
تراکتور ،جمله ائله بیز آسیا ایستروخ!
سرانجام انتظار چندین و چند ساله تبریز به پایان رسید و 42 سال پس از بنیاد باشگاه تراکتور سازی ،امروز تیم فوتبال محبوب تراکتور سازی تبریز ،به نائب قهرمانی لیگ برتر فوتبال ایران ،جام خلیج فارس رسید و پروانه ورود به قهرمانی باشگاه های آسیا را یافت و تبریز را در شادی و پایکوبی غرق کرد.
تراکتور ،از شامگاه امروز تنها متعلق به تبریز نیست....
تراکتور نماینده ای شایسته برای تمامی ایران زمین خواهد بود و دارای این توان و پتانسیل هست که همچون مسابقه هایش در لیگ برتر ایران ،جام خلیج فارس ،مقتدرانه ظاهر شود...
پیش از این نیز تراکتور نه تنها تیم آذربایجان و تبریز ،بلکه تیمی متعلق به ایران بود و چکیده ایرانی در تبریز...

این پیکره و دست خط برگرفته از کتاب تازه انتشار یافته ""پدرم عبدالحمید "" است.نگاشته دخترش عایشه سلطان عثمان اغلو...
دستخط و شعر فارسی نگاشته شده از سوی آخرین سلطان مقتدر عثمانی ،به گاه ماه های پایانی زمامداری و گرفتاری در چنبره کودتای پانترکی ژونترکان در سال 1908...
الله ترا عزیز می دانم و بس...
با عزت آنکه نیست مانند تو کس...
الله درین واقعه دستم گیری...
الله همین زمان بفریادم رس!...
(عبدالحمید)
عبدالحمید دوم آخرین سلطان مقتدر عثمانی بود و همزمان با ناصر الدین شاه و مظفر الدین شاه و محمد علی میرزا..
به مانند دیگر سلاطین و شاهزادگان عثمانی ،فارسی نویسی چیره دست بود و چون بسیاری از آنها دستی در شعر فارسی داشت و به دلیل اینکه مایل بود چهره ای ادب پرور از خود نشان دهد بسیاری از نشریات فارسی انتشار یافته از سوی ایرانیان تبعیدی آن زمان را آبونه می شد و از بسیاری از آنها پشتیبانی مالی می کرد !
پیش از زمامداری به اصلاح گری بی میل نبود و همین عاملی شد تا صدر اعظم قدر تمند و اصلاح گر عثمانی ،مدحت پاشا او را به زمامداری برساند و دوره تنظیمات و مشروطیت اول عثمانی آغاز شود.
اما پس از مدتی کوتاه فیل سلطان یاد زمان استبداد کرد و مدحت پاشا را که اتفاقا دشمن سر سخت ایران بود عزل کرد و به تبعید فرستاد و به گمان برخی مورخان از میان برد...
در اندیشه او اتحاد اسلام به رهبری خودش جای داشت و بدین گونه بود که ایرانیانی چون سید جمال الدین اسد آبادی و خبیر الممالک و میرزا اقا خان کرمانی و بسیاری دیگر از ایرانیان را در پناه خود گرفت...
ادامه مطلب

این پیکره نشان گر چهره و گفتاری از تاریخ پژوه و استاد جامعه شناسی سیاسی ترکیه ای ،دکتر تانر آکچام است.
مورخی که نخست در موسسه مطالعات جامعه شناسی هامبورگ به پژوهش اشتغال داشت و اینک استاد تاریخ در دانشگاه معتبر مینه سوتای آمریکاست.
دکتر تانر از تبار روشنفکران و دانشمندان آگاه ترکیه ای است. می گوید از جوانی می کوشیده تا از رخداد جانسوز و تلخ نسل کشی و قتل عام صد ها هزار ارمنی در قفقاز و عثمانی پرده بردارد ..رویکردش در ورود به این موضوع کشدار و حساس، علمی-مستند و پژوهشمدارانه بوده و سعی داشته بیش از تمرکز بر اسناد دولت های اروپایی و محافلی که به زعم برخی دشمن عثمانی بوده اند،بر روی اسناد بازمانده از خود دولت عثمانی تکیه کند تا عیب جویان و منتقدان را مجالی برای نفی و انکار نباشد.
ادامه مطلب
«عناصرِ اساسیِ گفتمانِ تجزیهطلبانه پانتورکیسم»
سلسله مقالاتی از : رضا پرچی زاده
تجزیه طلبی را به تعرضِ عملی به تمامیتِ ارضیِ مملکتِ خود، معمولا از طریقِ اسلحه برداشتن علیه هموطنان به جهتِ جداسازیِ قسمتی از خاکِ سرزمینِ مادری، تعبیر می کنند. با این وجود، گرچه این آخرِ کارِ تجزیه طلبی است، اما مسلما تمامِ ماجرای تجزیه طلبی نیست. از آنجا که تجزیه طلبان در اصل شهروندانِ واحدِ سیاسی-اجتماعی-فرهنگیِ بزرگی هستند که شاید قرنها و بلکه هزاره ها به آن تعلق داشته اند، برای اینکه عملِ نامتعارف و ساختارشکنِ خود را مشروعیت ببخشند و اذهانِ عمومی را آماده پذیرش آن کنند، پیش از به اجرا درآوردن تجزیه عملی، در پروسه ای طولانی به جا انداختنِ موضعِ خود – هم در داخل و هم در خارج از چارچوبی که می خواهند از آن بِبُرند – می پردازند، تا در زمانی که در موقعِ مقتضی شمشیر را از رو بستند و اسلحه را کشیدند، همگان، با توجه به ذهنیتی که از سابقه امر برای شان ایجاد شده، به انجامِ آن اعتراضی نکنند و بلکه بلافاصله آن را به مشروعیت بشناسند. لذا، تجزیه طلبی در درجه اول گفتمانی استدراجی است که بعدا با خشونتی برق آسا به مرحله اجرا درمی آید. بر نمطِ تمثیل، شیوه عملِ تجزیه طلب همچون حرکتِ افعیِ خوش خط و خال اما سهمناکی است که با گزیدن های متوالی، دوزهای کوچک یا متوسطی از زهر خود را واردِ بدنِ شکارش می کند و سپس به کناری می نشیند تا وقتی که شکار به تدریج ضعیف شد و شروع به گیج زدن کرد، بلعیدن اش را آغاز کند.
ادامه مطلب
دشمنان یکپارچگی سرزمینی ایران را بشناسیم
بسیاری از دوستان شاید در تعیین مصادیق دشمنان یکپارچگی سرزمینی و غزت ایران و یگانگی تاریخی و فرهنگی مردمان و اقوام ایرانی ،دچار اشتباه و خطا شوند...شاید بپندارند که پاره ای از جریانات بیگانه گرا و متعصب قومی چون پانترکیسم و پانعربیسم و پان کردیسم و پان بلوچیسم تجزیه طلب ، دشمنان اصلی ایران هستند...شکی پیرامون دشمنی این نامردمان با ایران و هویت یگانه و تاریخی ان نیست....اما بایستی آگاه باشیم که چنین جریاناتی کوچکتر و بی پشتوانه تر از ان هستند که از آنها آسیبی به کیان سرزمینی و هویت دیر پای ایرانی وارد اید...به این چند مقوله ،جریان به اصطلاح فرهنگی و غیر متشکل سیاسی ..موسوم به پان فارسیسم را نیز می افزاییم که حتی شوربختانه خود ،اگاه نیست که دشمن یگانگی تاریخی مردمان و اقوام ایرانی و تعدد فرهنگی موجود در ایران است...جریانی کم طرفدار که غیر از زبان فارسی تاب تحمل و پذیرش هیچ زبان دیگر ایرانی را ندارد.و کمتر از جریانهای پیشین خطر ناک نیست اما به همان میزان خوشبختانه کم طرفدار و بی هویت است. هر چند که نشانه های وابستگی به بیگانگان را در خود ندارد..و هیچ روشنفکر اصیل و صاحب نظری مدافع آن نیست...مجموع جریانهای یاد شده به دلیل عقبه کم شمار خطر چندانی برای ایران ندارند...پس دشمنان واقعی یکپارچگی سرزمینی ایران کدام جریانها هستند!؟
ادامه مطلب
محمد علی بهمنی قاجار
سخنان وزیر امورخارجه امارات علیه سفر ریاست جمهور ایران به شهرستان ایرانی ابوموسی و ادعا وی علیه حاکمیت ملی ایران بر ابوموسی اگرچه با پوششی ضد ایرانی ودر لعاب ارضای تعصبات به جای مانده از دوران فراموش شده ناصر و صدام بیان شده است، اما در واقع بیشتر از این که تهدیدی را متوجه امری مسلم وبلا منازعی هم چون حاکمیت ایران بر ابوموسی نماید در حقیقت منافع شارجه را زیر سوال برده ومی تواند زمینه را برای دخالت های بیشتر حکومت ابوظبی در اموری که منحصرا در اختیار شارجه بوده است فراهم بیاورد. در مورد ماهیت این ادعاها و پیامدهای این سخنان خلاف عرف دیپلماتیک وحقوق بین الملل می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
1.مالکیت تاریخی ایران بر ابوموسی
از دیر باز ابوموسی به همراه دوتنب وسیری بخشی از فرمانداری بندر لنگه بودند و این فرمانداری که هماره بخشی جدایی ناپذیر از خاک ایران بود بر این جزایر اعمال حاکمیت می کرد. نقشه های وزارات خارجه و وزارت دریاداری انگلیس نیز حاکمیت مطلق و بی چون و چرای ایران بر این جزایر را تایید می کند. این وضعیت تا سال 1904 میلادی بی وقفه ادامه داشت وحاکمیت ایران بی هیچ منازع ومعارضی ادامه پیدا کرد.

پیکره ای را که مشاهده می کنید روی جلذ یکی از معتبر ترین نشریات باستان شناسی گیتی است و نشانگر دیوار کهن دفاعی گرگان...مار سرخ...این دیوار کهن سال در دوره ساسانی و نزدیک به 1700 سال پیش به طول تقریبی200کیلومتر با نام های قزل ائلان، سد اسکندر، سد انوشیروان، سد پیروز و دیوار دفاعی گرگان که طولانی ترین اثر معماری ایران باستان است طی 90 سال ساخته شد.
ادامه مطلباین جستار مربوط به سکه نادری قبلا در تاریخ 23 فروردین سال 90 در این وبلاگ پست شده است ولی به دلیل اهمیت آن به توصیه یکی از دوستان وهمراهان گروه و وبلاگ مجددآ بروز میگردد تا کسانی که فرصت مراجعه به آرشیو را نکردند مورد مطالعه قرار دهند .

این پیکره ،نشان گر سکه نادرشاه افشار ضرب اصفهان است
و نکته جالب توجه واژه ...ایران زمین...بر روی سکه است که نادر شاه دوست داشت بدین لقب از او یاد شود...و شعر درج شده بر روی این سکه ارزشمند زرین چنین است....سکه بر زر کرد نام سلطنت را در جهان....نادر ایران زمین و خسرو گیتی ستان.....نادر از طبقه پایین اقتصادی جامعه بر خاست و پس از رهایی ایران از دست یورشگران و نیز آزاد سازی آذربایجان و همدان و اران و شروان و قفقاز و گیلان و کرمانشاهان از دست تجاوز و اشغال روسها و ترکان عثمانی در سال 1148هجری در مغان آذربایجان در مراسمی که تمامی بزرگان ایران و ایلات و قبایل و رش سفیدان و نمایندگان ایالتها و ولایتهای ایران ان روز گار دعوت شده بودند بر کرسی سلطنت ایران و با رای آنها تکیه زد...البته که او فرزند شمشیر و شمشیر بود اما کیست که نداند روش بر تخت نشستن او در قیاس با زمانه در مجلسی انجام شد که در نوع خود بی سابقه بود...مورخان اروپایی روایت کرده اند که بزرگترین سرداران ترکان عثمانی در نبردی که نادر ایرانزمین در ان شرکت داشت خود را پیش از جنگ می باختند..سردارانی از جنس توپال عثمان پاشا که زمانی تمامی اروپای شرقی و بخشی از اروپای مرکزی را در ید خود داشت در در اطراف بغداد شکست سهمگینی از نادر شاه خورد و روسها چون در هم شکستن ترکان را دیدند..خود نواحی گیلان و اران و شروان و قفقاز را تخلیه نمودند..بی آنکه جرات هماوردی با او را داشته باشند..
← صفحه بعد
نظرات ()