این جریان هاى سیاسى به شدت از توسعه یافتگى
و پیشرفت تبریز و آذربایجان رنج مى برند چرا
که سیاست آنها بر نفرت پراکنى و تبلیغ عقب
ماندگى آذربایجان قرار گرفته است و عملاً توسعه
و پیشرفت آذربایجان موجب بطلان ادعاها و
پیش فرض هاى آنها خواهد بود. بدیهى است
که پذیرش این نظریه و مفروض قرار دادن عقب
ماندگى آذربایجان ایجاب مى کند که هر نوع
پیشرفت و توسعه در حوزه هاى شهرى، اقتصادى،
بهداشت و... از سوى قومیت گرایان مورد نفى و
انکار قرار گیرد.
در واقع تحقیقات علمى و مستند نشان مى دهد که
از آغاز شکل گیرى دولت مدرن در ایران و نگارش
و اجراى نخستین برنامه هاى توسعه در دهه بیست
شمسى هیچ نگاه تبعیض آمیزى به مناطق قومى در
ایران وجود نداشته و همواره تلاش شده که به
زعم طراحان آن، توسعه به صورت متناسب در
سرتاسر کشور توزیع شود. به همین علت است
که شاهد هستیم از همان ابتداى نگارش طرح هاى
توسعه در دهه بیست و سى على رغم وجود اتحاد
جماهیر شوروى و بسته بودن مرزها با این کشور
و خطرات احتمالى که از جانب این ابرقدرت
همسایه، کشورمان را تهدید مى کرده شهر تبریز
به عنوان یکى از قطب هاى اصلى صنعتى کشور
تعریف شود و در پایان حکومت پهلوى تبریز پس
از تهران دومین شهر صنعتى کشور بوده است و
یا در نخستین برنامه توسعه کشور دشت مغان در
استان فعلى اردبیل و آذربایجان شرقى آن دوران
به عنوان قطب کشاورزى کشور تعریف مى شود
که تاکنون نیز کشت و صنعت مغان را در زمره
بزرگترین و بهترین مجموعه هاى کشاورزى کشور
حفظ کرده است. اما ناکارآمدى ساختار اداراى
و عدم وجود برنامه هاى کارشناسى موجب شده
تا توسعه در کشورمان به صورت کاریکاتورى
پیش رود و شاهد رشد بى منطق و بى پشتوانه
کلان شهرهاى تهران، تبریز، اصفهان، شیراز، اهواز،
مشهد و شیراز و ضعف و توسعه نیافتگى در سایر
بخش هاى کشور باشیم. عدم توزیع متناسب و
منطقى امکانات موجب شده تا احساس تبعیض
و محرومیت در بخش هایى از کشور شکل بگیرد
و در مناطقى که اقوام در آن ها سکونت دارند این
امر در ابتدا توسط نیروهاى بیگانه و هواداران آنها
و سپس توسط برخى افراد ناآگاه و مغرض به یک
نگاه هدفمند و برنامه ریزى شده براى نگه داشتن
اقوام در محرومیت نسبت داده شده، حال آنکه
متاسفانه توسعه نیافتگى و محرومیت امرى نیست
که اختصاص به اقوام داشته باشد و در گوشه و
کنار کشور شاهد چهره زشت آن هستیم. روستاهاى
استان فارس، بوشهر و هرمزگان و کرمان که در
این نگاه غرض ورزانه مى بایست برخوردارترین
مناطق کشور باشند از محروم ترین مناطق هستند و
واقعیت تلخ زندگى 60 هزار روستایى کپرنشین در
استان کرمان نشانگر این امر است در حالى که براى
نمونه در همه عرصه هاى توسعه یافتگى در عرصه
هاى سیاسى، اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى استان
آذربایجان شرقى در زمره سه استان برتر کشور قرار
دارد که وجود صنایع مهم و استراتژیک پتروشیمى،
فولاد، خودروسازى و .. در تبریز شاهد کوچکى
براى آن است. 1
1. براى آگاهى بیشتر نگاه کنید به: ناهید
کوه شکاف، جغرافیاى توسعه و جغرافیاى قومى
در برنامه هاى عمرانى دولت، فصلنامه گفتگو،
شماره 43 ، مهر 84 ، ص 39

از : وطن یولی ( نشریه دانشجویان آذربایجانی دانشگاه تهران )

/ 0 نظر / 40 بازدید