این پیکره نشان گر تندیس افسانه های قوم اوغوزی ،دده قورقود-در نخجوان است ..تندیسی که برای ارجداشت این پیر داستان گو بر پا شده است..به راستی دده قور قود چیست و چه ارتباطی با مثل ها و حکایات آذربایجانی ها و ارانی ها و شروانی ها دارد !؟..این روز ها بازار روایت از دده قورقود از سوی مدعیان هویت طلبی و به ویژه پانترکان در فضای مجازی داغ است...نوشتار هایی که بر آنند تا دده قور قود را که هیچ کس پیرامون اوغوزی بودن روایت هایش شکی ندارد ،به مردمان آذربایجان و اران و شروان منسوب سازد..سیاستی در راستای اغوزی نشان دادن مردمان این ناحیه جغرافیایی.. کتاب در صفحه‌ی 3، مقدمه‌ای دارد که این گونه آغاز می‌شود: « بسم‌الله الرحمن الرحیم ـ رسول علیه‌السلام زماننه یقین بیات بریندن (بویندن) قورقوت آتا دیرلر برار قوپدی، اوغوزون اول کیشی تمام بیلجسیدی، نه دیرسه اولردی، غایبدن در لو خبر سویلردی، حق تعالی انک کوکلنه الهام ایدردی». و با این عبارات خاتمه می‌یابد: « قورقوت اوغوز قومنک مشکلنی حل ایدردی، هرنه ایش اولسه، قورقوت آیاته طانشمینجه ایشلمزلردی، هر نه که بیورسه قبول ایدرلردی سوزین طوتب تمام ایدرلردی» ] به نام خدا و بخشنده مهربان ـ نزدیک به زمان رسول علیه‌الاسلام، مردی به نام قورقوت (؟) برخاست. آن مرد داناتر از همه غزها بود، ‌هر چیزی که می‌گفت، می‌شد. غیب‌گویی‌های درستی می‌کرد. حق‌تعالی به قلب او الهام می‌نمود.[ و بنا به نوشته‌ی مصحح، این مقدمه بعدا به متن اصلی کتاب علاوه شده است.
ادامه مطلب   
نویسنده : گروه ایرانزمین یکپارچه نیرومند و آزاد ; ساعت ٩:٠٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ آذر ۱۳٩٠
تگ ها :

 

 

روشنفکران آذربایجانی و ادبیات ایران دوستی

در سالهای پایانی سده 13 خورشیدی همگام با تبلور یافتن اندیشه ناسیونالیسم ایرانی روشنفکران آذربایجانی همزمان با تولید احساسات و آفرینش های ادبی ،ملی به زبان پارسی از خلق آثار ایران دوستانه به زبان اصیل ترکی آذربایجانی نیز غافل نشدند و به آفرینش نگاشته ها و سروده های زیبایی پرداختند. بی شک در حوزه آثار منظوم جایگاه روشنفکر برجسته آذربایجانی،میرزا علی معجز شبستری چونان نگین ذرخشانی بر تارک ایران خواهی ،ناسیونالیسم ملی و گفتمان اصلاح طلبی می درخشد.
و یکی از زیبا ترین این آثار چکامه زیبای "وطنی سرود" معجز می باشد.وی در این سروده به شیوایی تمام ریشه های ملی ایرانی و اسطوره ای (الهام گرفته از شاهنامه فردوسی ) را به مدد می گیرد و با واژه های شیوا ایرانیت دیرپای آذربایجان را به تصویر می کشد.

ادامه مطلب   
نویسنده : گروه ایرانزمین یکپارچه نیرومند و آزاد ; ساعت ٧:٢٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ آذر ۱۳٩٠
تگ ها :

 

این پیکره نشان گر کتاب ارزشمندی است که دو تن از استادان به نام ادبیات ترکی و زبانهای شرقی ترکیه،اخیرا به نگارش در آورده اند...پروفسور بکر شیشمان و پروفسور محمد کوزو باش...و عنوان کتاب این است..شاهنامه و اثر بخشی آن بر فرهنگ و ادبیات ترکی...گزافه نیست گفته شود هیچ اثر ادبی به میزان شاهنامه فردوسی نه جهانگیر شده و نه بر دیگر فرهنگ ها اثر بخش بوده است و بایبد گفت ،شاهنامه فردوسی فراگیر ترین اثر فرهنگی -ادبی ایرانی است و نشانی بر غنای فرهنگ ایرانی و البته ترکان عثمانی شاید بیش از هر ملت دیگری از این اثر گرانسنگ ایرانی تاثیر پذیرفته و در راستای مضامین آن نوشته و سروده اند...
ادامه مطلب   
نویسنده : گروه ایرانزمین یکپارچه نیرومند و آزاد ; ساعت ۸:۳٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ آذر ۱۳٩٠
تگ ها :

 

رازهای سر به مهر بنیاد فرقه استالین ساخته دموکرات...؟ پیکره ای که مشاهده می فرمایید کتابی ارزشمند پیرامون پشت پرده های نو منتشر شده فرقه استالین ساخته دموکرات آذربایجان است. از انتشارات مهد آزادی, تبریز...و با مقدمه ای از شادروان حمید ملازاده که چندی پیش درگذشت و از آزادی خواهان ایراندوست و به نام آذربایجان بود...

raz_aبخش اصلی کتاب ..رازهای سر به مهر نام دارد...و خاطرات سرگرد پیشین ارتش سرخ شوروی ..سرگرد ابراهیم نوروزاف است...نوروز اف در سالهای پایانی عمر تصمیم گرفته بود ناگفته های پشت پرده بنیاد فرقه دموکرات آذربایجان و سیاست های ضد ایرانی استالین و میر جعفر باقرف را فاش سازد..بر این اساس بود که چون شادروان ملازاده به باکو رفت دست نوشت های ارزشمند خود را در اختیار ایشان قرار داد تا انتشار یابد...
ادامه مطلب   
نویسنده : گروه ایرانزمین یکپارچه نیرومند و آزاد ; ساعت ٧:٥٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ آذر ۱۳٩٠
تگ ها :

 

این پیکره را از موزه منسوجات کردی در درون قلعه تاریخی شهر اربیل کردستان عراق گرفته ام...تصویر قوطی چای پر شده در ایران برای ارسال به شهر های کردستان عراق در سالهای نخستین دهه هفتاد میلادی...
چای بارزان ،چای خوش رنگ و خوش طعم !،hamta tea،با نگاره ملا مصطفی بارزانی
این چای نمایانگر روزهایی است که ایرانیان، کردهای عراقی را یاری می دادند تا رژیم فاشیستی بعث عربی را به لرزه اندازند..
پیرمردی برایم تعریف می کرد که به کمک ایرانیان در آن سالها رژیم بعثی حسن البکر-صدام حسین کاملا منزوی شده بود و منطقه به تمامی در اختیار پیشمرگه های کرد و نیروهای ایرانی بود که با لباس کردی سلاح و تجهیزات و حتی مواد غذایی در اختیار کردهای عراقی قرار می دادند و ارتشیان بعثی حتی جرات بیرون آمدن از پادگانها را نداشتند و بازار کردستان عراق آکنده از کالاهای فرستاده شده از سوی ایران بود و جالب ترین آنها این چای ها که تا روستاهای دور افتاده کردستان می رفت و به دلیل ارسال از ایران و تبلیغ ملا مصطفی بعثی ها را دیوانه می کرد !
ادامه مطلب   
نویسنده : گروه ایرانزمین یکپارچه نیرومند و آزاد ; ساعت ۸:۳۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ آذر ۱۳٩٠
تگ ها :

 

این پیکره یکی از مشهورترین تصاویر بر جای مانده از کابینه فرقه دموکرات آذربایجان به نخست وزیری سید جعفر پیشه وری است ...پیکره خود روشنگر و گویاست و ماهیت واقعی آن جریان را نشان می دهد...پیشه وری در میان تصویر و دیگر کادر های کابینه در کنار و البته پرچم اتحاد جماهیر شوروی و تصاویر لنین و استالین در بالای کابینه !!

فرقه دموکرات آذربایجان به شیوه ای ناگهانی و یک شبه در 12 شهریور 1324 بوجود آمد...پیش از آن هیچ نشانی در دست نیست که پیشه وری را به مثابه کوشنده ای قوم گرا و ایالت مدار بدانیم..برعکس..نشانه های فراوانی در دست است که او در روزنامه های حریت و حقیقت و آژیر که سردبیر هر سه بود بشدت با هرگونه اختلافات زبانی و تباری میان ملت ایران مخالفت می کرد و از این روی بود که در روزنامه آژیر که در سالهای 1322 تا تابستان 1324 در تهران انتشار می یافت به شدت مخالف سید ضیا الدین طباطبا یی بود که ایده ...ممالک متحده ایران..یا یک فدرالیسم قومی را برای ایران ترویج می نمود....بررسی کارنامه پیشه وری نشان می دهد که او یک کوشنده کمونیست لنینیست بود که کوششهای سیاسی خود را از سالهای 1918 در باکو آغاز کرد...نخست یک سوسیال د موکرات وابسته به خیابانی بود..اما بعد ها به فرقه عدالت ایران که نخستین حزب کمونیست ایرانی بود پیوست و پس از چندی با وجود جوانی سردبیر ارگان آن ..حریت..شد...نگاشته های فراوانی از آن روزگاران به قلم جواد زاده پیشه وری در دست است که او در قامت یک کمونیست لنینیست دو آتشه بشدت با جریان پانتنرکیسم مخالفت می کند و منتقد شدید رسولزاده و نظام عثمانی است...چندی بعد او به گیلان می اید و نخستین کنگره حزب کمونیست ایران در بهار 1299 خورشیدی در بندر انزلی تشکیل می شود و پیشه وری از منتخبان کنگره فرقه عدالت است که ان زمان به حزب کمونیست ایران تغییر نام می یابد...
ادامه مطلب   
نویسنده : گروه ایرانزمین یکپارچه نیرومند و آزاد ; ساعت ۸:٤٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٩ آذر ۱۳٩٠
تگ ها :

 


"""ماهیت استالین ستای فرقه دموکرات آذربایجان"""

پیکره ای را که مشاهده می کنید به خوبی نشانگر ماهیت استالین ستای فرقه دموکرات آذربایجان است..و نشانگر گروهی از فرقه چی ها همراه با چند تن از وزرای دولت پیشه وری.و مهمتر از همه در وسط تصویر بیر یا وزیر فرهنگ استالین ستای او...پیشه وری در نگارشی داستان وار روند بنیاد فرقه را پس از فرار به شوروی چنین توضیح داده است.
اولین گامها خیلی مشکل و صعب بود. چرا که می بایستی از یک طرف در شرائط دشوار
همراهان و رفقائی را پیدا کنیم و از طرف دیگر اعلامیه ی فرقه را که عبارت از 12 بند بود، به روی کاغذ آورده و
بعد از بحث و گفتگوی زیاد به امضای 46 نفر از آزادیخواهان نامدار بی طرف برسانیم. بهر حال علیرغم کنترل جدی
اداره ی پلیس با تصمیم قبلی بیانیه مان را تا 12 شهریور به چاپ رسانده و منتشر کردیم. در ابتدا بخاطر فقدان
افراد مطلع با معلومات در جمعمان تدوین و انتشار چنین بیانیه ای سیاسی خیلی مشکل بود. در نتیجه خودم
مجبور به تدوین آن به دو زبان شدم. بخاطر پرهیز از ترجمه ی تحت اللفظی، اختلاف مختصری در متن آذربایجانی و
فارسی آن وجود دارد. منتها می توانم ادعا بکنم که متن بیانیه چه به فارسی و چه به آذربایجانی کاملاً روشن
نوشته شده است. کار چاپ آن همانگونه که در بالا ذکر شد، مشکل بود.
چاپ 15 هزار نسخه از مراجعت نامه ی
مفصل 12 شهریور عرض یک روز در چاپخانه های تبریز تقریباً غیر ممکن به نظر می رسید. لذا مجبور شدم که
شخصاً 24 ساعت تمام در چاپخانه حاضر باشم...این نگاشته سالها بعد انتشار یافته و بخشی از خاطرات پیشه وری درباره چرایی و چگونگی بنیاد فرقه دموکرات آذربایجان در 12 شهریور 1324 است..پیشه وری نمی دانست که روزی شوروی بزرگ فرو خواهد پاشید و استالین داهی و نابغه !! از بین خواهد رفت و اسناد بنیاد فرقه و پاره ای از اسناد کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی که فوق العاده محرمانه بودند در اختیار همگان قرار خواهند گرفت..بر این اساس این خاطرات را پیشه وری پیش از مرگ در 20تیر 1326 و پس از فروپاشی فرقه و شکست پروژه فرقه سازی در آذربایچان و کردستان به نگارش در آورد..اینک اسناد بنیاد فرقه از سوی گروهی از پژوهشگران چون دکتر جمیل حسن لی و ناتالیا یگروا مورد بررسی قرار گرفته اند و آشکار شده نه پیشه وری و نه قاضی محمد کمترین نقشی در بنیاد فرقه دموکرات آذربایجان و ایران نداشته اند و حتی میر جعفر باقرف دبیر اول وقت آذربایجان شوروی نیز تنها نقش مجری داشته و تمامی فرامین بنیاد آن فرقه ها-- در راستای تجزیه آذربایجان و کردستان و الحاق آنها به شوروی از سوی پولیت بورو و شخص استالین صادر شده و اندیشه آن به زمانی باز می گردد که روح پیشه وری و قاضی محمد از آن خبر نداشت و آن دو تنها مجزیان بی اختیار و فرمان بر آن بوده اند..کافی است بیانیه و یا مراجعت نامه فرقه ها را با دستور شوروی مقایسه فرمایید تا دریابید آن فرقه ها تا بن دندان وابسته و امر بر استالین بوده اند ...و به قول سرهنگ قلی اوف کنسول شوروی ..سنی گتیرن..سنی دییر گت !!..آن که تو را آورده به تو امر می دهد برو !!
ادامه مطلب   
نویسنده : گروه ایرانزمین یکپارچه نیرومند و آزاد ; ساعت ۸:۳٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ آذر ۱۳٩٠
تگ ها :

 

سندی مهم...اعتراف غلام یحیی دانشیان به شکست فرقه در 19 آذر 1325 و متن تلگراف او به پیشه وری
به گاه 21 اذر 1325 ژنرال فرقه که دم از پیروزی می زد ،تاب مقاومتی چند ساعته را با سپاه ایران نیافت و با ارسال تلگرافی محرمانه به پیشه وری در 19 اذر 1325،اعتراف کرد که کار تمام است و تمامی فرقه چیان روحیه باخته و ترسیده اند.این تلگراف شاید راست ترین کنش غلام یحیی در تمامی عمرش باشد.چنین نوشته است:
""چوخ چوخ فوری-آقای پیشه وری
بوگون صبح ساعت آلتی یاریمدان تا آخشاما قدر شددت لی ووروشما نتیجه سینده بیزیم عده میز نوروز آباد کلوچه و قافلانکوهین اتگینده اولان افشار کندیندن دالی اوتوروب لار.فدایی لر طیاره تانک و توپدان قور خوبلار و اوز روحیه لرینی ایتیریپ در ،سنگر لرینی ترک ایدیپ لر و دشمن ده جناحلار دان تجاوز ایدیر .اونا گوره محاصره یه دوشمه مه ک ایچون مجبور الدیق قیزیل اوزن سولارینی تخلیه ایده ک و قزل اوزان سوسه دالی دونک و دمیر یولینن کورپو لرینی خراب ایدک ،جبهه میزی قیسا ایدیرکمحاصره .
ساعت 21-غلام یحیی دانشیان-19 آذر
ترجمه:
خیلی خیلی فوری آقای پیشه وری-
در نتیجه زد و خورد شدیدی که از ساعت 6.30 امروز (19 آذر) از صبح تا غروب ادامه داشت فداییان از نوروز اباد -کولیچه آبادی افشار که در دامنه شرقی قافلانکوه قرار دارد عقب نشستند.فداییان از بمباران هوایی .و اتش تانک ها و توپخانه ها فوق العاده وحشت دارند.روحیه خو را به کلی باخته سنگر ها را ترک می کنند.دشمن از جناحین تجاوز میکند.برای اجتناب از شدن مجبور شدیم اطراف قزل اوزن را تخلیه کرده ،پل های جاده شوسه و راه آهن را بر روی قزل اوزن خراب کرده و جبهه خود را کوتاه کنیم.
ژنرال غلام یحیی دانشیان
این تلگراف مهم تاریخی را پیشه وری دید و عمق فاجعه را در نیافت.فردای همین روز روزنامه فرقه تیتر زد
اولمک وار،دونمک یوخ !(مرگ هست و بازگشت نیست )...

  
نویسنده : گروه ایرانزمین یکپارچه نیرومند و آزاد ; ساعت ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ آذر ۱۳٩٠
تگ ها :

 

این پیکره نشان گر ارزشمند ترین ،دیر پا ترین و تفصیلی ترین کتابی است که پیرامون کردها و کردستان نگاشته شده است.نویسنده این اثر دیر پا و ارزنده ،شرف خان ابن شمس الدین بدلیسی است و در سال 1597 میلادی ،1005 هجری به زبان ادبی-تاریخی آن روزگاران ،فارسی به نگارش در آمده است.ارجمندی شرفنامه و سترگی کوشش بدلیسی از ان روی است که پیش از او هیچ کتاب جامعی پیرامون تاریخ کردها نوشته نشده بود.چنانکه در زمان ساسانیان و اوایل اسلام چادرنشینان کوهستان‌های فارس را کرد می‌خواندند. اگر تاریخ اقوام کرد در پیش از اسلام تاریک و مبهم است، تاریخ آنان در پس از اسلام در پرتو تألیفات مورخان ، تا اندازه‌ای روشن‌تر است، اما در این دوره هم، چون از کرد به‌طور فرعی و ثانوی- ضمن اخبار ممالک اسلامی- سخن به میان آمده، درباره تاریخ این قوم به‌طور اساسی و مستمر مطلب کاملی نوشته نشده و بایستی گفت تنها در دوره صفوی نخستین کتاب مهم درباره قوم کرد به زبان فارسی تدوین شده که همان شرفنامه بدلیسی است. شرافنامه بدلیسی به صورت خطی در بسیاری از کتابخانه های معتبر ایران و هند و عثمانی بود.به دلیل نیاز پیرامون آگاهی از تاریخ کردان ،در سالهای میانی سده نوزدهم میلادی مورد توجه مورخان و خاور شناسان برجسته اروپایی قرار گرفت و سرانجام به کوشش ولادیمیر ولیامینوف زرنوف ،عضو آکادمی فرهنگستان علوم روسیه -سن پترزبورگ ،در سال 1860 در نسخه های کم شمار برای نخستین بار به چاپ رسید...ولادیمیر زرنوف در مقدمه ای که برای این کتاب نگاشته چنین می گوید...این کتاب معتبر ترین ،مهم ترین و قابل ملاحظه ترین بخش تاریخ کرد است و از این بابت منبعی است که ارزش و اهمیت ان در وصف نمی گنجد.شهرت و ماندگاری نام بدلیسی ، نه به سبب رخدادهای سیاسی و نظامی زندگی او، که بیشتر به دلیل تألیف کتاب شرفنامه است که آن را به نام سلطان عثمانی محمد سوم نوشته است (بدلیسی ، چاپ عباسی ، ص 5، 9). این کتاب تاریخ مفصل امیران و حاکمان کرد و تاریخ مختصر صفویان و عثمانیان است . تعیین تاریخ دقیق آغاز و پایان نگارش اثر به طور قاطع دشوار است ، زیرا گرچه 1005 آخرین تاریخ مذکور در کتاب است (همان ، ص 584)، به نسخه ای از شرفنامه که کتابت آن در اواخر محرم 1007 پایان یافته و به نظر مؤلف رسیده اشاره شده است ( شرفنامه ، چاپ قاهره ، مقدمة ولیامینوف زرنوف ، ص 16) که معلوم نیست نسخة اصلی و نخستین اثر است یا کتابت دیگری از آن ، اما همین امر به اعتبار متن موجود می افزاید.

شرفنامه به فارسی و با نثری ساده و روان نوشته شده و در آن فراوان به اشعار فارسی و به ویژه شاهنامه فردوسی استشهاد شده است .

ادامه مطلب   
نویسنده : گروه ایرانزمین یکپارچه نیرومند و آزاد ; ساعت ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ آذر ۱۳٩٠
تگ ها :

 

همه سر به سر تن به کشتن دهیم ... از آن به که کشور به دشمن دهیم

این بود سخن سرو ناز بانو همسر جواد خان گنجه ای در 22 نوامبر 1803 پس از اینکه جوادخان گنجه ای (زیاداوغلو) فرماندار میهن پرست ایرانی شهر گنجه و مرزبان دلیر ایران در آران پس از هجوم لشگر روس
کشته شد و نامش را در جرگه قهرمانان تاریخ ایران به ثبت رسانید فریاد زد!

این پیکره ی جوادخان گنجه ای است مردی که با شجاعت تا پای جان برای دفاع از خاک ایران در برابر نیروهای متجاوز روس ایستادگی کرد

جوادخان گنجه ای پس از اینکه ژنرال سیسیانوف روس فرمانده ارتش روس که به سبب آگهی از سستی و بی لیاقتیهای شاه و دربار قاجار به ایران لشگر کشید و شهر گنجه را در محاصره خود در آورده بود در برابرش ایستاد و با اندک نیرویی که داشت شجاعانه سپاهیان دشمن را به شهر راه نداد او به دفعات درخواست ژنرال روسی را دایر به تسلیم و تحویل دژ رد کرد، و در آخر پیغام داد که: «شما باید جسد مرا در پای دیوار قلعه پاره‌پاره بکنید تا بتوانید داخل دژ شوید.»

در پایان جوادخان و یارانش با اینکه در اثر خیانت تعدادی از مردم شهر و از هم پاشیدن نیروهای سپاهش و به امید رسیدن نیرو از آذربایجان به وسیله عباس میرزا، به درون دژ شهر گنجه رفت و به سبب دیر رسیدن نیروهای پشتیبان بدلیل گرفتارییها پشت هم اندازیهای درباریان خائن و همچنین فصل سرما و پس از اینکه نیروهای دشمن راه آب شهر را بسته بودند و در پایان یک شبانه روز با شلیک توپ از همه سوی شهر را مورد یورش قرار دادند و راه را برای ورود ژنرال دیگر ارتش روس پورتیناکین بوسیله پشتیبانی توپخانه دشمن بدرون دژ آمده بودند و در هنگام نبرد تن به تن برای بیرون راندن سربازان روس از برجهای دژ زخمی شدو با اینکه پسرش را که به یاریش شتافته بود را به برجی دیگری فرستاده بود خود و فرزندش حسینقلی خان هر کدام بر بالای سر یکی از توپهای برج ایستاده و تا آخرین قطره خونشان به نبرد ادامه دادند تا کشته شدند!

در اینجا بود که سروناز بانو همسر جوادخان پس از شنیدن کشته شدن وی به جای شیون و زاری بر سر یاران و خانواده فریاد زد :
جوادخان کشته شد؛ اما ایران که نمرده است، همه جا را سنگر ببندید و آماده باشیدتا به جوادخان بپیوندیم .آنگاه گفت شاهنامه را بیاورید تا تفالی بزنیم، امروز روز رزم است و دیوان حافظ را جایی نیست . وقتی که کتاب را گشود، با بانگ رسا گفت که گوش کنید که چه می گوید :


همه سر به سر تن به کشتن دهیم از آن به که کشور به دشمن دهیم
ادامه مطلب   
نویسنده : گروه ایرانزمین یکپارچه نیرومند و آزاد ; ساعت ۸:٢٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٢ آذر ۱۳٩٠
تگ ها :

 

این پیکره نشان گر ،دیوار نوشت عظیم ده بخشی مسجد جامع دهلی است..ده دیوار نوشت به خط ثلث ایرانی و همه به فارسی در مدح شاه جهان ، ..کسی که دستور ساخت تاج محل و قلعه سرخ دهلی را صادر کرد...در دیوار نوشت های عظیم مسجد جامع زیبای دهلی خطی به جز فارسی نمی یابید..و این همه نشان گر اثر بخشی عظمت فرهنگ ایرانی در دیار هند است..زبانی که با عشق چنین بناهایی را با چنین دیوار نوشت های سترگی پیشکش جامعه بشری کرد..به فرمان شهنشاه جهان ،پادشاه زمین و زمان کیهان خدیو کشورستان گیتی ،خداوند گردون توانموسس قوانین عدل و سیاست ،مشید ارکان عدل و دولت ،بسیار دان علی فطرت قضا فرمان ،قدر قدرت فرخنده رای خجسته منظر فرخ طالع بلند اختر آسمان حشمت انجم سپاه خورشید عظمت فلک بارگاه....علی عجمی آذرابادگانی ایراندوست.دهلی نو مرداد 1390

  
نویسنده : گروه ایرانزمین یکپارچه نیرومند و آزاد ; ساعت ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٠ آذر ۱۳٩٠
تگ ها :

 

این پیکره روی جلد نشریه ""بوز کورت ""یا گرگ خاکستری ،ارگان جریان پانترکیسم را نشان می دهد.پاره جغرافیایی درون نقطه چین امپراطوی آرمانی جریان نژاد گرای پانتر کیسم است.سرزمینی که بخشی از مغولستان-چین-روسیه-ایران-ا

وکراین-تاجیکستان-افغانستان-گرجستان-آران-ارمنستان-یونان-ازبکستان-ترکمنستان-عراق-سوریه-اردن-مجارستان-بلغارستان و….را شامل میشود.نکته بسیار جالب و شگفت اور عبارت نژاد پرستانه >>>نژاد ترک برتر از همه نژاد هاست<<<بر روی جلد نشریه است!!!؟.
.شوربختانه امروز شاهد آنیم که این جریان ورشکسته که حتی در ترکیه و آران نیز جایگاهی ندارد بر ان است تا با سرباز گیری از دیار آذرابادگان -سیاست نژاد پرستانه خود را بر مهمترین بخش ایران تحمیل سازد .خوشبختانه تاکنون به جز اثر بخشی بر گروهی اندک که غالبا خارج از ایران به سر برده و از ایران دوستی ریشه دار فرزندان آذرابادگان اگاهی ندارند و البته گروهی نا آگاه در داخل که بیشتر آزرده هستند تا ضد ایران ، ناکام بوده است.
ب ر اندک از جوانان نا آگاه و ساده اندیش که فریب این جریانهای الپ ارسلان و ضیا گوگ الپ ساخته و ایلچی بیگ بافته را خورده اند و پروفایل های خود را از نمادهای گرگ خاکستری اگنده ساخته اند هشدار می دهیم که نا دانسته به مبلغ یک جریان سیاسی فاشیستی و ضد بشری بدل گشته اند که بی شرمانه خود را بر ترین نژاد گیتی می دانند.شما در هیچ نوشتار افراطی جریان پان ایرانیسم نمی توانید جمله یا عبارتی را معا دل این جمله گرگ های خاکستری بیابید که به روشنی کوس برتری نزادی بزند.لازم به یاد اوری است که شماره ای از این نشریه را سال گذشته از کتابفروشی های مشهور استانبول___صحافلار چارشیسی __خریداری نموده اکنون جهت آگاهی شما ارایه می کنم تا به کنه ضد بشری و فاشیستی این جریان که هیچ سنخیتی با دیار پاکان و آذرابادگان ندارد آشنا تر شوید.امروزه بیشتر تحلیل های سیاسی و جعلیات تاریخی جریان پان ترکیسم از آبشخور چنین نشریاتی سیراب می شود.
ادامه مطلب   
نویسنده : گروه ایرانزمین یکپارچه نیرومند و آزاد ; ساعت ٩:۱٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۸ آذر ۱۳٩٠
تگ ها :

 

این پیکره ، سنگ مزار عباس میرزا در موزه آستان قدس رضوی مشهد است. شاهزاده ای که در 16 سالگی به مثابه فرمانده نمادین سپاه ایران برگزیده شد.، اما دیری نپایید که خود رشته فرماندهی و جنگ آوری را بر عهده گرفت و به قول معاصرانش بیشتر به عموی پدرش، آقامحمدخان نسب می برد تا پدرش که حتی روی جبهه و جنگ را ندید.
در فضای واپس گرای دربار قاجاریه، بودند ستارگان درخشانی چون میرزاعیسی قائم مقام بزرگ و فرزندش میرزاابوالقاسم قائم مقام که شاهزاده جوان را در کف خردمند و باتدبیر خویش بگیرند و از او شاهزاده ای بسازند که در عین جنگاوری و شجاعت، در دانش و خردمندی نیز کم مانند باشد.
بدین سان بود که شاهزاده ایرانی، فرهیخته بار آمد و سپاه ایران با وجود محدودیت ها و کمبود امکانات، چه حماسه ها در برابر سپاه الکساندر روسیه برپا کرد. همان الکساندری که پاریس را گرفت و همراه با بریتانیایی ها، ناپلئون را شکست داد.
با این وجود ایرانیان در نخستین دوره جنگ های ایران و روس، جنگ را بیشتر نه در جبهه، بلکه در پس تزویر و نیرنگ های سیاسی بریتانیایی ها و فرانسوی ها و عوامل آنان باختند.
مگر نبود که سپاه ایران و "جوادخان زیاداوغلوی قاجار" در پای قلعه باکو فرمانده سپاه روسیه "ژنرال سی سیانف ایشپخدر" را که اهالی گنجه را قتل عام کرده بود کشتند و سرش را به تهران فرستاند; مگر نبود که سپاه ایران در همان زمان، عثمانی را که بر طمع آمده بود و سودای سو استفاده از نبرد ایرانیان با روسها بود سه بار شکست دادند;؟
عباس میرزا، سال ها فرمانفرمای آذربایجان بود و فرماندهی قشون ایران در سال های 1218 تا 1228 قمری در جنگ های ایران و روس را نیز بر عهده داشت. در این جنگ های 10 ساله در نبردهای نظامی مهمی چون جنگ اوچ کلیسا پیروز شد و توانست بارها مناطقی از ایران همچون ایروان، قره باغ، گنجه و شیروان را از روس ها پس بگیرد، ولی سرانجام از آنان به ویژه در نبرد سرنوشت ساز اصلاندوز شکست خورد. این شکست آنچنان سنگین بود که پس از آن، ایران مجبور به پذیرش پیمان گلستان شد. پیمانی که بر اساس آن قره باغ، باکو، شیروان، داغستان و گرجستان و... از ایران تجزیه گردید.

ادامه مطلب   
نویسنده : گروه ایرانزمین یکپارچه نیرومند و آزاد ; ساعت ٢:٥۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۸ آذر ۱۳٩٠
تگ ها :

 

این پیکره نشانگر ناصر الدین شاه قاجار ،دیر پا ترین سلطان قاجاری است..مردی که نیم سده بر ایران مقتدرانه و مستبدانه ، حکمرانی کرد...1264-1313 هجری و سرانجام در آستانه زمامداری نیم سده ای خود به ضرب گلوله میرزا رضای کرمانی کشته شد و اینک مزارش در عبدالعظیم تهران است...نخستین شاهی که به اروپا سفر کرد و همواره اصلاحات نیم بندی را مد نظر داشت که هیچگاه نتوانست آن را تمام و کمال به اجرا در آورد..به قول دکتر فریدون آدمیت...در این شوره زار گلی نرویید...پیرامون این آخرین شاه مقتدر قاجاری گفته ها بسیار متناقض و پراکنده و مختلف است...اما کمتر کسی شک دارد که پس از ترور او همان اقتدار نیم بند قجری نیز از دست رفت..بقول حاج امین الضرب که به قاتلش میرزا رضا معترضانه گفت...میرزا..کدام بیسمارکی را در پشت دروازه های تهران سراغ داشتی که ناصر الدین شاه را کشتی !؟!؟...سخن پیرامون ناصر الدین شاه فراوان است..از ببری خان گربه محبوبش گرفته که درباریان برایش تعظیم می کردند و از کودکی ملیجک نام که درجه سرلشکری گرفت !!!...و از مستشار الدوله تبریزی که کتاب یک کلمه را که دفتری پیرامون روشنگری و اصلاحات بود آنقدر بر سرش کوفتند تا کور شد...اینها بخشی از بدی های ناصر الدین شاه بود...اما اسناد نویافته نشان می دهند که اگر دوران ناصری را یکسره دوره انحطاط بدانیم ،داوری مان آکنده از خطاست و البته نادرست...او دست پرورده امیر بود...

ادامه مطلب   
نویسنده : گروه ایرانزمین یکپارچه نیرومند و آزاد ; ساعت ٩:٠٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٤ آذر ۱۳٩٠
تگ ها :

 

پیکره ای که مشاهده می فرمایید تصویری است که با هماهنگی با آکادمیسین های دانشمند دپارتمان جغرافیای سیاسی دانشگاه باکوتوسط اینجانب برداشته شده است...مشاهده می فرمایید که این نقشه ای است که اساتید دانش پژوه و علم مدار دانشگاه باکو در بیان مشخصات جغرافیایی مناطق مورد استفاده قرار می دهند..البته حساب این دانشمندان از عالم نمایان وابسته به جریان پانترکیسم جداست... دانشمندان آگاه و دانش پژوه باکویی خود آگاهند که حوزه دانش ورزی و علم پژوهی از حوزه تبلیغات و سیاست ورزی جداست..آن بزرگواران به من امکان و مجال دادند تا عکس های متعددی از نقشه های علمی تهیه کنم و من این نقشه را برگزیدم که در موزه ملی باکو نیز در معرض دید همگان قرار دارد...در این نقشه به وضوح مشاهده می فرمایید که آذربایجان در جنوب ارس مشخص است و ناحیه اران و شروان در شما ل ارس و در ناحیه ای که از سال 1918 به نادرستی نام ...آذربایجان..گرفته است و هیچ نشان تاریخی و علمی پیرامون این تغییر نامی وجود ندارد که با همان تغییر نام دروغین بسیاری از ایراندوستان آذربایجانی چون شادروان خیابانی و اسماعیل امیر خیزی به مخالفت پرداختند و حتی جالب است بدانید سید جعفر پیشه وری نیز بارها تاکید داشت این نام دروغین است و در آن زمان بارها به این تغییر نام اعتراض داشت...این روزها دیگر بار جریانهای بی دانش و دروغزن پانترکی بر آنند تا در راستای ملت سازی های جعلی خود دیگر بار به نشر این ادعای دروغین اقدام کنند که گویی نام اران و شروان تاریخی از ابتدا آذربایجان !!! بوده است..هدف ما از درج این نقشه مستند و علمی این است تا همگان بدانند بر خلاف سیاست ورزی های دولتهای باکو...دانشمندان واقعی آن دیار درباره نام واقعی دیار خاقانی و نظامی و مهستی چگونه می اندیشند...اینک در حوزه دانش پژوهی همگان می دانند که نام واقعی جمهوری آذربایجان کنونی تا سال 1918 و جعل جریان پانترک مساواتی رسولزاده..اران و شروان بوده است...در ادامه مقاله ای دانشمندانه و مستند از سوی گروهی از فرهیختگان تبریزی ارایه می شود تا دوستان ارجمند با روشی علمی با تاریخ چه و مستندات علمی اران و شروان نیز آشنا شوند...علی عجمی آذرابادگانی ایران دوست....... چگونه نام آذربایجان بر اران ( ایران شمالی ) گذاشته شد ؟ .....

ادامه مطلب   
نویسنده : گروه ایرانزمین یکپارچه نیرومند و آزاد ; ساعت ۸:٥٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٤ آذر ۱۳٩٠
تگ ها :

 

دوستان وسروران عزیزی که با مراجعه به وبلاگ گروه ایرانزمین یکپارچه نیرومند وآزاد ما را در این امر یاری رسانید :

اخیرآ در وبلاگ (  گاهنامه ) به آدرس :  www.gaahname.wordpress.com مطلبی پیرامون تیم فوتبال تراکتور سازی درج گردیده که هر چند اشکالاتی به این مقاله وارد است ولی در مجموع تحلیلی است که خواندن آن را به همراهان گرامی توصیه میکنیم

 

  
نویسنده : گروه ایرانزمین یکپارچه نیرومند و آزاد ; ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ آذر ۱۳٩٠
تگ ها :

 

این پیکره را در شهر اردبیل و از مزار شاهنشاهی برگرفته ام که یگانگی سرزمینی ایران را پس از نه سده بدان باز گردانید...
شاه اسماعیل صفوی...
شاه اسماعیل صفوی سرانجام پس از گذشت ،9 سده از فروپاشی ساسانیان توانست ایران را دیگر بار یکپارچه و متحد نماید و به مرزهای ساسانی برساند. صفویان از اذربایجان و اردبیل برخاستند و کیست که نداند اگر نبودند ، سرزمین ایران میان دو حکمرانی ترکان عثمانی و ازبکان تقسیم می شد و شاید فرهنگ و ادب ایرانی نیز از میان می رفت و به جز نامی تاریخی از ان باقی نمی ماند.
در کوشش های شاه اسماعیل یکم بیشک بایستی گیلانیان را در رتبه نخست قرار داد...پس از کشته شدن دو برادر بزرگترش این گیلانیان بودند که صوفی اسماعیل کودک ، را در پناه خود گرفتند و بزرگترین پشتیبانان خانقاه اردبیل شدند...انگاه هزاران قزلباش نیز از اناتولی به اینان پیوستند و ایران را یکپارچه نمودند...و البته خواب ترکان عثمانی و مفتیانشان را که فتوی در قتل عام ایرانیان می دادند اشفته ساختند...شاه اسماعیل یکم به گاه قدرت گاه سخت کش و خشن نیز بود..اما کیست که نداند اقتضای قدرت در ان روزگار گاه خشونت را نیز که لازمه قدرت بود ایجاب می کرد و او را بایستی با معاصرانش سنجید و از پرزنتیسم در داوری تاریخی دوری جست.
اینک جریانی بیگانه گرا و کور ذهن بر ان است تا با پیروی از تبلیغات یاوه گویانه دولت حاکم بر اران، شاه اسماعیل را از هویت ایرانی دور سازد و او را شاه اذربایجان !!! جلوه گر سازد... لحظه به لحظه تاریخ صفویان به ویژه در سالهای نخستین و میانی اکنده از شور و عشق به ایرانزمین است و فاخر ترین و مجلل ترین و گرانبها ترین شاهنامه گیتی(شاهنامه تهماسبی) به فرمان شاه اسماعیل یکم نگاشته شده و تذهیب گشته است و نام فرزندان شاه اسماعیل یکم همه برگرفته از شاهنامه است-

ادامه مطلب   
نویسنده : گروه ایرانزمین یکپارچه نیرومند و آزاد ; ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ آذر ۱۳٩٠
تگ ها :