعات ویژه تاریخی، ادبی و علمی کم نظیری گرد آمده که نشان دهنده عمق وسعت و آگاهی حاج بله از دقایق علم و تاریخ است.»
استاد عبدالحسین حائری در اهمیت این رساله عقیده دارد: یکی از درخشان‌ترین لطائف مندرج در امالی حاج بله گنجینه‌ای است از فهلویات. بیش از یکصد بیت که مشتمل بر قطعات پنج بیتی و ده بیتی است در این سفینه درج شده است. نام جمعی از فهلوی گویان مشهور تبریز مانند: دیهون روز ( از قرن ششم) خواجه محمد کحجی (عارف معروف، پهلوان احمد کوهران، پسر علی افتخار، پیر حامد ذکر شده است. این دو تن اخیر با لهجه فهلوی (= آذری) سؤال و جواب کرده‌اند. شرحی تاریخی درباره اصطلاح «فهلوی» تفسیر تاریخی واژه اورامنان، شرونیان، نادوکیل در آن آمده، همچنین داستان ملاقت فخر رازی در تبریز با فقیه زاهد (عالم معروف قرن ششم) و پاسخ فقیه به پرسش فلسفی رازی درباره حدوث و قدم به زبان فهلوی است.»(۱۱)

همچنین در فصل ۱۲۴ صفحه ۵۱۳ به روشنی بیان شده است که زبان آن روزگار تبریز پهلوی بوده است.


یک نمونه از فهلویات


یک نمونه از فهلویات از کتاب سفینه تبریز از بابا فرج تبریزی چنین است:

(( انانک قدهٔ فرجشون فعالم آندره اووارادا چاشمش نه پیف قدم کینستا نه پیف حدوث))

معنی:چندانک فرج را در عالم آورده‌اند چشم او نه بر قدم افتاده است نه بر حدوث

تاکنون مجموعه‌ای چنین غنی از زبان بومی در دسترس پژوهشگران زبان آذربایجان قرار نداشته است با وجود زبان همگانی و فرهنگی فارسی که وجه مشترک جهان ایرانی بوده است اندیشمندان ضرورتی در نگارش مطالب به زبان بومی و محلی که در نواحی دیگر ایران امکان درک آن وجود نداشت، احساس نکرده‌اند از این رو آثار بر جای مانده از زبان بومی در مقایسه با زبان همگانی فارسی بسیار اندک است. آنچه غیر قابل انکار است خویشاوندی بین زبان‌های محلی ایران با همدیگر می باشد چون فهلوی، رازی، گیلکی. چنانکه در ملاقات فخر رازی با فقیه زاهد تبریزی  و جواب فقیه زاهد مستفاد می شود.
از زبان فهلوی در اواخر دوره ایلخانان نمونه‌های دیگری در دست است و آن سروده شمس مغربی تبریزی است. وی در اواخر ایام حکومت ایلخانان و دوران پرآشوب تیموری حیات داشته است که در اوایل قرن نهم هجری در گذشته است.
(۱۲)





صفحه پایانی سفینه تبریز (۱۳)




در پایان سخن ضمن تاکید مجدد بر ارزش غیر قابل انکار و سندیت قاطع کتاب مذکور امید آن می رود با بسط و گسترش فضای مطالعاتی پیرامون منابع تاریخی غیر قابل خدشه و دست اول مستند و نیز افزایش آگاهی های عمومی نزد مردم ، زمینه و امکان هر گونه سواستفاد از سوی افراد فرصت طلب وابسته به بیگانه که در تلاش هستند هویتی غیر ایرانی به آذربایجان عزیز، این دیار پاک ایران زمین بدهند گرفته شود .




ای سرسبز وطن آذرآبادگان من
از تو جدا یک نفس مباد ایران من
روزگارت در امان دور از دست گزند
پشت تو بی لرزه باد همچنان کوه سهند
...
مگر بی تو می شود زمزمه ارس شنید
مگر بی تو می شود به معنای وطن رسید
آنکه دلش می زند نغمه جدائی در باد
با او سخن می گویم تا نگه دارد به یاد
...
آذرآبادگان من جان جانان من است

قیمت خون ارس رگ ایران من است
...
سرفراز یاور ایران من
پر غرور خاک ستار خان من
...
چه نزدیک تو باشم چه در غربت غریب و دور
تو را نمی دهم ز دست ، ای مرز عشق و شور
مگر بی تو می شود زمزمه ارس شنید
مگر بی تو می شود به معنای وطن رسید
سرفراز یاور ایران من
پر غرور خاک ستارخان من



داروک باران




 منابع و ماخذ
________________________________________


1. سفینه تبریز، گردآوری و به خط ابوالمجد محمدبن مسعود تبریزی تاریخ کتابت 3ـ 721 قمری چاپ عکس از روی نسخه کتابخانه مجلس شورای اسلامی، با مقدمه عبدالحسین حائری و نصرالله پورجوادی، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، 1381، ص پنج.

2. سازمان اسناد و کتابخانه ملی » آثار ایرانی در برنامه حافظه جهانی » تصاویر سفینه تبریزی » تصویر شماره 001: آغاز نسخه

3. سفینه تبریز، گردآوری و به خط ابوالمجد محمدبن مسعود تبریزی با مقدمه ی عبدالحسین حائری و نصرالله پورجوادی، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، 1381 

4. در این مورد جناب آقای دکتر پورجوادی مقاله‌ای با عنوان «عرفان اصیل ایرانی در سفینه تبریز» نگاشته‌اند که در نامه بهارستان، سال اول شماره 2 درج شده است.

5. سازمان اسناد و کتابخانه ملی » آثار ایرانی در برنامه حافظه جهانی » تصاویر سفینه تبریزی » تصویر شماره 007: یک صفحه از نسخه شامل کتاب فی الطب

6. سفینه تبریز، گردآوری و به خط ابوالمجد محمدبن مسعود تبریزی با مقدمه ی عبدالحسین حائری و نصرالله پورجوادی، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، 1381  ص هفت مقدمه

7. سازمان اسناد و کتابخانه ملی » آثار ایرانی در برنامه حافظه جهانی » تصاویر سفینه تبریزی » تصویر شماره 009: یک صفحه   از   نسخه   شامل کتاب  الزبده

8.  سفینه تبریز، گردآوری و به خط ابوالمجد محمدبن مسعود تبریزی با مقدمه ی عبدالحسین حائری و نصرالله پورجوادی، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، 1381  مقدمه استاد حائری، صفحه بیست.

9.  سازمان اسناد و کتابخانه ملی » آثار ایرانی در برنامه حافظه جهانی » تصاویر سفینه تبریزی » تصویر شماره 005: یک صفحه از نسخه شامل کتاب فی الحساب

10. در این مورد بنگرید: زبان دیرین آذربایجان، منوچهر مرتضوی، تهران، انتشارات موقوفات دکتر محمود افشار

11. سفینه تبریز، گردآوری و به خط ابوالمجد محمدبن مسعود تبریزی با مقدمه ی عبدالحسین حائری و نصرالله پورجوادی، تهران، مرکز نشر دانشگاهی،  1381  ص هشت

12. دیوان کامل شمس مغربی (شامل غزلیات، ترجیعات، رباعیات، فهلویات) به انظمام رساله جام جهان‌نما، به کوشش ابوطالب میرعابدینی، تهران، زوار، 1358، صص 263ـ 255

برگرفته از وبلاگ داروک : http://darvakebaran.blogspot.de/

/ 57 نظر / 72 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ایمان

من ژان ایرانیست نیستم و به معنی پان اعتقادی ندارم ولی وقتی می بینم مردم تاجیکستان با چه شور شوقی از ایران حرف میزنند آنها را چون هم وطنانم دوست دارم و دوست دارم چون ابا آنان هم سخن شوم ولی کسی که به ایزان تو هین میکند نمی خواهم سر نجسش به تنش نباشد

بهمن

منم پان نیستم. پان یعنی همه. اما من یک طبیبم و بهتر می دونم پان ایرانیست. پان فارسیسم. پان کردیسم. پان ترکیسم مثل پان لکوپنی یک بیماریه. ما از عهد باستان هم خائن داشتیم. خسرو پرویز خائن که همدست رومیها شد تا بهرام مهران ( چوبین) دلاور را شکست بده. علی ابن ماهان نوکری عباسیان را به خشنودی مردم خراسان ترجیح داد. حاج ربیع مسبب قتل خانواده خدوم برمکیه. چرا که 24 ساعت علیه اینها به هارون الرشید حرف می زد . او هم یک ایران منتها نوع خائنش. ابوسهل زوزنی هم خائن که موجب مرگ حسنک وزیر شد خائن بود. آقاخان نوری هم خائن بود. مهم خیانته. اینکه فارس یا ترک یا کرد یا رشتی باشی مهم نیست. مردم تاجیکستان بخشی از امپراتوری عظیم ایران گذشته هستند. اما کسی خواهان پیوستن نیست. ما هیتلر نیستیم که بگردیم هر کی ایرانی حرف بزنه به زور به خودمون بچسبونیم. من در چند کامنت خواستم بگم با حقوق مدنی مخالف نیستم. من مخالفم توهینم. اما کاربر کوروشعلی ( بهتر بگیم گئوماتای دروغین) فقط فحش تحویلم داد. همین که با نام کوروشعلی میاد به هموطنش به دروغ پان فارس می بنده یعنی اینکه نژاد پرسته. یک کسروی و رضاشاه و هیتلر از نوع ترکی اشه.

بهمن

من با اطلاع دقیق می گم. چون غرب کشور حسابی گشتم. کلاَ عاشق اینم فرصت پیدا کنم و ایران عزیزو بگردم. دردها و رنجهای همه جای کشور عزیزمون هم می دونم. اینها را بهتر از مادرشون می شناسم. یک هسته مرکزی دارند که گفتم چه جوریه. روی بیکاری. فقر. بی سوادی سرمایه گذاری کردم. به قول یکی اشون وقتی از تصدق سری از پشت زمین رفته دانشگاه. براش زن گرفتند. کلی پول به جیب زده. دیگه ایران به چه دردش می خوره. مرکز اینها هم دانشگاه آزادهاست وگرنه در دانشگاه دولتی جرئت نمی کنند از ترس بقیه دانشجوها حرف بزنند. تو یکی از جلساتشون در تبریز قسم خوردند که در یک فرصتی کودتا کنند و هرکسی که در آذربایجان جلوشون ایستادند به جرم مانقورد بودن بکشند. منتظر عین یک گرگ یک کاریکاتوری دستشون بیاد. یک موشکی از پایگاه ناتو شلیک بشه. اما کور خوندند ترکهای ایرانی در تبریز. ملکان. ارومیه. خلخال. اردبیل . ماکو. زنجان و اهر و ... به دقت متوجه کاراشون هستند. گفتم که ما تا کسی اسلحه دستش نبرده و فقط فحش میده اول نصیحتش می کنیم بعد ولش می کنیم به امان خدا. اما کسی بخواد تعرض کنه سیلی سختی از فرزندان واقعی بابک و ستارخان می خوره.

بچه کرد به بهمن

بهمن گرامی شما مطمئننی اوبالی به ایران رفت و آمد می کنه؟ چون این بنده خدا به دلیل پرونده تجاوز حتی به آران نمیتونه بره!!! تازه سلبقه نفاق هم داره البته خوب هیچی بعید نیست فقط می خواستم بدونم شما از کجا مطمئنی که به ایران می یاد؟؟؟؟

بهمن

بچه کرد . می دونی که هر چیزی امکان داره. مطمئن نیستم که ایران بیاد. اما ایادی اش که راحت میان و هنوز هم سهمشو از هتلهای که تو سرعین داره میگیره. دو سئوال 1- چرا به علت پرونده تجاوز تحت پی گیری اینترپل قرار نمی گیره 2- چرا حسابهای باکی اش مسدود نمی شه. جواب: باید باشه تا سر من فارس و ترک را با دعوا گرم کنه . چون بتونه به تو کرد مرتب فحاشی کنه. بگذار یک مثال ساده برایت بیاورم. دهه 60 که چپهای آمریکا فعال شدند و حذفشون از هالیوود همراه با افتضاح بود. قشنگ رویشون سرمایه گذاری کردند یعنی رادیکال ترین و فحاش ترینشان را بی خیال شدن و گروهای میانه رو مدنی خواه قلع و قمع کردند بعد هم یک چارلز مانسون پیدا کردند و گذاشتند که راحت آدم بکشه. بعد هم به سلامتی آوردنش زندان. یعنی ای مردم آمریکا هر کسی که منتقد سیاست آمریکا یا مثل چالرز مانسونه با دار و د سته اش و یا مثل گروه فرشتگان در جهنم سوار موتور میشه به دخترهای مردم حمله می کنه. اینجور رفتارها تازگی نداره داداش گلم. برای اینکه وضعیت برایت بهتر توضیح بدم کتاب ژرمینال اثر امیل زولا را بخون . شخصیت شاوال که یک لات بدهنه و ظاهراَ رادیکاله در اتحادیهای ارگری نفوذ می کنه

بهمن

کارگری نفوذ می کنه و حرکت مدنی اول به خشونت و بعد هم به گند می کشونه . چرا که منافع کمپانی در سازش با کارگرها و یا دادن امتیاز منطقی نیست. منافعشون اینه که نشان بدن اونها انتظارات غیر منطقی دارند. از این دست کارها پلیس اواخرنا رژیم تزاری. دولت فرانسه. ام آی 6 . و ساواک به کرات انجام داده. تنها راه این که مهره شطرنج بازی ها کثبف نشیم فقط مطالعه هست. نه اینکه بریم کسروی یا پورپیرا و یا فقط ذهتابی را بخونیم یا بشینیم پای حرف دوست دخترمون که گولمون بزنه. نه باید وسیع و عمیق مطالعه بشه. ببینیم چرا یکی مثل ریچارد کاتم که خودش مامور سی آی ای بوده میاد راجبه سیر ناسیونالسیم در ایران حرف بزنه و کتاب می نویسه. منتها یک عده ایران را به کباب دونر فرد علای چرب و نرم و مغازله با دختر خوشگل اون ور ارس و یا استانبولی عوض می کنند تا به خودشون میان عامل سازمان جاسوسی میت و یا حزب مساوات میشن. چاره ای هم ندارند پولشو گرفتند و لذا فقط عربده می زنند و فحش می دهند.

شیرازی

در تایید حرف آقا بهمن به این شخص نگاه کنید. احد عباس زاده که اصلیتش متعلق به یکی روستاهای اطراف میانه هست. آدرس: http://ahdshervin.miyanali.com/ . قشنگ و با مهارت به تفرقه ملی می پردازد. نوشته هایش را که می خواهی اول فکر می کنی در خارج ایران زندگی می کند . اما دوستان عزیز این هموطن ما ایرانی است و ساکن ایران. جملاتش را با مکاری در غالب هویت خواهی بیان می کند اما در کنه مطالبش بری تلاش برای جدایی بین ترک و فارس . توسعه تفرقه و نفرت بین فارس و ترک و به انحراف کشیدن هر حرکت مدنی را به وضوح می بینی. زمانی که بسیاری به خاطر کوچکترین اعتراض مورد بازخواست قرار می گیرند این فرد به راحتی و زیر گوش آقایان فعالیت می کند. این از همان شاوالهایی هست که جناب بهمن بیان کردند. از این شاوالها در ایران می توان به راحتی جست. اول یک اغتشاشی را به راه می اندازند و بعد در سایه امن و دموکراسی که فقط مختص اینها هست به حرکت نرم و خزنده ادامه می دهند. هم رفیق بعضی ها در اینجا و شریک اون وری ها هستند. بله جناب بچه کرد من هم فکر نمی کنم احمد اوبالی به راحتی بیاد ایران. اما احد عباس زاده ها در کمال آرامش به خیانت کاری مشغولند.

بچه کرد به بهمن

متشکرم

آزربایجان

اینا حبابهای هخامنشی است که نوشتی عزیزم!!!

یک هموطن

انقدر بگو حباب تا حباب قلبت حسود از هم بگسلد