
ایران و ترکیه،گذشته -حال-آینده..
این پیکره نشان گر آقای رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه است...
اردوغان به چه می اندیشد!؟ دیگر کمتر کسی شک دارد که ایشان پا را از چارچوب های یک نخست وزیر عادی فراتر برده و خود را در جایگاه خلیفه عثمانی می نگرد! و این همان انتقادی بود که مهمترین رقیبش در حزب جمهوری خواه خلق ،مطرح کرد!.
اتفاقا اشکال بنیادین از همین جا آغاز می شود.ترکیه از یک سو نظام جمهوریت آتاتورکی را از مقوله ای مدرن و جدا از نظام عثمانی می داند و از دیگر سو به دلیل تمایلات بسیار شدید مذهبی مردم ،مجبور است مدافع اشتباهات مهلک عثمانی ها نیز باشد.اینجاست که تناقضات رخ می دهد و نتایجی چون محکومیت چند باره ترکیه از سوی کشور هایی چون فرانسه رخ می دهد و البته تاوانش را بایستی دولتمردانش بپردازند.
بحث سیاست ورزی های ترکیه در منطقه خاورمیانه مقوله ای است که به شیوه ای مستقیم با منافع ملی ایرانیان گره خورده است.
ترکیه سعی داشته در سال اخیر خود را به مثابه الگو و مدلی برای کشور های عربی جلوه دهد.این سیاست چندان کامیاب نبوده است و حداقل در مورد مصر با واکنش شدید نودولتان مصری مواجه گشت و از دیگر سو اینک همه می دانند که پشتیبانی شدید و هدف مند دولتمردان آنکارا از مخالفان نظام سوریه بیش از اینکه ریشه در پشتیبانی از دموکراسی داشته باشد ،نشان از این دارد که ترکیه شام تاریخی را حوزه نفوذ و اقتدار تاریخی خود می داند و اگر به درستی و حسن نیت در پی گسترش دموکراسی در منطقه بود ،کشتار انقلابیون بحرینی را محکوم می کرد و برای جلوگیری از کشتار اقدامی عملی انجام می داد و اینک همه می دانیم که چنین نکرد.و سیاستی متناقض را پیش گرفت.
بایستی اذعان کنیم که ایران و ترکیه ،فارغ از ساختار نظام های سیاسی حاکم بر دو کشور ،طبیعی ترین و دیر پا ترین کشور های منطقه هستند و به جز این دو کشور اغلب کشور های منطقه غالبا نو بنیاد و حتی استعمار ساخته می باشند.بر این اساس طبیعی است روابط میان دو کشور بایستی بر اساس راهبردهای کلان نگر و با رعایت مصالح ملت هر دو طرف تنظیم شود.
بررسی تاریخ 500 سال اخیر میان ایران و عثمانی و ترکیه بعدی نشان می دهد که شوربختانه ترکها غالبا در 500 سال اخیر روشی منفعت طلبانه و مزورانه و استلا طلبانه نسبت به همسایه شرقی خود پیش گرفته اند و این سیاست اگر چه در کوتاه مدت با موفقیت هایی روبرو بوده ،اما به دلیل هژمونی و برتری تاریخی-فرهنگی ایران ،هیچ سودی در نهایت نصیب طرف ترک نشده است و کیست که نداند بردار اثر بخشی فرهنگی همواره از ایران به سوی ترکیه در جریان بوده است.
در 500 سال اخیر ده ها جنگ میان ایران و ترکیه رخ داده و در غالب موارد تهاجم اولیه از سوی ترکها صورت گرفته و به کشتار ویرانگری های دهشتناک نواحی باختری ایران و به ویژه آذربایجان و کردستانات خاوری منجر گشته است.ترکها به همراه روسها پس از سقوط اصفهان در زمان استیلای محمود و اشرف افغان ،نخستین قرار داد تقسیم ایران را مابین خود منعقد ساختند که بعد ها به همت نادر شاه ایران زمین از میان رفت و در زمان کریم خان نیز همواره ایرانیان برنده جنگ میان دو کشور بودند و در زمان قاجاریه و در سالهای .
مابین تحمیل دو قرار داد گلستان و ترکمان چای بر ایرانیان،ترکها که به زعم خود سپاه ایرانیان را ضعیف پنداشته بودند ،سه بار به ایران یورش بردند که خوشبختانه ایرانیان هر سه بار به همت بزرگانی چون عباس میرزا و دولت شاه و قائم مقام سپاهیان ترکان عثمانی را منکوب کردند و کردستانات باختری و سلیمانیه و اربیل و دیار بکر را به تصرف در اوردند و حتی بغداد محاصره شد که بعد ها ایرانیان دیگر بار حسن نیت نشان دادند و عثمانیان رهایی یافتند.
بعد ها به پایمردی امیر کبیر قرار داد ارزنه الروم دوم میان دو کشور نهایی شد که طرف عثمانی هیچگاه آن را رعایت نکرد و بعد ها چندین بار پاشای عثمانی بغداد زائران و شهر وندان ایرانی مسافر عراق عرب را کشتار کرد.
در سالهای ضعف ایران دوره مظفر الدین شاهی سپاه عثمانی قطور را تصرف کرد که این حرکت مورد اعتراض شدید بیسمارک صدر اعظم وقت المان در کنفرانس برلین قرار گرفت.
از زمان استیلای دولت کودتایی و پانترکی ترکهای جوان در سال 1908(انور-جمال-طلعت)،دولتمردان ترک که سیاست اروپایی را با شکستی مطلق روبرو می دیدند سعی کردند با پی گیری ایدئولوزی پانترکیسم ،ناکامی های خود را در شرق جبران کنند و آذربایجان و اران و شروان و قفقاز را به تصرف در آورند.اوج این کنش ها در زمان جنگ جهانی اول بود و سپاه ترک به بهانه نجات ایرانیان از یورش مسیحیان وارد آذربایجان شد و اگر چه کشتار انجام گرفته از سوی آشوریان جلیو و بخشی از ارامنه مهاجر را متوقف ساخت ،اما سیر رخداد ها نشان داد که هدف استیلای عثمانی بر آذربایجان و اران و شروان و ترویج پانترکیسم بر منطقه و خفه کردن هر صدای مخالفی است و از این روی بود که ایرانیان میهن دوست آذربایجانی همچون شادروان شیخ محمد خیابانی مورد خشم متجاوزان ترک قرار گرفته و از سوی ایشان زندانی و تبعید شدند.
با شکست ترکان در جنگ جهانی یکم ،عثمانی تجزیه شد و با روی کار امدن اتاتورک در ترکیه سیاست ها به میزان زیادی عوض شد.اما در این زمان هم ایرانیان با واگذاری آرارات کوچک و بخش هایی از خاک ایران به ترکیه حسن نیت خود را نشان دادند.
از سالهای 1300 تا 1370 خورشیدی تعادلی نسبی در روابط دو کشور بر قرار بود
در سالهای اخیر ایران زیر فشار جامعه جهانی قرار داشته و شواهد نشان می دهد که طرف ترک بدون توجه به پیشینه دیر پای همسایه ایرانی ،ناجوانمردانه سعی داشته منافع کوتاه مدت مالی-اقتصادی را بر روابطی راهبردی با ملتی پیشینه دار چون ایران ارجح بداند.
ترکها در زمان نخست وزیری اربکان توانستند قرار دادخرید گاز ارزان را با ایران منعقد سازند و دو سال پیش 18 میلیارد دلار سرمایه ایران را بدون هیچ توضیحی وصول کردند و شاهکار اخیر طرف ترک ،شکایت از ایران به این دلیل واهی است که ایرانیان باید در فروش گاز به ترکیه تخفیف اعمال نمایند ! زیرا روسها در فروش گاز تخفیف اعمال کرده اند و همگان می دانند که اعمال تخفیف از سوی روسها بدان دلیل بود که ترکها متعهد شدند خط لوله را از خاک روسیه عبور دهند و مقایسه ایران و روسیه عملی کاملا مغایر با حسن همجواری و دوستی میان دو ملت است.
ترکیه به خوبی از فشار های جهانی بر ایران آگاهی دارد و مزورانه بر آن است که از این شرایط بیشترین سود را متوجه خود سازد.
ترکها بایستی آگاه باشند که این شرایط زود گذر و موقت است و تجربه تاریخی نشان داده ،ملت تاریخی -فرهنگی ایران هیچگاه به صورتی دراز مدت در فشار و بحران نبوده است و ایرانیان فارغ از هر عقیده و دید گاه سیاسی این کنش های مزورانه را بر نمی تابند و دولتمردان تاجر صفت و نان به نرخ روز ترک روزی مجبور خواهند شد تاوان دشمنی با ملت ایران و تاراج ثروت ملی ایرانیان را بپردازندو این ثروتها نه به دولت ،بلکه به ملت ایران تعلق دارد..علی عجمی آذرابادگانی ایراندوست.11 بهمن 1390 خورشیدی
نظرات ()